عدالت در چنگال تبعیض؛ چه آینده‌ای در انتظار زنان محروم از آموزش و مشارکت است؟

آی‌نور سعیدپور

بیستم فبروری از سوی سازمان ملل متحد به عنوان «روز جهانی عدالت اجتماعی» نام‌گذاری شده است؛ روزی که یادآور برابری، کرامت انسانی و دست‌رسی برابر به آموزش، کار و مشارکت اجتماعی است. اما برای بسیاری از زنان و دختران در افغانستان زیر کنترل طالبان، عدالت اجتماعی مفهومی دور از واقعیت روزمره است.

مریم احمدی، دانش‌آموز صنف دوازدهم، از نسلی است که در حساس‌ترین سال‌های زندگی‌اش با درهای بسته آموزش روبه‌رو شده است. او می‌گوید که محرومیت از مکتب برایش تنها توقف درس نبود، بلکه احساسی از ناامیدی عمیق و اندوه سنگین را به هم‌راه داشته است. روزهایی که باید با شوق برنامه‌ریزی برای آینده سپری می‌شد، اکنون در چهاردیواری خانه می‌گذرد؛ جایی که به گفته‌ی مریم، گاهی احساس می‌کند بخشی از وجودش خاموش شده است.

او از خستگی و بی‌انگیزگی سخن می‌گوید؛ از این‌که در اوج جوانی، فرصت ساختن آینده از او گرفته شده است. خوش‌بختی، امید و آرزوداشتن برایش مفهومی دور شده و روزهایش در کنج خانه بی‌صدا سپری می‌شوند.

با این حال، در میان این تاریکی، هنوز جرقه‌ای از امید وجود دارد. اگر فرصت ادامه‌ی تحصیل فراهم شود، می‌خواهد از نو آغاز کند؛ حتا اگر زخمی و خسته باشد. «می‌خواهم زندگی و پیش‌رفت کنم، یاد بگیرم و روزی به خودم افتخار کنم. تحصیل برایم فقط درس خواندن نیست نفس‌کشیدن، امید و دوباره زنده شدن است.»

به باور مریم، آن‌چه در حاکمیت طالبان در برابرش و میلیون زن و دختر دیگر رخ می‌دهد عادلانه نیست. نه انتخاب کرده زن باشد و نه محل تولدش را برگزیده است؛ اما اکنون به دلیل همین عوامل، از بنیادی‌ترین حقش محروم شده است. این دانش‌آموز تأکید می‌کند که آموزش یک حق است، نه امتیاز، و حذف زنان از آموزش به معنای خاموش‌کردن نیمی از جامعه است.

هویتی که ناتمام ماند

لیلا حیدری (نام مستعار)، دانش‌جوی دانش‌گاه پل‌تخنیک که پس از سمستر ششم از ادامه‌ی آموزش‌هایش بازمانده نیز، توقف تحصیل را یکی از دشوارترین تجربه‌های زندگی‌اش می‌داند. برای او آموزش فقط حضور در صنف درسی نبود؛ بلکه معنا، هویت و مسیر آینده‌اش را شکل می‌داد. او می‌گوید که با بسته‌شدن درهای دانش‌گاه، احساس کرده بخشی از توانایی‌ها و آرزوهایش نادیده گرفته شده است.

این دانش‌جو از نگرانی‌های عمیق درباره‌ی آینده‌اش سخن می‌گوید، اما در عین حال تلاش کرده ارتباطش را با دانش قطع نکند. مطالعه‌ی مستقل و فعالیت‌های داوطلبانه راه‌هایی بوده که برای حفظ پیوندش با جامعه و یادگیری انتخاب کرده است.

لیلا هم‌چنان امیدوار است، امید به زندگی و فردای پس از حاکمیت طالبانی، روزی که او دختران سرزمینش بدون درنظرداشت مسایل جنسیتی بتواند بخوانند، کار کنند و مشارکت فعالانه در همه‌ی بخش‌ها داشته باشند. او باور دارد که هیچ وضعیتی همیشگی نیست و تغییر حتا اگر آهسته باشد ممکن است. امید او از ایمان به عدالت، هم‌بستگی اجتماعی و تلاش نسل نو سرچشمه می‌گیرد.

به باور این دانش‌جو، عدالت اجتماعی تنها نبود تبعیض نیست، بلکه فراهم‌بودن فرصت‌های واقعی و منصفانه برای شکوفایی توانایی‌های هر انسان است. لیلا، تأکید می‌کند که محرومیت زنان از آموزش و کار، تنها محدودکردن زندگی فردی آنان نیست؛ بلکه توسعه‌ی کل جامعه را متوقف می‌کند. به گفته‌ی او جامعه‌ای که نیمی از جمعیتش از آموزش و مشارکت محروم باشد، نمی‌تواند مسیر پیش‌رفت پایدار را طی کند.

هشدار درباره «نبود عدالت اجتماعی»

صنم کبیری، فعال حقوق بشر و حقوق زن، می‌گوید که عدالت اجتماعی در افغانستان وجود ندارد و زنان و دختران بیش‌تر قربانی این بی‌عدالتی شده‌اند. به گفته‌ی کبیری، زنان و دختران در طول دهه‌ها قربانی مردسالاری شده و اکنون نظام «آپارتاید جنسیتی» طالبان وضعیت را وخیم‌تر کرده است.

صنم کبیری، فعال حقوق زن | عکس: ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

این فعال حقوق بشر، می‌افزاید که در نزدیک به پنج سال گذشته فرمان‌های «زن‌ستیزانه‌» در افغانستان زیر حاکمیت طالبان به شدت افزایش یافته که در نتیجه‌ی آن بی‌عدالتی اجتماعی بیش‌ترازپیش تشدید شده است. به گفته‌ی کبیری، زنان از عدالت اجتماعی و مشارکت زنان در همه‌ی پروسه‌ها به طور کلی در افغانستان زیر کنترل طالبان ازبین‌رفته است. «فروش دختران، نکاح اجباری، ازدواج‌های زودهنگام، خودسوزی، خودکشی، قتل‌های فراقانونی و خشونت‌های خانگی همگی نتیجه‌ی نبود عدالت اجتماعی در افغانستان است.»

کبیری، تأکید می‌کند که نبود عدالت اجتماعی، پیامدهای گسترده بر زنان و دختران گذاشته است؛ طوری که ازدواج‌های اجباری به گونه‌ی چشم‌گیر افزایش یافته و تبعیض جنسیتی به اوج خود رسیده است. او می‌افزاید که در نبود قانون‌های حمایتی زنان و دختران در وضعیت بد قرار داده و هیچ‌گونه مستندسازی نیز، صورت نگرفته است.

به گفته‎‌ی کبیری، زنان در حاکمیت طالبان هیچ‌گونه جای‌گاه اجتماعی، سیاسی و مدنی ندارند؛ وضعیتی که آنان را در معرض انواع خشونت‌ها قرار داده است. در سوی دیگر در نبود قانون‌ها و سازمان‌های حمایتی، این وضعیت با گذشت هر روز رو به وخامت است. «نبود عدالت اجتماعی زنان را زیر فشار قرار داده و آنان مجبور می‌شوند که از راه‌های غیرقانونی مهاجرت کنند. هم‌چنان نبود عدالت اجتماعی جامعه را به سوی فقر، بدبختی، بی‌ثباتی حتا فحشا می‌کشاند.»

صنم کبیری، از عمل‌کرد جامعه‌ی جهانی در برابر وضعیت زنان و دختران در افغانستان نیز، انتقاد کرده و می‌گوید که جهان در برابر نقض حقوق بشر از سوی طالبان سکوت کرده است. «ما از جامعه‌ی جهانی هیچ نتظاری نداریم، زیرا جهان در بیش از چهار سال گذشته قدم‌به‌قدم وضعیت حقوق بشری، وضعیت کنونی افغانستان را نظاره‌گر است؛ اما متاسفانه خاموشی اختیار کرده است. گویا افغانستان فراموش شده است.»

به باور کبیری، به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی، فشارهای قانونی و حداکثری بر طالبان از راه‌کارهایی است که می‌توان وضعیت را بهبود بخشید.

حذف زنان از متن جامعه

حلیمه پژواک، فعال دیگر حقوق بشر، برابری جنسیتی را یکی از شاخصه‌های اصلی عدالت اجتماعی می‌داند؛ شاخصه‌ای که به گفته‌ی او پس از حاکمیت طالبان کاملاً از میان رفته است.

حلیمه پژواک فعال حقوق زن | عکس: ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

پژواک، می‌گوید هرچند وضعیت زنان در افغانستان هیچ به معیارهای عدالت اجتماعی برابر نبوده؛ اما در حاکمیت طالبان وضعیت آنان کاملا خلاف با معیاری عدالت اجتماعی قرار دارد. «هرچند در گذشته هم در تضاد بوده، چون زن همواره به عنوان یک برده و کالا پنداشته می‌شود. چون افغانستان یک جامعه‌ی مردسالار و زن‌ستیز است. امروز اما نابرابرها و تضادها به شدت گسترش یافته و به عنوان یک قانون به رسمیت شناخته شده است. یعنی حاکمیت طالبان این وضعیت را قانونی کرده که زنان حق برابری ندارند و حذف شان کرده است.»

به گفته‌ی پژواک، حاکمیت طالبان و قانون‌های این گروه زنان را به عنوان برده به رسمیت شناخته و با استفاده از همه‌ی قدرت و خشونت این وضعیت را عادی‌سازی می‌کند.

حلیمه پژواک می‌افزاید که برابری اقتصادی و حق کار یکی از اساسی‌ترین تضمین‌کننده‌های برابری جنسیتی است؛ اما طالبان زنان را از کار و کسب درآمد محروم کرده است. زنانی که حق مشارکت اقتصادی نداشته باشند در هیج صورت در پدیده‌های دیگر حضور فعالانه و برابر داشته نمی‌توانند.

این فعال حقوق زن با اشاره به ممنوعیت آموزش دختران، می‌افزاید که آموزش ابتدایی‌ترین و بنیادی‌ترین حق یک شهروند است و زمانی که از آن محروم باشد، پیامداش را کل یک جامعه می‌پردازد. هم‌چنان تضعیف سلامت جسمی و روانی، جنگ فرهنگی و اجتماعی از دیگر پیامدهای دوام این وضعیت است که پژواک درباره‌ی آن هشدار می‌دهد.

حلیمه پژواک، می‌گوید که جهان در بیش از چهار سال گذشته وارد اقدام عملی نشده و تنها با صدور اعلامیه و بیانیه وضعیت موجود زنان در حاکمیت طالبان را محکوم کرده و این، برای احیای حقوق آنان بسنده نیست.

فشارهای دیپلماتیک، واردساختن طالبان به پاسخ‌گوی، ایجاد امکان آموزش و مهاجرت برای دختران و زنان، فراهم‌سازی آموزش آنلاین، سرمایه‌گذاری دیجیتالی، پشتیبانی از جامعه‌ی مدنی، پشتیبانی از مکتب‌های زیرزمینی، کارزارهای آگاهی‌دهی از طریق رسانه‌ها برای حمایت از حقوق زنان، ایجاد صندوق مالی برای کارآفرینی زنان، از راه‌کارهایی است که به گفته‌ی پژواک می‌تواند بر بهبود وضعیت موثر باشد.

زنان و سکوت جهان

طاهره ناصری، فعال حقوق زن، وضعیت زنان و دختران در افغانستان را زیر سلطه طالبان با تمام اصول یک جامعه‌ی سالم و عدالت اجتماعی در تضاد می‌داند. او تأکید می‌کند که زنان به‌طور کامل از دست‌رسی به آموزش، کار، مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی محروم شده‌اند و در کنار آن، کرامت انسانی و اجتماعی آنان نیز زیر فشار قرار گرفته است.

طاهره ناصری، فعال حقوق زن | عکس: ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

ناصری، می‌گوید این وضعیت تنها یک مشکل موقت نیست؛ بلکه به یک بحران اجتماعی رو به گسترش تبدیل شده است که پیامدهایش نسل‌ها را تحت تأثیر قرار خواهد داد. او می‌افزاید که محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان نه تنها با اصول پذیرفته‌شده بین‌المللی در تضاد است، بلکه با سنت‌های تاریخی و فرهنگی افغانستان نیز هم‌خوانی ندارد.

او درباره پیامدهای نابرابری جنسیتی هشدار می‌دهد و می‌گوید: «این پیامدها عمیق و چندنسلی است. نزدیک به پنج سال است که گروه طالبان بر افغانستان حاکم است. آنان زنان را از جامعه حذف و از همه‌ی حقوق‌شان محروم کرده‌اند که جامعه را فلج کرده است. بیش‌تر دختران دچار بی‌ارزش پنداری شده و مجبور به ازدواج‌های اجباری می‌شوند.»

به گفته‌ی ناصری، بی‌عدالتی اجتماعی و محرومیت زنان باعث افزایش فقر، بی‌ثباتی، کاهش نیروی کار، تربیت نسلی بی‌سواد، تاثیر عمیق بر نظام آموزشی و بهداشتی، افزایش بی‌کاری، عقب‌ماندگی کشور و نیاز شدید به کمک‌های خارجی شده و افغانستان را بیش‌تر منزوی کرده است.

او راه‌کارهایی عملی برای بهبود وضعیت ارائه می‌دهد. به باور ناصری، اعمال فشارهای دیپلماتیک بر طالبان، به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی، قطع تعامل با این گروه و پاسخ‌گو کردن اعضای آن، می‌تواند به زنان پشتیبانی عملی بدهد. او هم‌چنان از سازمان ملل متحد و جامعه‌ی جهانی می‌خواهد که اقدام‌هایی فراتر از محکوم‌کردن یا ابراز تأسف انجام دهند تا وضعیت زنان در افغانستان بهبود یابد.

عدالت اجتماعی؛ شعار یا ضرورت؟

برای دانش‌آموزی که آموزش را «نفس‌کشیدن» می‌داند و دانش‌جویی که هویتش را در مسیر تحصیل تعریف می‌کند، محرومیت از آموزش صرفاً یک محدودیت اداری نیست؛ بلکه توقف زندگی در حساس‌ترین سال‌های شکل‌گیری شخصیت است.

هم‌چنان فعالان حقوق زن، هشدار می‌دهند که این وضعیت تنها یک مشکل فردی یا مقطعی نیست، بلکه به بحرانی ساختاری تبدیل شده است؛ بحرانی که پیامدهای آن از فقر و مهاجرت گرفته تا آسیب‌های روانی و اجتماعی، کل جامعه را دربرمی‌گیرد.

در روز جهانی عدالت اجتماعی، پرسش اساسی این است: آیا می‌توان در افغانستان از عدالت اجتماعی سخن گفت، در حالی که نیمی از جامعه از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم است؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا