درگیری طالبان و پاکستان؛ زنان مهاجر افغانستانی زیر فشار بازداشت و اخراج
آینور سعیدپور
با هر بار تکتک دروازه، بدن جمیله به لرزه میافتد. او میگوید که این روزها صداها بلندتر از همیشه شنیده میشوند؛ نه فقط خبرهای جنگ طالبان و پاکستان، بلکه صدای کوبیدهشدن درهایی که میتواند آغاز یک بازداشت یا اخراج ناگهانی باشد. ترس بازگشت به کشوری که در آن از ابتداییترین حقوقش محروم است، خواب را از چشمانش گرفته است.
در حالی که برای دهمین روز پیاپی درگیریها میان طالبان و دولت پاکستان ادامه دارد، فشار بر مهاجران افغانستانی در شهرهای مختلف این کشور افزایش یافته است. زنانی که پس از تسلط طالبان بر افغانستان به امید امنیت نسبی به پاکستان پناه برده بودند، اکنون خود را در معرض بازداشت و بازگشت اجباری میبینند.
در دوم حوت، پاکستان بخشهایی از ننگرهار و پکتیکا را هدف حملههای هوایی قرار داد؛ اقدامی که با پاسخ متقابل طالبان در امتداد مرز مشترک روبهرو شد. این تنشها که میان دولت پاکستان و حکومت طالبان جریان دارد، اکنون وارد دهمین روز خود شده است. همزمان با این درگیریها، مهاجران افغانستانی از افزایش بازرسیها، بازداشتها و اخراجها خبر میدهند.
جمیله، شهروند افغانستان که در اسلامآباد زندگی میکند، میگوید که پس از درگیری طالبان و پاکستان، بازداشت مهاجران در این کشور به شدت افزایش یافته است. به گفتهی او، این وضعیت سبب شده که بسیاری از مهاجران افغانستان دچار فشارهای فزایندهی روانی شوند.
او وضعیت این روزهای مهاجران افغانستانی در پاکستان را چنین روایت میکند: «از ترس بازداشت و اخراج حتا خوابم نمیبرده برای ما هشدار داده که اخراج میشود و این وضعیت بسیار سخت است.»
به گفتهی او، با هر بار تکتک دروازه، نگرانی این که مبادا پولیس پشت در باشد و آنان حتا بدون جمعکردن لباس شان اخراج کنند، بدنشان را به لرزه میاندازد. ترس بازگشت به کشور خودش، جایی که از ابتداییترین حقوقش محروم میشود، سبب شده که بیشتر شبها خواب آرام نداشته باشد.
نگرانی جمیله تنها یک تجربه فردی نیست. شماری از زنان معترض و فعالان حقوق زن که پس از حاکمیت طالبان به پاکستان مهاجرت کردهاند نیز از تشدید روند اخراج و افزایش فشارهای امنیتی سخن میگویند.
نرگس عزیزی، فعال حقوق زن و از زنان معترض که پس از حاکمیت طالبان مجبور به ترک کشورش و پناهندگی در پاکستان شده، میگوید که در هفتهی پسین روند بازداشت و اخراج مهاجران بیشتر از هر زمان دیگر تشدید شده است. به گفتهی عزیزی، پس از آغاز درگیریها میان طالبان و پاکستان به طور چشمگیری گشتوگذار پلیس پاکستان در شهرها و بررسی سندهای اقامتی مهاجران افغانستان افزایش یافته است.
او میافزاید که ترس از بازداشت و بازگشت به حاکمیت طالبان، سبب شده که گشتوگذار خود را بهشدت محدود کند و گاهی حتا در صورت نیاز از چهاردیواری خانه بیرون نمیشود. «از طرف شب و روز نمیتوانیم حتا برای خرید از خانه بیرون شویم.»
به گفتهی نرگس، هفتههای پسین به مهاجران افغانستانی خانه نیز، به کرایه داده نمیشود و آنان در بخشهای دورست نیز، به دشواری میتواند خانهای را به کرایه بگیرند. دولت پاکستان به شهروندانش دستور داده که به مهاجرانی که سند اقامت قانونی ندارند، خانه داده نشود.
او از این وضعیت ابراز نگرانی کرده و میگوید که به دلیل فعالیت حقوقبشری و مدنی خود در صورت اخراج به حاکمیت طالبان، از سوی این گروه بازداشت و زندانی خواهد شد. نرگس میگوید که در صورت اخراج مجبور به زندگی پنهانی خواهد شد.
نرگس که در بخش دوردست پاکستان زندگی میکند، نگرانیهای این روزهایش را چنین روایت میکند: «مطمینم که همگی ما زندانی و شاید کشته شویم. در آنجا هیچ امنیتی داشته نمیتوانیم. حتا اگر مجبور به بازگشت شویم، مجبور میشویم که زندگی پنهانی میشویم.»
پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از فعالان حقوق بشر، زنان معترض، فعالان حقوق زن، فعالان مدنی، روزنامهنگاران، نیروهای امنیتی و کارمندان نظام جمهوری از ترس انتقامگیری طالبان و بازداشت به پاکستان پناه بردهاند. اکنون بسیاری از آنان نگران اند که در صورت بازگشت، در معرض تهدید مستقیم قرار گیرند.
زهرا، دیگر شهروند افغانستان که از سالها به اینسو در اسلامآباد پاکستان زندگی میکند نیز، میگوید که پس از درگیری طالبان و پاکستان، فشارها بر مهاجران افغانستانی در این کشور تشدید شده است. به گفتهی زهرا، پولیس پاکستان روزانه سندهای اقامتی مهاجران را در سطح شهر بررسی میکند و در برخی موردها به محلهای که مهاجران افغانستانی به گونهی متمرکز در آنجا زندگی میکنند نیز، رفته و سندهای آنان را بررسی میکند.
او از این وضعیت ابراز نگرانی کرده و خواستار توجه جدی به وضعیت مهاجران افغانستانی در پاکستان شده است. «در روزهای اخیر وضعیت مهاجران افغانستانی در پاکستان نگرانکننده است. در برخی شهرها از جمله اسلامآباد حساستر شده و مهاجران با فشارهای روانی و نگرانی از آیندهی شان روبهرو اند.»
زندگی در بیسرنوشتی

صدیقه تاجزاده، مادر سه کودک خردسال، از جمله زنانی است که پس از تشدید تنشها میان طالبان و دولت پاکستان، بیش از گذشته احساس ناامنی میکند. او میگوید همراه با همسر و فرزندانش در وضعیتی نامطمئن زندگی میکند؛ وضعیتی که خودش آن را «بیسرنوشتی» مینامد.
به گفتهی صدیقه، پس از آغاز درگیریها، برخورد پولیس با مهاجران افغانستانی به شکل محسوسی سختگیرانهتر شده است. او میگوید نیمهشبها بر خانههای مهاجران یورش برده میشود و برخی خانوادهها مجبور شدهاند خانههایشان را ترک کنند. به گفتهی او، بسیاری از افغانستانیها اکنون از ترس بازداشت، زندگی پنهانی را در پیش گرفتهاند.
او در اینباره میگوید: «بعد از شروع در گیریها بین کشور افغانستان و پاکستان برخورد پولیسها با افغانستانیها بسیار جدی و بیرحمانه شده است. نصف شب بالای مهاجران در خانهها حمله کرده و از خانه بیرون میکنند. همه افغانستانیها بهصورت پنهان در خانه خود هستند».
فشارها، به گفته صدیقه، تنها به اقدامهای پولیس محدود نمیشود. او از تغییر رفتار برخی شهروندان پاکستان نیز سخن میگوید. او میافزاید که هنگام بردن دخترش برای واکسیناسیون، با برخورد تند یک زن پاکستانی روبهرو شده است؛ زنی که از او پرسیده چرا به افغانستان بازنگشته است. صدیقه میگوید که شدت این برخورد به حدی بود که پیش از رسیدن به مقصد، از ریکشا پیاده شد.
او در این مورد چنین میگوید: «بله مردم ملکی نگاهها و رفتارشان بسیار زیاد تغسیر کرده است. دیروز دخترم را بردم واکسینکردن، در ریکشاه یک خانم پاکستانی بسیار بهصورت خشن همرایم صحبت کرد و همواره تاکید میکرد که چرا افغانستان نرفتی.»
صدیقه و همسرش هیچ مدرک قانونی اقامت در پاکستان ندارند و همین موضوع نگرانی او را دوچندان کرده است. او میگوید در صورت بازگشت به افغانستان، جان خودش و همسرش در خطر خواهد بود، زیرا همسرش خبرنگار بوده و خودش نیز فعالیت مدنی و سابقه کار دولتی داشته است. «اگر مجبور به بازگشت به افغانستان شوم، جان خودم و شوهرم در خطر است چون او هم خبرنگار بود و خودم هم فعال مدنی و همچنان کارمند دولت بودم. دوم این که فقر وبیکاری خواهد مردیم.»
نگرانی دیگر او آینده کودکانش است. به گفتهی صدیقه، بازگشت به افغانستان میتواند به معنای محرومشدن فرزندانش از آموزش و از دسترفتن هرگونه امکان کار برای خودش باشد.
در سایه ادامه درگیریها میان حکومت و پاکستان، زندگی صدیقه و خانوادهاش در تعلیق مانده است؛ تعلیقی میان ترس از بازداشت در کشوری که به آن پناه آوردهاند و ترس از تهدید و فقر در سرزمینی که از آن گریختهاند.
فشارهای روانی

فاطمه نجاتی، دیگر شهروند افغانستان در پاکستان، میگوید که بازداشت مهاجران افزایش یافته و آنان در ترس زندگی میکند. به گفتهی فاطمه، او و خانواده که برای امنیت فزیکی و محدودیتهای طالبان مجبور به ترک کشورشان شده در هیچ صورت نمیتواند دوباره با آن بازگردند.
نجاتی، میافزاید که ترس از اخراج باعث شده که دچار فشارهای روانی و استرس روزافزون شوند. در سوی دیگر، افزایش محدودیتها و بازگشتدادن آنان، سبب شده که به آسانی از خانههایشان بیرون شده نتوانند؛ وضعیتی که دسترسی آنان به کار را دشوار کرده است.
این مهاجر افغانستانی، میگوید که پس از درگیریهای طالبان و پاکستان، به ندرت از خانه بیرون میشوند و این وضعیت افزون بر این که آنان را محدود کرده سبب شده که از کارکردن محروم شوند؛ وضعیتی که فشار مستقیمی بر معیشت آنان وارد کرده است.
پاکستان در همسایگی افغانستان، به دلیل مشترکات زبانی، مذهبی و مرز مشترک طولانی، یکی از بزرگترین میزبانان مهاجران افغانستانی از دههها به اینسو بوده است. با این حال، در سالهای پسین روند اخراج مهاجران شدت یافته است و روزانه هزاران تن از گذرگاههای مرزی مشترک به افغانستان بازگردانده میشوند.
با افزایش اخراج مهاجران، نهادهای حقوقبشری بارها از دولت پاکستان خواستهاند که این روند را متوقف کند و بهویژه اطمینان حاصل کند که افراد در معرض خطر به افغانستان اخراج نشوند. بر اساس اعلام هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان، در دو سال اخیر حدود پنج میلیون مهاجر به افغانستان بازگشتهاند. به گفتهی این نهاد، نزدیک به یکسوم بازگشتکنندهگان را زنان و دختران تشکیل میدهند و اکنون در کنار کودکان، با خطرات جدی بشری و کمبود کمکهای بشردوستانه روبهرو هستند.
همزمان یوناما نیز از افزایش تلفات غیرنظامیان در حملههای پاکستان ابراز نگرانی کرده و از دو طرف خواسته است که در جریان درگیریها از غیرنظامیان محافظت کنند.
برای زنانی مانند جمیله، نرگس و زهرا، این تحولات سیاسی و نظامی تنها تیتر خبر نیست. هر تحول تازه در مرز، میتواند به یک بازرسی در کوچه، یک احضار ناگهانی یا یک تصمیم برای بازگشت اجباری تبدیل شود.
آنها خود را میان دو ناامنی میبینند: ماندن در کشوری که فضای امنیتیاش هر روز تنگتر میشود، یا بازگشت به حاکمیتی که به گفته آنان از ابتداییترین حقوق زنان چشم پوشیده است. جنگ در مرزها جریان دارد، اما پیامدهای آن در خانههای کوچک مهاجران نیز شنیده میشود؛ جایی که هر صدای در میتواند آغاز یک کوچ ناخواسته باشد.



