۱۶۰۴ روز بدون مکتب؛ آیندهی دختران محروم از علم چه میشود؟
آینور سعیدپور
«آخرین روزی که مکتب رفتم، اصلاً فکر نمیکردم آخرین روز باشد. خیلی عادی خداحافظی کردیم و گفتیم فردا میبینمت… اما دیگر هیچ فردایی نیامد.» مژگان، دانشآموز یکی از مکتبهای دولتی شهر کابل، این جمله را آهسته میگوید؛ انگار هنوز در همان راهرو مکتب ایستاده است، با بکس روی شانه و امید فردایی که قرار بود عادی باشد. بیش از چهار سال از آن روز میگذرد. چهار سالی که نه با زنگ مکتب آغاز شد و نه با امتحان پایان یافت؛ بلکه با سکوتی طولانی ادامه پیدا کرد. سکوتی که در آن هزاران دختر، میان آرزو و واقعیت معلق ماندهاند.
امروز، ۱۱ فبروری، برابر با «روز جهانی دختران و زنان در علم» است؛ روزی که در بسیاری از کشورها با معرفی دانشمندان زن، برنامههای تشویقی و بحث دربارهی برابری آموزشی همراه است؛ اما در افغانستان، این روز بیشتر یادآور غیبت است تا حضور؛ یادآور استعدادهایی که اجازهی رشد نیافتهاند.
روزهایی که شبیه هم اند
برای مژگان، تغییر تنها در بستهشدن دروازههای مکتب خلاصه نشد؛ ریتم زندگیاش هم فرو ریخته است. روند زندگیاش در بیش از چهار سال گذشته کاملا دگرگون شده است. روزهای که هیچ کاری برای انجامدادن و هدفی برای دنبالکردن ندارد. او میگوید که پس از محرومشدن از آموزش، احساس «هیچ و تهیبودن» میکند.
«آخر هفتهها وقتی صبح بیدار میشوم، هیچ برنامه خاصی ندارم. روزها خیلی خستهکننده و تکراری شده. نه هیجانی هست، نه امیدی مثل قبل.» این روایتی از این روزهای مژگان و میلیونها دختر دیگر در حاکمیت طالبان است. روزی میبایست از آن تجلیل میکرد، اما بیانگیزه و بیهدف در کنج اتاقی میگذرد.
چهار سال پیش، هفتهاش با تقسیمبندی روشن میان درس، تکلیف، امتحان و دیدن دوستان معنا داشت. حالا روزها در هم میلغزند؛ بیتقویم، بیبرنامه و بیاطمینان. او میگوید بیشتر از خود درس، برای فضای مکتب دلتنگ است: «دلم برای صنف، برای صندلیهای کنار دوستانم، برای معلمها و لحظههای خوب و خندههایی که در مکتب داشتیم تنگ شده است.»
در نگاه او، مکتب فقط محل آموزش نبود؛ فضایی بود برای شکلگیری شخصیت، برای رقابت سالم، برای کشف استعداد و برای تصور آینده. «وقتی فهمیدم بسته شده، واقعاً دلم شکست. حس میکردم یک بخش مهم زندگیام ازم گرفته شد.»
با وجود همهچیز، مژگان تلاش کرده رشتهاش با درس قطع نشود. گوشهای از خانه را به کتابهایش اختصاص داده است؛ کتابهایی که حالا بیشتر شبیه یادگار دورهای دیگرند. «در خانه تا جایی که بتوانم درس میخوانم. کتابهایی را که از قبل داشتم مرور میکنم. اگر اینترنت داشته باشم، بعضی وقتها در صنف آنلاین اشتراک میکنم.»
اما آموزش آنلاین هم همیشه در دسترس نیست. قطعی اینترنت، هزینهها و نبود زیرساخت منظم، این مسیر را هم ناپایدار کرده است. «گاهی با مشکل اینترنت روبهرو میشوم و نمیتوانم ادامه بدهم. واقعاً جای مکتب را نمیگیرد.»
خانوادهاش به گفتهی مژگان، ستون امید او است. فعلاً هم تلاش میکنند زمینه اشتراک او را در یک مرکز فراهم کنند تا آنچه آموخته، فراموش نشود. اما او میداند که مرکزهای آموزشی پراکنده نمیتوانند جای نظام آموزشی رسمی را بگیرند. «میگویند با تلاش میتوانی راهت را پیدا کنی. حتا میگویند اگر بتوانیم کمکت میکنیم که خارج بروی و ادامه تحصیل بدهی.»
با وجود امید خانواده، نگرانی از آینده در صدایش آشکار است: «با این محدودیتهایی که فعلاً وضع شده، واقعاً آدم نمیتواند آینده روشنی را تصور کند.»
آموزش؛ حق یا امتیاز؟
مژگان اگر بخواهد پیامی به طالبان و سازمانهای حقوقبشری بدهد، درخواستش پیچیده نیست. او میگوید که زنان و دختران باید بدون درنظرداشت جنسیتشان حق یادگیری داشته باشند. «حق آموزش را از ما نگیرید. ما فقط میخواهیم درس بخوانیم، یاد بگیریم و برای آینده کشور خود مفید باشیم. آموزش حق ماست، نه یک امتیاز.»
در حالی خودش نیز، از حق آموزش محروم اند، اما از دختران همسنوسالش میخواهد که امیدشان را از دست ندهند. مژگان بر این باور است که بعد هر زمستان بهار و پس از هر شب روزی است. «امیدتان را از دست ندهید. شاید یک روز ما هم بتوانیم مثل دختران دیگر درس بخوانیم، هدف داشته باشیم و آینده روشن بسازیم. ما هم حق زندگی و پیشرفت داریم.»
این جملههای ساده، تصویر نسلی است که هنوز میخواهد مفید باشد، مشارکت کند و سهمی در آینده کشورشان داشته باشد؛ نسلی که نه خواهان امتیاز ویژه، بلکه طالب حق ابتدایی آموزش است.
پیامدهای فراتر از دروازهی بسته
همزمان با روز جهانی دختران در علم و تداوم محرومیت دختران از مکتب در حاکمیت طالبان، طاهره ناصری، فعال حقوق زن، میگوید که محرومیت آموزشی دختران تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه بحرانی اجتماعی با پیامدهای چندلایه است.

به گفته او، پس از بازگشت طالبان به قدرت، آموزش دختران بالاتر از ۱۲ سال بهگونه کامل ممنوع شد؛ محدودیتی که به تدریج حوزههای دیگر آموزشی را نیز دربر گرفت. «وقتی آموزش رسمی متوقف شود، حضور زنان در بخشهای کار، آموزش عالی و فعالیتهای مدنی نیز بهتدریج از بین میرود.»
او میافزاید که در برخی موارد، صنفهای آموزشی غیررسمی و مخفی نیز مسدود شدهاند؛ روندی که به گفته او دختران را حتا از روزنههای کوچک یادگیری محروم میکند. ناصری هشدار میدهد که خطر اصلی تنها در توقف آموزش نیست، بلکه در پیامدهای درازمدت آن نهفته است.
به باور او، محرومیت از آموزش میتواند به افزایش ازدواجهای اجباری، خشونتهای خانگی، مشکلات روانی و تعمیق فقر منجر شود. ناصری، میگوید که آموزش زیرساخت برخورداری زنان از دیگر حقوقشان است و بدون آن، استقلال اقتصادی و حضور اجتماعی ممکن نیست.
ناصری، میگوید که جاگزینی نظام آموزشی پیشین با مدرسههای دینی، ساختاری است که «ایدیالوژی خاصی را به نسل جوان تزریق میکند.» او معتقد است که اگر آموزش علمی و مدرن به حاشیه رانده شود و جای آن را آموزشهای یکبعدی بگیرد، آینده کشور در معرض خطر قرار میگیرد.
به باور او، نهادینهشدن زنستیزی و حذف سیستماتیک زنان از عرصههای علمی و اجتماعی، میتواند پیامدهایی داشته باشد که جبران آن دههها زمان ببرد.
این فعال حقوق زن، تأکید میکند: «گروه طالبان نه تنها که آموزش دختران را ممنوع کرده، بل حضور آنان در فضاهای عمومی را نیز نمیخواهد. به نحوی از حضور آنان در اجتماع ترس دارند و مواجه شدند با آنان. به همین خاطر تلاش دارند که با سرکوب زنان، دیگران را نیز پنجه خود داشته باشد و جرات شان را بکوند. این گروه با سرکوب و محرومیت دختران تلاش دارد که خانوادهها و نیروهای بشری نسل بعدی را فلج بار بیاورند که تابع افکار طالبانی و همسو با ایدیالوژی این گروه باشد.»
همزمان با روز جهانی دختران و زنان در علم، دفتر نمایندگی معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، اعلام کرده که با گذشت هزار و ۶۰۴ روز از بستهماندن مکتبهای دختران بالاتر از صنف ششم، این روز را با «اندوه» گرامی میدارد.
یوناما خواستار لغو فوری این ممنوعیت شده و تأکید کرده که سالها فرصت از دسترفته، تأثیر مستقیم بر آیندهی افغانستان خواهد داشت.
اتحادیه اروپا نیز اعلام کرده که زنان از پرستاران و قابلهها گرفته تا پژوهشگران نقش حیاتی در ساختن جامعهای سالم دارند و آموزش آنان باید در مرکز توجه قرار گیرد.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد نیز، بر برابری در حوزه علم و یادگیری بهعنوان کلید پیشرفت و توسعه بشریت تأکید کرده است.
روز جهانی دختران و زنان در علم در سال ۲۰۱۵ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل نامگذاری شد؛ با هدف کاهش شکاف جنسیتی در رشتههای علمی، تکنالوژی، انجنیری و ریاضیات.
در بسیاری از کشورها، چالش اصلی افزایش مشارکت دختران در رشتههای خاص علمی است. اما در افغانستان، مسئله از مشارکت فراتر رفته و به دسترسی ابتدایی رسیده است.



