از اعتراض خیابانی تا نهادهای بینالمللی؛ مبارزهی زنان افغانستانی با آپارتاید جنسیتی
آینور سعیدپور
با گذشت بیش از چهار سال از بازگشت طالبان به قدرت، خواستها و فشارهای جهانی، وضعیت زنان در افغانستان نهتنها بهبود نیافته، بلکه بهگونهای بیسابقه به سمت حذف کامل و سیستماتیک سوق داده شده است. ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، حذف زنان از بازار کار، محدودیت شدید رفتوآمد، بستن فضاهای عمومی و خاموشسازی صدای زنان در رسانهها، مجموعهای از سیاستهایی است که فعالان حقوق بشر آن را «آپارتاید جنسیتی» مینامند؛ مفهومی که امروز به محور اصلی مبارزهی زنان افغانستانی در سطح ملی و بینالمللی بدل شده است.
در حالی وضعیت زنان و دختران در افغانستان زیر کنترل طالبان رو به وخامت است, جمعی از فعالان حقوق بشر، زنان معترض و کنشگران مدنی از راهاندازی یک کارزار یکهفتهای برای مبارزه با آپارتاید جنسیتی خبر دادهاند؛ کارزاری که هدف آن آگاهیبخشی، مستندسازی و افزایش فشار بر جامعهی جهانی برای پاسخگو ساختن طالبان در برابر «سیاستهای شان در برابر زنان» است.
مقاومت زنان و تلاش برای بهرسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی
از نخستین روزهای حاکمیت طالبان، زنان افغانستانی در داخل و خارج، با وجود بازداشت و تهدید، به مقاومت برخاستهاند. اعتراضهای خیابانی زنان، شکلگیری جنبشهای اعتراضی، فعالیتهای گسترده در تبعید و تلاشهای پیگیر در نهادهای بینالمللی، همگی بخشی از مبارزهای است که هدف آن بهرسمیتشناسی آپارتاید جنسیتی در سطح جهانی است.
فعالان زن میکوشند این مفهوم وارد ادبیات حقوقی سازمان ملل شود تا طالبان نهتنها بهعنوان ناقض حقوق بشر، بلکه بهعنوان عامل یک نظام آپارتاید جنسیتی مورد پیگرد قرار گیرند. گزارشدهی به شورای حقوق بشر، لابیگری با دولتها، و همکاری با گزارشگران ویژه سازمان ملل، از جمله ابزارهایی است که زنان افغانستانی برای رساندن صدای خود به جهان بهکار گرفتهاند.
هدا خموش، فعال حقوق بشر، که در کارزار یکهفتهی «مبارزه با آپارتاید جنسیتی و زبانی» شرکت کرده، میگوید که طالبان در بیش از چهار سال گذشته بهگونهی «هدفمند و سیستماتیک» زنان و دختران را از جامعه حذف و از همهی حقوقشان محروم کرده است.
او میافزاید که سیاستگذاریهای گروه طالبان، بیشتر متمرکز بر ایالوژی خودشان استوار بوده و تلاش شده که گروههای خاص زبانی و جنسیتی حذف و حاشیهنشین شوند. خموش، همچنان بر «فارسیستیزی» طالبان نیز، انتقاد کرده و میگوید که این گروه افزون بر این که به حذف زنان تلاش کرده، میخواهد همهی رسمیات به زبان خاصی تغییر کند.
این فعال حقوق زن، در بخشی از سخنان در واکنش به سیاستها و اقدامهای طالبان میگوید: «طالبان نه تنها که زنان را به گونهی سیستماتیک حذف کرده و نظام آپارتاید جنسیتی را بر افغانستان حاکم کرده است؛ بلکه آپارتاید زبانی را نیز گسترش داده است. آنها با حذف زبان پارسی، در پی حذف هویت و عنعناتی است که به زبان دری صحبت میکنند. ما شاهد عملکردهای زشت طالبان در افغانستان استیم.»
در همین حال، مریم معروف آروین، فعال حقوق زن نیز، با پیوستن به کارزار مبارزه با آپارتاید جنسیتی و زبان دری، میگوید که طالبان به گونهی هدفمند سیاستگذاری میکند. او از جامعهی جهانی خواسته که در برابر این سیاستها اقدامهای عملی روی دست گیرند.
آزیتا نظمی، روزنامهنگار و فعال حقوق زن نیز، به این کازار پیوسته و خواستار رسیدگی و توجهی جهانی به اقدامهای طالبان در افغانستان شده است. او پخش عکسش به آپارتاید جنسیتی در افغانستان «نه» گفته است.
شماری از فعالان حقوق زن از جمله ژولیا پارسی، گلچهره یفتلی، زهرا حقپرست، رقیه ساعی، مسعوده کوهستانی، هدیه صاحبزاده، سحر تاجیک و شماری از جنبشهای اعتراضی زنان به این کازار پیوسته و خواستار پایان «نظام آپارتاید جنسیتی» در افغانستان شده اند.
کارزار مشترک علیه آپارتاید جنسیتی
جمعی از فعالان حقوق بشر، زنان معترض و کنشگران مدنی افغانستان با صدور بیانیهای، از آغاز کارزار یکهفتهای «مبارزه مشترک با آپارتاید جنسیتی علیه زنان و آپارتاید زبانی» خبر دادند؛ کارزاری که تمرکز اصلی آن بر افشای نظاممند بودن سرکوب زنان تحت حاکمیت طالبان و ارتقای این وضعیت از سطح نقض حقوق بشر به «جنایت علیه بشریت» است.
در این بیانیه تأکید شده که آپارتاید جنسیتی علیه زنان، بهعنوان یکی از شدیدترین اشکال تبعیض ساختاری، نباید در سایه هیچ بحث یا اولویتگذاری سیاسی دیگری کمرنگ شود. امضاکنندگان هشدار دادهاند که هرگونه سلسلهمراتبگذاری میان انواع ستمها، از جمله کاستن از اهمیت آپارتاید جنسیتی به بهانه تمرکز بر سایر اشکال تبعیض، با اصول بنیادین حقوق بشر در تعارض است.
به باور این فعالان، سیاستهای طالبان در حذف سیستماتیک زنان از آموزش، کار، مشارکت اجتماعی و حیات عمومی، در کنار دیگر اشکال سرکوب، ساختاری چندلایه از تبعیض ایجاد کرده است که بهطور مستقیم کرامت انسانی زنان را هدف قرار میدهد. در بیانیه آمده که همزمانی آپارتاید جنسیتی با سایر سیاستهای حذفگرایانه طالبان، دامنه آسیبها را گسترش داده و جامعه افغانستان را بهطور کلی در وضعیت «بیقدرتی، سکوت و حذف» قرار داده است.
این کارزار به هدف مستندسازی و برجستهسازی این جنایت، از جامعه جهانی، سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی حقوق بشری میخواهد که با واکنشی فوری، قاطع و مسئولانه، طالبان را بهخاطر اعمال آپارتاید جنسیتی علیه زنان پاسخگو کند. امضاکنندگان تأکید کرده که شفافسازی و تمرکز بر ماهیت چندبُعدی سرکوب، نهتنها مبارزه زنان افغانستانی را تضعیف نمیکند، بلکه مسیر فعالسازی سازوکارهای حقوقی بینالمللی، از جمله کمیسیونهای حقیقتیاب و پیگرد قضایی، را هموارتر میکند.
این فعالان هشدار داده که ادامه بیعملی جامعهی جهانی، به تداوم و نهادینهشدن آپارتاید جنسیتی علیه زنان افغانستانی خواهد انجامید؛ وضعیتی که پیامدهای آن فراتر از مرزهای این کشور، اعتبار نظام جهانی حقوق بشر را نیز با چالش جدی مواجه میکند.
کارزار تازه فعالان حقوق بشر، تلاشی است برای عبور از سطح همدردی و ورود به مرحله اقدام. برگزارکنندگان این کارزار از سازمان ملل، دولتها و نهادهای بینالمللی میخواهند که آپارتاید جنسیتی در افغانستان را بهرسمیت بشناسند، سازوکارهای حقیقتیاب و پاسخگویی را فعال کنند و طالبان را بهخاطر «جنایتهایشان» علیه زنان تحت فشار مؤثر قرار دهند.
زنان افغانستانی تأکید دارند که بدون اقدام قاطع جهانی، آپارتاید جنسیتی عادیسازی خواهد شد؛ و سکوت امروز، به بهای از دست رفتن نسلها تمام میشود.
روزمرگی زنان زیر سلطه طالبان
امروز، زندگی زنان در افغانستان با مجموعهای از محدودیتهای بیسابقه تعریف میشود. دختران نوجوان از رفتن به مکتب بازمانده، زنان تحصیلکرده خانهنشین شدهاند، دسترسی به خدمات صحی محدودتر شده و سلامت روان زنان بهشدت آسیب دیده است. ترس از بازداشت، خشونت و مجازات، فضای عمومی را برای زنان ناامن کرده و بسیاری را به مهاجرت اجباری یا سکوت تحمیلی کشانده است.
در چنین شرایطی، رسانههای زنمحور یا تعطیل شدهاند یا زیر فشار شدید فعالیت میکنند و روایت زنان از واقعیت، بهطور سیستماتیک حذف میشود. نهادهای بینالمللی و حقوقبشری بارها هشدار داده که این وضعیت، نهتنها آینده زنان، بلکه آینده کل جامعه افغانستان را با بحران مواجه کرده است.
آپارتاید جنسیتی چیست؟
اصطلاح «آپارتاید جنسیتی» به وضعیتی اطلاق میشود که در آن یک گروه حاکم، بهصورت سیستماتیک و نهادینه، نیمی از جمعیت جامعه را صرفاً بر اساس جنسیت از حقوق بنیادین انسانی محروم میکند. برخلاف تبعیضهای پراکنده یا محدود، آپارتاید جنسیتی یک نظام فراگیر، سازمانیافته و هدفمند است که در آن قانونها، سیاستها و نهادهای حکومتی همگی در خدمت حذف زنان از حیات عمومی قرار میگیرند.
در افغانستان زیر حاکمیت طالبان، زنان از حق آموزش، کار، مشارکت سیاسی، آزادی بیان و حتا حضور مستقل در فضای عمومی محروم شدهاند. فعالان حقوق زن میگویند که محدودیتها بر زنان نه موقتیاند و نه واکنشی؛ بلکه بخشی از یک ایدئولوژی رسمی است که زن را از شهروندی کامل به موجودی نامرئی و وابسته تقلیل میدهد. در بیش از چهار سال گذشته، شماری از فعالان حقوق بشر و زنان معترض تأکید دارند که آنچه بر زنان افغانستانی میگذرد، فراتر از «نقض حقوق زنان» و مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» است.



