روایت‌هایی از خشم و خاموشی؛ زن افغانستانی در آیینه‌ی نوشتن

آی‌نور سعیدپور

خدیجه حیدری، نویسنده و روزنامه‌نگار افغانستانی، از دل سال‌هایی می‌نویسد که با بازگشت طالبان، بسیاری از مسیرهای زندگی‌اش بسته شد و او ناگزیر به پناه‌بردن به کلمه‌ها شد. از نخستین مواجهه‌اش با کتاب‌های پدر در کودکی تا تصمیم جدی برای نوشتن در سال‌های اخیر، مسیر نویسندگی برای او نه یک انتخاب ساده، بلکه راهی برای بقا و ایستادگی بوده است. حیدری می‌گوید که پس از سقوط و محدودشدن زندگی اجتماعی، نوشتن تنها چیزی بود که از او گرفته نشد؛ کنشی که به آن پناه برد و آن را به کار روزمره‌اش بدل کرد.

کتاب «نامه‌هایی از یک زن افغانستانی» که حاصل سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ است، بازتابی از تجربه‌های زیسته‌ی او و زنانی است که در مواجهه با محدودیت، خشونت و حذف، روایت‌های ناگفته‌ای دارند. به باور او، نوشتن این داستان‌ها نوعی رسالت انسانی بوده؛ تلاشی برای ثبت رنج، خشم، اعتراض و خفقانی که بر زندگی زنان سایه انداخته است.

او در این گفت‌وگو، از زندگی پیچیده و پرتناقض زن افغانستانی می‌گوید؛ از زیستی که حتا در عادی‌ترین شکلش نیز آمیخته با محرومیت و نابرابری است.

گفت‌وگو با خدیجه حیدری، نویسنده و روزنامه‌نگار

سعیدپور: طفاً خودتان را معرفی کنید و کمی از مسیر زندگی و نویسندگی‌تان بگویید.

حیدری: خدیجه حیدری، نویسنده، روزنامه‌نگار و یک مادر مهاجر هستم، در مورد مسیر نویسندگی اگر حرف بزنم این مسیر طولانی است فکر می‌کنم از همان‌جایی آغاز شده که علاقه‌مند کتاب‌ها شده‌ام. زمانی که صنف سوم و چهارم مکتب بودم که خواندن را آموختم و کم‌کم داشتم با کلمه‌ها آشنا می‌شدم که با الماری کتاب‌های پدرم سرخوردم و از همان‌جا بود که راه به یک دنیای دیگر گشودم، دنیای متفاوت از آن روزمرگی‌ها و چیزهایی که در دست‌رس بود. آن دنیای معنا و آن دنیای خیالی را دوست داشتم و گمان می‌کنم که از همان‌جا بوده که علاقه‌مند نوشتن شده‌ام.

همیشه جسته‌وگریخته نوشته‌ام، اما از ۲۰۱۹ بود که سعی کردم چندتا داستان کوتاه بنویسم و به روزنامه‌ها بفرستم. ۲۰۲۰ هم تصمیم گرفتم ۱۰۰ تا داستان کوتاه بنویسم تا نویسنده شوم و این‌طوری بعد از سقوط نوشتن تنها کاری بود که از من گرفته نشد و توانستم با آن زندگی را ادامه بدهم.

سعیدپور: چه شد که به نوشتن روی آوردید و این مسیر چگونه برای‌تان شکل گرفت؟

حیدری: فکر می‌کنم وقتی همه چیز از ما گرفته شد. دو بار با آمدن طالبان کارم را از دست دادم. همه‌ی درها در بیرون از خانه بسته شد و در خانه من ماندم و یک لپتاپ که می‌توانستم بنویسم. نوشتن در آن کنج خانه که تبعید شده بودم، مرا از سقوط نجات داد و این‌طوری پس از آمدن به پاکستان در اکتوبر ۲۰۲۴ دیگر کارم فقط نویسندگی شد. نوشتن گزارش، روایت، داستان کوتاه، یادداشت‌های روزمره و این چیزها دیگر همه‌روزه کارم بود و به قولی هم خوراکم.

سعیدپور: کتاب «نامه‌هایی از یک زن افغانستانی» که به تازگی برنده‌ی جایزه‌ای هم شده، چگونه و در چه شرایطی نوشته شد؟    

حیدری: داستان‌های این کتاب محصول سال‌های ۲۰۲۰ الی ۲۰۲۴ است. ۲۰۲۰ که نوشتن را تمرین می‌کردم و در آن میان چندتا داستان خوب هم نوشته بودم. بعد از اگست ۲۰۲۱ دیگر تاریخ پیش چشمم جریان پیدا می‌کرد و نوشتن یک نوع رسالت بود. نوشتن آن روایت‌ها، داستان‌ها و اتفاق‌ها رسالت انسانی‌ام بود. این‌طوری حس کردم باید در مقابل آن همه ظلم و رنج کاری انجام بدهم، دست به نوشتن بردم و آن داستان‌ها به‌وجود آمدند. شرایط دشوار و اسفناکی بود که بعضی از آن داستان‌ها ثبت شدند. آن داستان‌ها محصول اعتراض، خشم، ناچاری، خفقان و فریاد من است.

سعیدپور: چرا قالب «نامه» را برای روایت انتخاب کردید؟

حیدری: در قالب نامه نیست. اسم کتاب نامه‌ها است. محتوا روایت و داستان کوتاه است. عنوان آن را ناشر از روی اولین مقاله‌ی گرفت که در چین از من نشر و وایرال شده بود. در واقع محتوا خودش نامه نیست.

سعیدپور: این کتاب تا چه اندازه بازتاب تجربه‌های شخصی شما است؟

حیدری: پنج روایت از این کتاب تجربه‌های واقعی خودم از دور دوم حکومت طالبان است. بقیه داستان زنان دیگر است، اما آنها هم تجربه‌ی مواجه‌شدن خودم با آن زنان است. نویسنده هرچیزی که می‌نویسد تجربه‌ی مستقیم خودش می‌باشد. من خودم شخصا گمان می‌کنم که نوشتن از چیزی که تجربه نمی‌کنی بسیار زیاد دشوار است و شاید هم یک نابغه باشی که چیزی را بنویسی که آن را حس نکردی.

سعیدپور: وقتی از «زن افغانستانی» می‌نویسید، بیش‌تر به کدام واقعیت‌ها و تجربه‌ها اشاره دارید؟

حیدری: زن افغانستانی زندگی عجیبی دارد. زندگی که سرتاپای آن با بی‌عدالتی و ظلم بنا نهاده شده است. حتا یک زندگی عادی و حتا خیلی مرفه زن افغانستانی هم یک عالم از داستان‌های ناخوش دارد. همین‌که زن افغانستانی هوا را به اجازه‌ی یک مرد تنفس می‌کند خودش داستان تکان‌دهنده‌ای است. ازدواج‌ها، طلاق‌ها، مادرشدن، حضانت‌هایی که از دست داده، بیوه‌شدن، از دست‌دادن خانه و کاشانه و فرزند آن هم تنها با شنیدن کلمه‌ی طلاق از زبان یک مرد. این‌ها همه داستان و موادی برای ثبت در تاریخ انسانی است.

سعیدپور: این کتاب شما برنده‌ی جایزه‌ی «کتاب سال» از سوی جایزه‌ی ادبی کتاب‌فروشی تک‌کوچه در چین شده است. دریافت این جایزه برای شما چه معنایی دارد، به‌ویژه در شرایط کنونی افغانستان؟

حیدری: معنای خاص دریافت جایزه این بود که؛ چیزهای که نوشته بودم آن قدر ارزش داشت که آدم‌هایی بنشینند و آن را سبک و سنگین کنند. آدم‌های در یک روز شاد و راحت خود کتاب را به دست بگیرند و با خواندن آن گریه کنند و خشمگین شوند که چرا دولتی به میان بیاید که تک‌جسیتی باشد. چرا زنان یک کشور حق رفتن به مکتب و دانش‌گاه را نداشته باشد. چرا یک زن با طلاق از هم بپاشد و چرا زندگی زنان به اختیار مردان باشد. این‌ها سوال‌های بود که مردم در چین با خواندن کتاب می‌پرسیدند. این جایزه که در واقع عنوان «کتاب سال ۲۰۲۵» بود اشاره به آن داشت که این کتاب یک موجی را در جامعه ایجاد کرد که آدم‌ها در مورد پدیده‌ی مثل طالب و ممنوعیت آموزش و کار زنان صحبت کنند. از این‌رو این جایزه یک نوع مهر تایید به این بود که کار من ارزش‌مند و مهم بود. نوشتن به هدفی که داشت رسیده بود.

سعیدپور: وقتی کتاب‌تان در کشوری مانند چین خوانده می‌شود، چه احساسی دارید؟

حیدری: حس خوبی دارد. اما چون خودم از نزدیک نمی‌بینم گاهی فکر می‌کنم که این اتفاق در خواب افتاده است.

سعیدپور: فکر می‌کنید چه چیزی باعث شده این اثر با مخاطبان بیرونی ارتباط برقرار کند؟

حیدری: موضوع آن که زن افغانستان است.

سعیدپور: در روند نوشتن این کتاب، آیا با ترس یا خودسانسوری مواجه بودید؟

حیدری: نه خیلی زیاد. چون تصمیم چاپ اثر را در افغانستان نداشتم. هنوز هم خیلی تصمیم ندارم که حتما در افغانستان چاپ کنم. از این‌رو که خواننده‌ها خارجی استند حس راحتی داشتم و خیلی سانسور نکرده‌ام. فقط بعضی اسامی را تغییر داده‌ام.

ادامه‌ دارد…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا