افزاییش دختران در مدرسههای دینی؛ پناهگاه موقت یا محدودیت بلندمدت؟
گزارشگر: آیدا پویا | ویراستار: حدیث حبیبیار
پنج سال پس از بستهشدن مکتب و چهار سال از دانشگاهها به روی دختران در افغانستان، مسیر آموزش برای میلیونها دختر بهگونهای ناخواسته تغییر کرده است. در نبود آموزش رسمی، مدرسههای دینی به یکی از معدود گزینههای در دسترس تبدیل شده؛ فضاهایی که برای برخی دختران امیدبخش و برای برخی دیگر، نشانهای از محدودیت و آیندهای نامعلوم است.
ناهیدهی ۱۹ساله از کابل که مسیر آموزشیاش به اجبار تغییر یافته است، میگوید که آرزو داشت دادستان شود، اما اکنون در یک مدرسهی دینی درس میخواند. به گفتهی او، این انتخاب از روی علاقه نیست؛ بلکه تنها راهیست تا ارتباطش با آموزش قطع نشود. «اکنون باید در دانشگاه میبودم؛ اما نمیتوانم. حالا به مدرسه میروم تا دستکم چیزی یاد بگیرم و آموختن فراموشم نشود».
او، میافزاید که حضور در مدرسهی دینی به جای دانشگاه برایش دشوار است و وضعیت روانیاش را «خراب» کرده است. «وقتی احساس میکنم که چه آرزوهایی داشتم و اکنون در کجا هستم برایم بسیار رنجآور است. همیشه رویای دادستانی در سرم بود؛ اما اکنون مجبور به پذیرش چیزی هستم که حقم نیست».
این دانشآموز، مدرسههای دینی را «پناهگاه موقت» عنوان کرده و میگوید که بسیاری از دوستانش نیز، وضعیت مشابهی دارند و به ناچار به مدرسه میآیند. «این انتخاب برای اکثریت ما از روی اجبار است نه علاقه».
در همین حال، شماری از خانوادهها میگویند که در نبود مکتبها، ناچار شده اند برای جلوگیری از دورماندن دخترانشان از آموزش، به گزینههای محدود روی بیاورند. به باور آنان، مدرسههای دینی نمیتوانند جای مکتبها را بگیرند؛ اما دستکم زمینهای فراهم کرده اند که دختران با درس و فضای آموزشی در ارتباط بمانند.
مریم [نام مستعار]، دو دخترش در مدرسههای دینی درس میخوانند. او میگوید که پس از بستهشدن دروازههای مکتبها، ناچار شده برای ادامهی آموزش دخترانش این راه را انتخاب کند، چون گزینهی دیگری در دسترس نداشته است.
به گفتهی او، این تصمیم آسان نبوده و همچنان آرزو دارد که دخترانش روزی دوباره به مکتبها برگردند و علوم مختلف را بیاموزند. مریم، تأکید میکند که آموزش دینی خوب است؛ اما بهتنهایی کافی نیست و نمیتواند جای آموزشهای رسمی را بگیرد. «ما نمیخواهیم دخترانمان از درس دور شوند. وقتی مکتبها بسته شدند، تنها جایی که اجازه داشتند بروند، مدرسه بود. حالا همه دخترها به آنجا میروند».
همچنان آموزگاران مدرسههای دینی در کابل از افزایش چشمگیر شمار دختران در این مدرسهها خبر میدهند. حنیفه محمدی [نام مستعار]، آموزگار در یک مدرسه دینی میگوید که تعداد دانشآموزان دختر در دو سال گذشته دو برابر شده است. او این رشد را نتیجهی تصمیم خانوادههایی میداند که به دنبال آرامش و محیطی امن و آموزشی برای دخترانشان استند.
او، میافزاید که پس از ممنوعیت آموزش از سوی طالبان، خانوادهها مدرسههای دینی را تنها راه برای نجات دخترانشان از بیسوادی میدانند. «خانوادهها باور دارند که حضور در مدرسه دینی، هم باعث میشود دختران از بیسوادی نجات پیدا کنند و هم در محیطی محفوظ و آموزشی باشند».
حنیفه تأکید میکند که بسیاری از دانشآموزانش در واقع آرزوی بازگشت به مکتبها را دارند و بر این باور استند که مدرسهی دینی نمیتواند جایگزین مکتبها شود.
در سوی دیگر، برخی آموزگاران دینی این روند را مثبت ارزیابی میکنند. عبدالکریم، یکی از این آموزگاران، باور دارد که حضور دختران در مدرسهها نهتنها سبب ادامهی آموزش شده؛ بلکه به تقویت باورهای دینی نیز کمک کرده است. «وقتی مکتبها بسته شد، دختران به مدرسه آمدند. ما خوشحالیم که آنها از آموزش دست نکشیدند. در اینجا قرآن، فقه و اخلاق اسلامی تدریس میشود که برای جامعه نیز سودمند است».
با وجود این دیدگاه، کارشناسان آموزش نسبت به پیامدهای بلندمدت این روند هشدار میدهند. یکی از پژوهشگران حوزهی آموزش و پرورش که نخواست نامی از آن برده شود، میگوید که تمرکز صرف بر آموزش دینی میتواند توان علمی و حرفهای دختران را کاهش دهد. به گفتهی او، در بسیاری از این مدرسهها، مضمونهای مانند ریاضی، علوم طبیعی، زبانهای خارجی و مهارتهای فنی تدریس نمیشود و همین موضوع سبب فاصلهگرفتن دختران از دنیای معاصر خواهد شد.
همچنان نازیه رسولی، تحلیلگر مسایل اجتماعی، این روند را دارای دو چهره میداند؛ یکی کوتاهمدت و دیگری بلندمدت. او میگوید: «در کوتاهمدت، مدرسههای دینی برای دختران، پناهگاه روانی و معنوی است؛ اما در درازمدت، اگر آموزش علمی و رسمی بازگشایی نشود، همین پناهگاه میتواند به زندانی فکری تبدیل شود».
با رویکارآمدن طالبان، دختران بالاتر از صنف ششم از رفتن به مکتب محروم شدند. در این شرایط، بسیاری از دختران برای رهایی از افسردگی و خانهنشینی به مدرسههای دینی روی آوردند.
بر بنیاد گزارشهای نهادهای بینالمللی، بیش از دو میلیون و ۲۰۰ هزار دختر در افغانستان از آموزش متوسطه و عالی محروم مانده اند. کارشناسان، هشدار میدهند که ادامهی این وضعیت میتواند پیامدهای جدی، از جمله کاهش رشد اقتصادی، تضعیف سرمایهی انسانی و محدودشدن نقش زنان در جامعه را به دنبال داشته باشد.



