افزایش سوءتغذیه در هرات؛ بحرانی در سایه‌ی ناامنی غذایی برای زنان و کودکان

حدیث حبیب‌یار

افزایش فقر، بی‌کاری گسترده و نبود منبع درآمد برای زنان سبب شده تا شماری از خانواده‌ها در هرات، با بحران تأمین غذایی روبه‌رو شوند و سوءتغذیه در میان کودکان‌شان رو به افزایش است. در این میان، زنان سرپرست خانواده و خانواده‌های بازگشتی، بیش از دیگران در معرض این وضعیت قرار دارند و بسیاری از آنان دیگر توان فراهم‌کردن غذای کافی و درمان فرزندان‌شان را ندارند.

نسیمه، در یکی از محله‌های فقیرنشین هم‌راه با خانواده‌اش در خانه‌ای کرایه‌ای زندگی می‌کند؛ خانه‌ای که به گفته‌ی خودش، جز دو تخته فرش چیزی در آن دیده نمی‌شود. او می‌گوید که یکی از فرزندانش به سوءتغذیه مبتلا است و در حالی‌که نیاز فوری به درمان دارد، توانایی مالی برای رسیدگی به وضعیتش را ندارند. نسیمه می‌افزاید که همسرش با وجود جست‌وجوی روزانه، هنوز نتوانسته کاری پیدا کند تا بتوانند هزینه‌های درمان کودک‌شان را تأمین کنند. «هزینه‌های زندگی هر روز بیش‌تر می‌شود و شوهرم دنبال کار می‌رود؛ اما می‌گویند که کاری نیست. وقتی مردها بی‌کار باشند، زن‌ها که اصلاً اجازه‌ی کار ندارند».

به گفته‌ی نسیمه، نبود کار سبب شده که آنان حتا برای تهیه‌ی نان خشک نیز با مشکل روبه‌رو شوند و برخی وعده‌های غذایی را حذف کنند. او که سه فرزند دختر دارد، از وضعیت فرزندانش با نگرانی عمیق یاد می‌کند و می‌گوید که سوءتغذیه، سلامت دختر پنج‌ساله‌اش را به‌طور جدی تهدید می‌کند. نسیمه می‌افزاید که دخترش دچار ضعف شدید جسمی شده و نشانه‌های کم‌خونی و لاغری در او دیده می‌شود؛ اما هزینه‌ی مراجعه به پزشک و خرید دوا برای‌شان دشوار است.

نسیمه می‌گوید که برای زنده نگه‌داشتن فرزندانش، گاهی ناچار می‌شود از همسایه‌ها برای تأمین یک وعده‌ی غذایی کمک گیرد. «گاهی شب‌ها با نان‌های پس‌مانده‌ی همسایه‌ها سر می‌کنیم. وقتی بچه‌ها گریه می‌کنند و چیزی برای خوردن ندارم، دنیا برایم تاریک می‌شود».

او بارها برای دریافت کمک به نهادهای امدادرسان مراجعه کرده؛ اما هیچ پاسخ روشنی دریافت نکرده و این وضعیت، ناامیدی‌اش را بیش‌تر کرده است. نسیمه می‌گوید «تنها آرزویم این است که بچه‌هایم زنده بمانند. نمی‌خواهم که داغ فرزند را ببینم».

نسیمه، پیش از روی‌کارآمدن طالبان، در یکی از مؤسسه‌های خارجی در هرات به‌عنوان آشپز کار می‌کرد و از همین راه، بخشی از هزینه‌های زندگی خانواده‌اش را تأمین می‌کرد. او می‌افزاید که در آن زمان با وجود درآمد محدود، می‌توانست نیازهای ابتدایی خانه را فراهم کند و دست‌کم سفره‌ی خانواده‌اش خالی نماند.

به گفته‌ی او، با بسته‌شدن بسیاری از نهادها و محدودشدن کار زنان، شغلش را از دست داد و از آن زمان به بعد، وضعیت اقتصادی خانواده‌اش به‌گونه‌ی چشم‌گیری بدتر شد. نسیمه می‌افزاید که کار در آن مؤسسه برایش تنها یک منبع درآمد نبود؛ بلکه راهی برای تأمین غذای بهتر برای فرزندانش نیز به‌شمار می‌رفت. «گاهی نان و غذاهایی که اضافه می‌شد را از دفتر به خانه می‌آوردم تا فرزندانم سیر شوند».

در همین حال، برخی از زنان بازگشتی از ایران و زنان سرپرست خانوار نیز، علاوه‌بر چالش‌های اقتصادی، با محدودیت شدید در دست‌رسی به خدمات صحی و غذایی نیز روبه‌رو هستند. آنان می‌گویند که پس از بازگشت، نه‌تنها از حمایت منظم برخوردار نشده‌اند؛ بلکه در تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خانواده‌های‌شان نیز با دشواری‌های جدی مواجه‌اند. این وضعیت در بسیاری موارد به گسترش سوءتغذیه در میان کودکان‌شان انجامیده است.

شگوفه، پس از مرگ شوهرش، مسئولیت خانواده‌‌ی هشت نفری‌اش را به تنهایی بر دوش گرفته است. او در یکی از محله‌های حاشیه‌ای هرات، در اتاقی کوچک و فرسوده زندگی می‌کند که حتا امکانات ابتدایی برای آشپزی و نگه‌داری کودکانش در آن محدود است. زندگی روزمره برای او پر از تلاش و نگرانی است، به‌ویژه این‌ که فرزند خردسالش به سوءتغذیه مبتلاست و وضعیت سلامت او هر روز شکننده‌تر می‌شود.

شگوفه می‌گوید که تهیه غذا برای فرزندش روزبه‌روز دشوارتر می‌شود و گاهی مجبور است از وعده‌های غذایی خود بگذرد تا کودک بتواند چیزی بخورد: «گاهی نمی‌توانم حتی شیر کافی برایش تهیه کنم. قلبم می‌سوزد، وقتی می‌بینم او گرسنه است و بدنش ضعیف می‌شود».

او تلاش می‌کند از طریق کارهای کوچک در منطقه، مانند شستن لباس‌ها یا جمع‌آوری ضایعات، پولی برای خرید غذا و دوا پیدا کند؛ اما به گفته‌ی او، این درآمد اندک برای تأمین نیازهای خانواده کافی نیست.

شگوفه، سه سال پیش در یک رویداد ترافیکی، شوهرش را از دست داد و خودش نیز زخمی شد؛ پایش شکست و پزشکان پلاتین گذاشتند. اکنون با گذشت سه سال، هنوز هزینه‌ی عمل برای کشیدن پلاتین را ندارد و این درد جسمی هم‌راه با مشکلات اقتصادی، زندگی او را بسیار دشوار کرده است.

این زن ۳۸‌ساله می‌گوید که نگرانی اصلی او مراقبت از تنها پسرش است که چهارساله و به سوءتغذیه‌ی شدید مبتلاست. پسرش وزن کمی دارد، توان بازی و فعالیت طبیعی ندارد و زود بیمار می‌شود. او می‌گوید: «گاهی مجبورم از غذای خودم بگذرم تا او چیزی بخورد، اما باز هم کافی نیست. وقتی او را می‌بینم که ضعیف و گرسنه است، قلبم از درد می‌سوزد».

با وجود این دشواری‌ها، شگوفه می‌گوید که امید خود را از دست نداده و اگر جامعه یا نهادهای حمایتی بتوانند دست‌کم آموزش یا فرصت‌های درآمدزایی را برای زنان بی‌سرپرستی چون او فراهم کنند، وضعیت فرزندش بهبود خواهد یافت. او با نگرانی از آینده‌ی کودک خود می‌گوید: «هر روز که می‌گذرد، ترس من بزرگ‌تر می‌شود. نمی‌دانم اگر کمکی نرسد، چه بلایی بر سر بچه‌ام خواهد آمد».

هم‌چنان شریفه، یکی دیگر از زنان سرپرست خانوار، هر روز در کنار یکی از جاده‌های شلوغ هرات، بساط کوچکی از لباس‌های دست‌دوم پهن می‌کند. او از صبح تا شام کنار جاده می‌نشیند و کودک خردسالش همیشه در کنار اوست.

شوهرش به‌دلیل اعتیاد به مواد مخدر فوت کرده و اکنون شریفه به‌تنهایی مسئول تأمین هزینه‌های زندگی اعضای خانواده است. او می‌گوید که هیچ منبع درآمد دیگری ندارد و درآمد روزانه‌اش بسیار ناچیز است؛ گاهی حتا یک روز کامل چیزی نمی‌فروشد و با دست خالی به خانه برمی‌گردد.

وضعیت فرزندش که به سوءتغذیه مبتلاست، بزرگ‌ترین نگرانی اوست. کودکش به‌دلیل ضعف شدید، بیش‌تر اوقات بیمار می‌شود و نیاز به مراقبت و غذای مناسب دارد. شریفه می‌گوید: «گاهی تمام روز می‌نشینم؛ اما چیزی فروخته نمی‌شود. وقتی به خانه برمی‌گردم و بچه‌ام گرسنه است، نمی‌دانم چه کنم».

شریفه یک فرزند دختر و دو فرزند پسر دارد. یک پسرش دو ساله‌اش به سوءتغذیه مبتلا است. او با نگرانی از آینده‌ی فرزندش می‌گوید: «پسرم روزبه‌روز پیش چشمانم ضعیف می‌شود. اگر کار نکنم، پسرم قربانی فقر می‌شود در حالی که تنها امید من همین فرزندانم هستند».

کاهش فرصت‌های کاری، به‌ویژه برای زنان، تأثیر مستقیم بر وضعیت تغذیه‌ی کودکان داشته و بسیاری از خانواده‌ها به‌دلیل نداشتن درآمد ثابت، قادر به تأمین غذای کافی نیستند. افزایش قیمت مواد غذایی در ماه‌های اخیر نیز فشار بیش‌تری بر خانواده‌های کم‌درآمد وارد کرده و آنان را در تأمین نیازهای اولیه با مشکل روبه‌رو ساخته است.

به گفته‌ی نهادهای امدادرسان، خانواده‌های زن‌سرپرست و بازگشته از مهاجرت در صدر آسیب‌پذیرترین گروه‌ها قرار دارند و بیش از دیگران به کمک نیاز دارند. این در حالی‌‌ست که صندوق پشتیبانی از کودکان ملل متحد اعلام کرده که در نوامبر ۲۰۲۵ میلادی، ۳۳ هزار و ۵۱۰ کودک مبتلا به سوتغذیه در شفاخانه‌ها برای درمان بستری شده‌ اند.

این نهاد گفته که از میان ۳۳ هزار و ۵۱۰ کودک مبتلا به سوتغذیه که در شفاخانه‌ها بستری شده، حدود ۵۸ درصد (۱۹ هزار و ۴۳۶ نفر آنان) دختران بوده است.

صندوق پشتیبانی از کودکان ملل متحد، از افزایش روزافزون سوتغذیه در افغانستان هشدار داده و گفته که نیازها در این کشور هم‌چنان بالا است.

بر بنیاد داده‎های این نهاد، انتظار می‌رود ۸۵۷ هزار کودک زیر پنج سال به دلیل سوتغذیه‌ی شدید نیاز به درمان داشته باشند.

هشدارها از افزایش آمار سوتغذیه در حالی است که افغانستان یکی از جدی‌ترین بحران‌های انسانی در جهان را دارد؛ وضعیتی که زنان و کودکان را بیش‌تر متاثر کرده است.

بر بنیاد داده‌های ملل متحد در سال ۲۰۲۶ میلادی، حدود ۲۲ میلیون نفر در افغانستان به کمک‌های انسان‌دوستانه نیاز دارند و هم‌زمان نهادهای امدادی با کم‌بود شدید بودجه روبه‌رو استند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا