روز جهانی پناهندگان؛ زنان افغانستانی در مرز میان محدودیت و مهاجرت
حدیث حبیبیار
همزمان با «روز جهانی پناهندگان»، شماری از زنان و دختران افغانستانی که در سالهای اخیر ناگزیر به ترک کشور شدهاند، میگویند در مهاجرت با چالشهای گستردهای از جمله نداشتن اقامت، محدودیت در دسترسی به آموزش و کار، فشارهای اقتصادی و آسیبهای روانی دستوپنجه نرم میکنند. آنان میافزایند که دوری از خانه و زندگی در وضعیت ناپایدار، آیندهیشان را در هالهای از ابهام فرو برده است.
حمیرا، پس از بازگشت طالبان به قدرت کشورش را ترک کرده و اکنون در ایران زندگی میکند. او میگوید مهاجرت برخلاف تصور بسیاری از مردم، تنها جابهجایی از یک کشور به کشور دیگر نیست، بلکه آغاز زندگی در وضعیتی است که فرد باید هر روز برای تأمین حداقل امکانات زندگی تلاش کند. «ما زنانی که با امید ادامهی آموزش و ساختن آیندهای بهتر به کشورهای همسایه آمدیم، اکنون با واقعیتهای دشواری روبهرو هستیم که کمتر دربارهی آنها صحبت میشود».
به گفتهی او، نبود اقامت قانونی مهمترین مشکل مهاجران افغانستانی در ایران است؛ موضوعی که بر بخشهای مختلف زندگی آنان تأثیر میگذارد و دسترسی به خدمات و امکانات را محدود میکند. حمیرا میگوید همین وضعیت سبب شده تا مهاجران حتا در انجام سادهترین کارهای روزمره با مشکل روبهرو شوند و احساس «بیگانگی» در میان آنان بیشتر شود. «پناهندهشدن به کشوری که تو را قبول ندارد و نمیخواهد در کشورش حضور داشته باشی، چه زن باشی و چه مرد، بسیار دشوار است. مخصوصاً برای یک زن یا دختر دانشجو و دانشآموز که هزاران امید دارد.»
او میافزاید که مهاجرت مسیر شغلیاش را نیز بهطور جدی تحت تأثیر قرار داده است. به گفتهی حمیرا، پیش از ترک کشور روی ادامهی آموزش و ساختن آیندهی حرفهای خود تمرکز داشته؛ اما اکنون بسیاری از فرصتها را از دست داده و امکان دنبالکردن هدفهای گذشته برایش فراهم نیست.
حمیرا، میگوید بسیاری از زنان جوان افغانستانی پس از مهاجرت با واقعیتی روبهرو شدهاند که فاصله زیادی با رویاهای گذشته آنان دارد. زنانی که زمانی برای دانشگاه، اشتغال و استقلال فردی برنامهریزی میکردند، اکنون درگیر تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی هستند. «دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم، اما اینجا جز کارگری فرصت دیگری وجود ندارد. نمیتوانم هدف و آرزویی را که داشتم دنبال کنم و این بزرگترین ضربه است».
او، با اشاره به پیامدهای روانی مهاجرت، میگوید زندگی در محیطی که فرد همواره احساس بیگانگی کند و نسبت به آیندهی خود اطمینان نداشته باشد، بهتدریج بر سلامت روان اثر منفی میگذارد. به گفتهی حمیرا، فشارهای ناشی از بلاتکلیفی و تجربهی «برخوردهای تبعیضآمیز»، بسیاری از مهاجران را با احساس ناامیدی و مشکلات روحی روبهرو کرده است.
به گفتهی او، برخی مهاجران نه تنها از حقوق و فرصتهای برابر برخوردار نیستند، بلکه گاه به دلیل هویت و ملیتشان نیز با رفتارهای «تحقیرآمیز» روبهرو میشوند؛ مسألهای که به مرور زمان اعتمادبهنفس و امید آنان را کاهش میدهد. «مدام خودت را بهعنوان یک بیگانه حس میکنی و به خاطر هویتت توهین میشوی.»
حمیرا، باور دارد که این پیامدها تنها محدود به او نیست و بسیاری از مهاجران افغانستانی در شرایط مشابه قرار دارند. او میگوید ادامهی این وضعیت میتواند در درازمدت آسیبهای عمیقتری بر زندگی مهاجران وارد کند. «بسیار از مهاجران افسرده و آرام شدهاند، حق خود را نمیتوانند مطالبه کنند و روحیهشان ضعیف شده است. اگر چند سال دیگر در این وضعیت بمانم، شاید این مشکل برای من هم شدیدتر شود.»
همچنان زنان دیگر نیز در کشورهای همسایه با تجربههای مشابه از مهاجرت، بلاتکلیفی و محدودیتهای زندگی روزمره روبهرو هستند؛ تجربههایی که نشان میدهد این چالشها تنها به یک فرد محدود نمیشود.
راحله، یکی از زنان افغانستانی در ایران میگوید که پناهندهگی و مهاجرت تأثیر عمیقی بر زندگی، آموزش و کارش گذاشته و مسیر عادی زندگیاش را تغییر داده است. به گفتهی او، دوری از وطن بسیاری از فرصتها را محدود کرده، اما در کنار آن سبب شده فردی مستقلتر و توانمند شود. او میافزاید: «تأثیر مهاجرت بر زندگی، روی درس و کار خیلی اثرگذار شده، ولی در عین حال آدم را قویتر و مستقلتر هم میکند. امیدوارم دنیا پناهندگان را فقط به چشم آمار نبیند و ما هم انسان هستیم با آرزوها و آیندهای که هنوز میشود ساخت.»
او در ادامه تأکید میکند که زندگی یک زن افغانستانی در مهاجرت با تلاش برای ساختن یک روزمرهی امنتر همراه است، اما این مسیر همواره با حس غربت و محدودیت گره خورده است. راحله نیز میگوید مهمترین چالش در کشور میزبان، نبود امنیت کامل، نگرانی از آینده، نداشتن اقامت و محدودیت در کار و آموزش است. به گفتهی او، این مشکلات سبب میشود مهاجران نتوانند با آرامش در جامعه حضور داشته باشند و همواره در «ترس و ناامنی» زندگی کنند.
علاوهبر زنانیکه در کشورهای همسایه زندگی میکنند، شماری از زنان و دختران افغانستانی نیز پس از سالها مهاجرت، به کشور بازگشتهاند. آنان میگویند بازگشت به افغانستان نیز به معنای پایان مشکلات نیست و زندگی پس از مهاجرت همچنان با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و روانی همراه است.
نیلوفر، بیشاز ۱۱ سال در ایران زندگی کرده؛ اما چهار ماه پیش توسط پولیس این کشور بازداشت و همراه با خانوادهاش به هرات اخراج شد. به گفتهی او، بازگشت به کشور، آغاز مرحلهای تازهای از مشکلات بوده است؛ مرحلهای که در آن تلاشهایش برای راهاندازی کسبوکار و آغاز زندگی دوباره نتیجهای نداشته است.
او میگوید در این مدت برای شروع فعالیت اقتصادی تلاشهای زیادی انجام داده؛ از بافتنی، خیاطی و آرایشگری گرفته تا مراجعه به افراد و نهادهای مختلف برای همکاری، اما به گفتهی او هیچ حمایت مؤثری دریافت نکرده است. نیلوفر میافزاید: «در این مدت تلاشهای زیادی کردم، اما هیچ حمایتی از من نشد. حتا اجازهی حضور در نمایشگاهها برایم داده نشد و اکنون در وضعیت اقتصادی بسیار دشواری زندگی میکنم».
به گفتهی او، زنان بازگشتی در افغانستان، با چالشهای جدی در مسیر کارآفرینی و اشتغال روبهرو هستند و محدودیتهای اجتماعی و ساختاری، فرصتهای کاری آنان را بهشدت کاهش داده است. نیلوفر میگوید با وجود ثبتنام در اتاق تجارت زنان، تاکنون هیچ دعوت یا حمایتی برای معرفی و فروش تولیداتش دریافت نکرده و همین موضوع مانع فروش محصولاتش شده است.
او میافزاید که وضعیت اقتصادی خانوادهاش نیز دشوار است. همسرش قصاب است، اما درآمد او کم و ناپایدار است. نیلوفر میگوید: «اگر شرایط قانونی یا ویزا فراهم شود، دوباره به ایران برمیگردیم، چون زندگی در این جا برای ما بسیار سخت و طاقتفرسا شده است».
نیلوفر همچنان با اشاره به فشارهای اجتماعی و محدودیتهای موجود بر زنان در افغانستان میگوید که این وضعیت تأثیر عمیقی بر روحیهاش گذاشته است. به گفتهی او، حتا نوع پوشش زنان نیز تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و نگرانیهای امنیتی قرار گرفته و زندگی روزمره آنان را دشوارتر کرده است. او میگوید: «شبهای زیادی تا صبح گریه میکنم، چون این تغییرات و فشارها برایم غیرقابل تحمل است».
نیلوفر وضعیت زنان افغانستانی را دشوار توصیف میکند و به باور او، زنان در شرایط کنونی با محدودیتهای گستردهای روبهرو هستند که زندگی روزمره و آزادیهای فردی آنان را محدود کرده است.
او میگوید: «احساس میکنم از بهشت وارد جهنم شدهام».
او خواستار لغو محدودیتهای کاری زنان است و تأکید میکند که زنان در افغانستان باید بتوانند آزادانه کار کنند، آموزش ببینند و از استعدادهایشان استفاده کنند تا زندگی با عزت و استقلال داشته باشند.
در همین حال، کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در افغانستان به مناسبت «روز جهانی پناهندگان» بر ضرورت حمایت از ادغام مجدد بازگشتکنندگان تأکید کرده است.
این نهاد، گفته که حمایت از بازگشت ایمن، داوطلبانه و آبرومندانه و ادغام مجدد پایدار بازگشتکنندگان، برای تقویت جوامع، ارتقای ثبات و بهبود بلندمدت وضعیت آنان ضروری است.
این نهاد، با بازگشتکنندگان و جوامع آواره اعلام همبستگی کرده و تابآوری، شجاعت و عزم آنان را در شرایط دشوار ستایش کرده است.
به گفته نهادهای وابسته به سازمان ملل، بازگشتکنندگان در روند ادغام مجدد با مشکلاتی در زمینه دسترسی به فرصتهای شغلی، آموزش، خدمات صحی، سرپناه و آب آشامیدنی سالم روبهرو هستند.
همزمان با افزایش شمار بازگشتکنندگان و آوارگان داخلی، کمکهای بینالمللی به افغانستان نیز به دلیل تحولات سیاسی و کاهش مشروعیت حکومت طالبان کاهش یافته است.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نیز به مناسبت این روز، خواستار افزایش همبستگی جهانی و حمایت بیشتر از افرادی شده است که به دلیل جنگ، ناامنی و بحرانهای طولانیمدت ناچار به ترک خانههای خود شدهاند.
او گفته است که در پی گسترش درگیریها و بحرانهای طولانی، میلیونها نفر در جهان مجبور به ترک محل زندگی خود شدهاند و جامعهی جهانی باید حمایت خود را از پناهندگان و همچنان کشورها و جوامع میزبان تقویت کند.
گوترش تأکید کرده که روز جهانی پناهندگان فرصتی برای تجدید تعهد جهانی نسبت به حمایت از افراد آواره است.
این در حالی است که در سالهای اخیر، به دلیل افزایش جنگها و بحرانهای سیاسی، شمار آوارگان و پناهندگان در جهان به شکل چشمگیری افزایش یافته است.
همچنان مقامهای طالبان اعلام کردهاند که ۵۸۵ خانواده شامل ۳ هزار و ۶۰ مهاجر افغانستانی از کشورهای همسایه به کشور بازگردانده شدهاند.
به گفتهی حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، تنها از گذرگاه تورخم ۴۵۶ خانواده وارد کشور شدهاند.
براساس این آمار، ۸۱ خانواده از مرز سپینبولدک، ۹ خانواده از مرز اسلامقلعه و ۳۹ خانواده از مرز نیمروز وارد افغانستان شدهاند.
روز جهانی پناهندگان که در سال ۲۰۰۰ میلادی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد نامگذاری شد، هر ساله در ۲۰ جون، برابر با ۳۰ جوزا، گرامی داشته میشود.
این مناسبت در حالی فرا میرسد که بر اساس آمارهای سازمان ملل متحد، در کمتر از چهار سال گذشته حدود ۵.۴ میلیون مهاجر از کشورهای منطقه به افغانستان بازگشتهاند و همزمان ۳.۲ میلیون نفر دیگر آواره داخلی هستند.



