روز جهانی آزادی مطبوعات؛ خبرنگاران زن در حاکمیت طالبان چگونه به کارشان ادامه میدهند؟
حدیث حبیبیار
امروز سوم می، برابر با روز جهانی آزادی مطبوعات است. این روز در کشورهای جهان بهعنوان نماد اهمیت آزادی بیان، نقش رسانهها در جامعه و حمایت از خبرنگاران گرامی داشته میشود؛ اما در افغانستان این روز برای بسیاری از خبرنگاران زن نه یادآور آزادی، بلکه تصویری از خاموشی تدریجی صداها، محدودیتهای گستردهی کاری، بحران اقتصادی رسانهها و تبدیلشدن اجباری از خبرنگار فعال به نیروی کار خانگی و شغلهای جایگزین است؛ شرایطی که بهگفتهی آنان آرام اما پیوسته رخ داده و مسیر زندگی حرفهایشان را بهطور بنیادی تغییر داده است.
شکریه [نام مستعار]، باشندهی مزارشریف مرکز بلخ، بیش از شش سال در رسانههای محلی فعالیت کرده است. او اکنون در شرایطی قرار دارد که چرخ خیاطی جای میز خبر را گرفته و صدای ماشین جای میکروفون و استودیو را پر کرده است. او میگوید که با رویکارآمدن طالبان، مسیر خبرنگاریاش از امید، آموزش و کار رسانهای به نقطهای رسیده که بیکاری و فشار اقتصادی او را به هنر خیاطی وادار کرده است.
شکریه، چهار ماه میشود که هیچ شغل رسمی ندارد و این وضعیت برایش تنها یک وقفهی شغلی نیست؛ بلکه یک فشار مستقیم بر زندگی خانوادهی سهنفریاش است که مسئولیت تأمین آن را بر دوش گرفته است. پدرش سالها پیش در جنگهای دورهی نخست حکومت طالبان جان باخته و هیچ منبع حمایتی دیگری برای خانوادهاش باقی نمانده است. او میافزاید: «چهار ماه است که بیکار هستم و مجبور شدم چرخ خیاطی سادهای تهیه کنم و برای تأمین هزینههای خانواده تلاش کنم».
شکریه میگوید که مسیر تحصیلیاش ساده نبوده است. او در خانوادهای سنتی بزرگ شده که در آن حضور و آزادی دختران محدود بوده است، اما او برخلاف این جریان تلاش کرده مسیر متفاوتی را انتخاب کند و وارد آموزش عالی و سپس رسانه شود.
او میافزاید که ابتدا در دانشگاه دولتی در رشتهی حسابداری پذیرفته شده بود، اما به دلیل مشکلات رفتوآمد و فاصله، نتوانسته ادامه دهد و در نهایت وارد رشتهی خبرنگاری شده است؛ رشتهای که به گفتهی او، هم علاقهی شخصیاش بوده و هم تنها راهی که میتوانسته از طریق آن صدای خود و دیگران باشد.
در دوران دانشجویی همزمان با درسخواندن به کارهای رسانهای و هنر خیاطی نیز مشغول بوده است. او میگوید که در آن زمان کارش در رسانه بیشتر به شکل کارآموزی و پروژهای بوده و معاش ثابتی نداشته، اما با وجود آن به دلیل علاقه شدید به خبرنگاری ادامه داده است.
او میافزاید که پس از مدتی توانسته به درآمد ثابت برسد و حتا مسئولیت تأمین کامل خانواده را به دوش بگیرد و سپس وارد تلویزیون شده و بهعنوان گویندهی خبر و گزارشگر فعالیت کرده؛ دورهای که به گفتهی او، برای نخستین بار احساس کرده تلاشهایش در یک مسیر حرفهای نتیجه داده است.

اما با تغییر نظام سیاسی در افغانستان، زندگی حرفهای او دچار وقفهی جدی میشود و برای حدود یک سال خانهنشین میگردد؛ در این دوره دوباره به خیاطی روی میآورد و تلاش میکند از طریق این وضعیت اقتصادی زندگیاش را بهبود بخشد.
شکریه میگوید که پس از مدتی دوباره تحت حاکمیت طالبان در یکی از رسانههای محلی در شمال افغانستان مشغول کار شده، اما به دلیل مشکلات اقتصادی و کمبود بودجهی رسانهها، این کار هم ادامه پیدا نکرده و او دوباره وارد چرخهی بیکاری شده است.
او میافزاید که اکنون نیز بهدلیل نداشتن بودجه رسانهها، محدودیتها و ناامنی، بار دیگر به خیاطی برگشته و این تنها راهی است که میتواند از طریق آن هزینههای خانوادهاش را تأمین کند. «مادرم کهنسال و بیمار و برادرم هنوز کودک است. گرچند فشار زندگی تنها بر دوش من سنگینی میکند، اما فکر میکنم خیاطی تنها راهی است که طالبان نمیتوانند آن را به رویم ببندند».
شکریه تأکید میکند که وضعیت او یک نمونهی فردی نیست؛ بلکه بازتاب گستردهای از وضعیت خبرنگاران زن در افغانستان است که میان علاقه به رسانه، فشار اقتصادی و محدودیتهای ساختاری گرفتار شدهاند و به تدریج از فضای رسانهای حذف میشوند.
او در ادامه از نهادهای مسوول و سازمانهای حامی رسانهها میخواهد که برای حفظ حضور زنان در رسانهها اقدام عملی انجام دهند تا صدای زنان خبرنگار در افغانستان بهطور کامل خاموش نشود.
شکریه میگوید که روز جهانی آزادی رسانهها، فرصتی است برای یادآوری نقش و مسئولیت خبرنگاران زن که تحت حاکمیت طالبان با وجود تمام محدودیتها و تهدیدها، همچنان برای بازتاب واقعیتها و رساندن صدای زنان و جامعه تلاش میکنند. به گفتهی او، حفظ همبستگی، ادامهی کار در محدودترین شرایط و باور به تأثیرگذاری رسانهها میتواند امید را زنده نگه دارد. او میافزاید: «در چنین شرایطی، سکوت گزینه نیست و ما باید به هر شکل ممکن صدای خود و دیگران را حفظ کنیم.»
شکاف حقوقی میان کارمندان

در هرات نیز شماری از خبرنگاران زن میگویند که در داخل رسانهها با تبعیض کاری، فشار اقتصادی و ناپایداری شغلی روبهرو هستند.
ستایش احمدی [نام مستعار]، ۲۵ساله و پنج سال تجربهی کاری در رسانههای هرات را دارد. او در یک خانوادهی ششنفره زندگی میکند و همراه با برادر بزرگترش به دلیل بیماری قلبی پدرشان، مسئولیت تأمین هزینههای خانواده را بر دوش دارند.
او میگوید که پس از رویکارآمدن طالبان، رسانهها در این ولایت با بحران جدی بودجه مواجه شدهاند و همین موضوع سبب شده فشار کاری بر کارمندان، بهویژه خبرنگاران زن، افزایش یابد و امنیت شغلی آنان بهشدت کاهش پیدا کند.
ستایش میافزاید که در بسیاری از رسانهها، از وضعیت آسیبپذیری و بیکاری زنان استفاده اقتصادی صورت میگیرد و آنان ناچار میشوند که با معاش اندک یا حتا بدون پرداخت منظم حقوق کار کنند. او میگوید: «کارمندان زن بیشتر از مردان آسیب میبینند، چون مجبورند برای ادامهی زندگی حتا بدون معاش منظم و پیدرپی دوام بیاورند».
او دربارهی تجربهی کاری خود در حاکمیت طالبان چنین میگوید که در یکی از رسانهها شش ماه با معاش ماهانهی ۱۰ هزار افغانی کار کرده، اما با وجود قرارداد رسمی، هیچگاه حقوق کامل خود را دریافت نکرده و بخشی از معاش او پرداخت نشده باقی مانده است.
ستایش در یک رسانهی دیگر نیز نزدیک به ده ماه کار کرده، اما پس از چهار ماه دریافت معاش، آن رسانه به دلیل مشکلات مالی و ورشکستهگی، فعالیتش را متوقف کرده و او همراه با چندین زن دیگر بدون دریافت حقوق معوقه خانهنشین شده است.
او میگوید در آن رسانه، علاوهبر تهیهی گزارشهای خبری، مسئولیت کامل تولید برنامهها، هماهنگی تیم و اجرای بخشهای مختلف نیز بر دوش داشته و عملاً چندین وظیفه را همزمان انجام میداده است.
ستایش در ادامه از فشار کاری روزانه خود یاد میکند و میگوید که روزهایی را تجربه کرده که از صبح تا شب بدون استراحت کار میکرده و در عین حال باید مسئولیت خانه و خانواده را نیز مدیریت میکرده؛ وضعیتی که به گفتهی او «فرساینده و طاقتفرسا» بوده است.
او میافزاید که پس از ورشکستهگی رسانه، حتی با وجود شکایتهای رسمی، موفق به دریافت حقوق خود نشده و قراردادهای کاری نیز در اختیار مدیریت باقی مانده و امکان پیگیری حقوقی مؤثر وجود نداشته است. «یک روز مدیر مسوول رسانه به بهانهی پروژههای جدید قراردادهای رسمی ما را جمع کرد و پساز چند روز رسانه ورشکست شد. پساز آن هرچه برای گرفتن حقوق خود زن و مرد تلاش کردیم، چون قرارداد رسمی در دست نداشتیم متاسفانه نتیجهای نداد».
ستایش در ادامه میگوید که در رسانهای دیگر نیز با وجود امید برای ادامهی کار، با تبعیض آشکار حقوقی مواجه شده و مردان با تجربهی برابر، معاش چند برابر دریافت میکردند، موضوعی که به گفتهی او در رسانهها به یک مشکل ساختاری تبدیل شده است.
او تأکید میکند که این نابرابری و فشار اقتصادی سبب شده بسیاری از زنان یا از رسانهها خارج شوند یا به کارهای جانبی روی بیاورند تا بتوانند هزینههای زندگی خود را تأمین کنند.
ستایش اکنون نیز کار رسمی در رسانهها ندارد، اما همچنان به آموزش، تمرین گزارشنویسی و همکاری داوطلبانه با رسانههای مربوط به زنان ادامه میدهد و همزمان در یک شفاخانه در بخش معلوماتی برای تأمین هزینههای خانواده مشغول کار است.
او میگوید که وضعیت زنان خبرنگار در افغانستان نشان میدهد که آیندهی حضور آنان در رسانهها با ابهام جدی روبهرو است و بدون حمایت ساختاری، این حضور روزبهروز کمرنگتر خواهد شد.
تبعیض جنسیتی؛ چالشی فراگیر در رسانهها

همچنان «سهیلا» [نام مستعار]، خبرنگار از کابل است. او که نزدیک به ده سال در رسانههای افغانستان فعالیت داشته، میگوید که تبعیض جنسیتی در این حوزه امروز بهگونهای گسترده و در سطحهای مختلف دیده میشود. به گفتهی او، مهمترین جلوههای این تبعیض شامل محدودیت بر حضور زنان در محیطهای کاری، ممنوعیت یا محدودیت در پوشش و حذف تدریجی صدای زنان از رسانهها است. سهیلا میافزاید که در بسیاری موارد، زنان از حضور در نشستهای خبری، تهیه گزارشهای میدانی و حتا اجرای برنامهها کنار گذاشته میشوند؛ امری که به کاهش تنوع دیدگاهها در رسانهها انجامیده است.
سهیلا در ادامه از تأثیر مستقیم این وضعیت بر زندگی حرفهای خود میگوید. به باور او، محدودیتها سبب کاهش فرصتهای کاری و پیشرفتاش شده و در مواردی او را ناگزیر به خودسانسوری کرده است. او همچنان از احساس ناامنی شغلی و نبود حمایت بهعنوان چالشهای جدی یاد میکند که کار در این حوزه را دشوارتر ساخته و بر انگیزه و آیندهی حرفهایاش اثر گذاشته است.
او میگوید: «این محدودیتها باعث شده فرصتهای کاری و پیشرفت کمتر شود و در برخی موارد ناچار به خودسانسوری شوم».
او همچنان به نمونههای مشخصی از نابرابری در جریان کارش اشاره میکند؛ از جمله محدودیت در دسترسی به منابع خبری، دشواری در انجام مصاحبهها و کنار گذاشتهشدن از برخی فرصتهای کاری صرفاً بهدلیل زن بودن. او گفته است: «در برخی موارد، صرفاً بهدلیل زن بودن از فرصتهای کاری کنار گذاشته شدهام».
سهیلا در ادامه به مناسبت روز جهانی آزادی مطبوعات، از خبرنگاران زن میخواهد که با وجود تمام محدودیتها، صدای خود و دیگر زنان را زنده نگه دارند و بر نقش حیاتی حضور زنان در رسانهها تأکید میکند. به باور او، ایجاد فرصتهای برابر، حمایت عملی از زنان در رسانهها و تعهد جدی نهادهای مسوول به حفظ آزادی بیان و دسترسی برابر به اطلاعات، از مهمترین راهکارها برای کاهش تبعیض است. او میگوید: «با وجود تمام محدودیتها، باید تلاش کنیم صدای خود و دیگر زنان را زنده
نگه داریم.»
فشارهای روانی؛ چتر پنهان بر کار خبرنگاری

در همین حال، آگاهان رسانهای به مناسبت این روز، با ابراز نگرانی میگویند که خبرنگاران زن در افغانستان در حال حاضر با وضعیت دشوار و چندلایهای روبهرو هستند.
نذیراحمد رسا، آگاه رسانهای از مزارشریف، میگوید که این وضعیت تنها به چالشهای شغلی محدود نمیشود، بلکه ابعاد روحی، روانی، اقتصادی و اجتماعی زندگی آنان را نیز دربر گرفته است. او میافزاید: «خبرنگاران زن در افغانستان اکنون در وضعیت بد شغلی، اقتصادی، روحی و روانی قرار دارند و حتا میتوان گفت که در وضعیت نامناسب اجتماعی نیز بهسر میبرند».
او در ادامه میگوید که بسیاری از این خبرنگاران در حکومت پیشین، نقش فعال و قابل توجهی در رسانهها داشتند، اما با تغییر نظام سیاسی، شرایط کاری و اجتماعی آنان بهگونهی چشمگیری وخیم شده است.
او تأکید میکند: «پساز روی کارآمدن طالبان، ما به چشم خود میبینیم که خبرنگارانی که در دورهی جمهوریت هر روز مورد تقدیر قرار میگرفتند، اکنون از نظر روانی در وضعیت خوبی نیستند».
روز جهانی آزادی مطبوعات هر سال در سوم می از سوی یونسکو و سازمان ملل متحد گرامی داشته میشود؛ روزی که هدف آن تأکید بر اهمیت آزادی بیان، نقش حیاتی رسانهها در جوامع دموکراتیک و ضرورت حمایت از خبرنگاران در سراسر جهان است. این روز همچنان یادآور تعهد دولتها به فراهمسازی محیطی امن، آزاد و بدون سانسور برای کار رسانهای و حفاظت از جان و کرامت خبرنگاران است.
اما بر اساس گزارشهای نهادهای بینالمللی رسانهای از جمله فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، وضعیت رسانهها بهگونهی چشمگیری تغییر کرده است؛ بهگونهای که هزاران خبرنگار، بهویژه زنان، کار خود را از دست دادهاند و شمار زیادی از رسانهها یا تعطیل شده یا فعالیتشان به شدت محدود شده است. همچنان محدودیتهای گسترده بر فعالیت زنان، کاهش آزادی بیان و فشارهای اقتصادی بر رسانهها سبب شده افغانستان در سالهای اخیر یکی از دشوارترین محیطها برای کار خبرنگاری در جهان خوانده شود.



