دروازههای بستهی مکتب؛ دختران افغانستانی چگونه برای یادگیری آنلاین تلاش میکنند؟
آینور سعیدپور و آیدا پویا
بستهشدن مکتبهای دختران بالاتر از صنف ششم در چهار سال گذشته، میلیونها دختر در افغانستان را از صنفهای حضوری محروم کرده و آموزش آنلاین بهعنوان آخرین راه امید برای ادامهی تحصیل شماری از آنان شده است. با این حال، دسترسی اندک به اینترنت، کیفیت پایین ارتباطات و هزینههای سنگین آن سبب شده که همین «امید» هم برای بسیاری از خانوادهها شکننده و ناپایدار باشد.
زهرا، دانشآموز صنف دهم، پس از بستهشدن مکتبها درسهایش را بهصورت آنلاین دنبال میکند. برای او و خانوادهاش همین صنفهای مجازی آخرین روزنهی امید است؛ پنجرهای که هر بار با قطع برق یا افت کیفیت ارتباط بسته میشود و دختر نوجوان را ناامید میکند.
این دانشآموز، هر روز منظم وارد صنف میشود، به درس گوش میدهد و در کنار کارهای خانه تلاش میکند از آموزش جا نماند؛ اما تاکید دارد که آموزش آنلاین کیفیت حضور در صنف واقعی را ندارد و مشکلهای فنی، ارتباطی و اقتصادی مانع یادگیری درستش شده است.
زهرا دربارهٔ تجربهاش در صنفهای آنلاین میگوید: «گاهی وقتها استاد درس را آغاز میکند؛ ولی من بهخاطر ضعیفبودن اینترنت فقط صدایش نیمهنیمه میشنوم. وقتی دوباره وصل میشوم، موضوع مهم درس از دست رفته است؛ اما با آن هم نهایت تلاشم را میکنم و خوشحال استم حداقل یک راهی برای ادامه درسم وجود دارد؛ اما نبود اینترنت یک خلا و ناامید بزرگ برای ماست.»
تجربهی سمیرا، دانشآموز دیگر در کابل نیز تصویر مشابهی ترسیم میکند: اتصال نامطمئن و قطعیهای پیدرپی اینترنت، فاصلهی او را با برنامههای درسی افزایش داده است و هر بار که اینترنت قطع میشود، اضطراب عقبماندن از همصنفیهای بر او غلبه میکند.
به گفتهی سمیرا، کیفیت پایین اینترنت بزرگترین مشکل در روند یادگیریاش است و این وضعیت، یادگیریاش را به شدت متاثر کرده است؛ طوری که گاهی از درسها عقب میماند و در صنفهایش وقفه ایجاد میشود.
این دانشآموز، میگوید که مادرش همواره تشویقش میکند تا با وجود دشواریها به یادگیری ادامه دهد تا بتواند در آینده زن مستقل و با سوادی باشد؛ زنی که افزون بر خودش به دیگران نیز، الگو شود. «مادرم همیشه میگوید تو باید درس بخوانی و امید آیندهات را از دست ندهی، اما وقتی انترنیت قطع میشود، اشک در چشمانم جمع میشود. من میترسم که عقب بمانم.»
نازنین، دختر دیگری که در چهار سال گذشته از مکتب به دور مانده؛ اما ارادهی استوارش او را همچنان در مسیر یادگیری نگهداشته است. او اکنون دانشآموز صنف یازدهم است و درسهایش را به گونهی مجازی ادامه داده است.
این دانشآموز نیز، میگوید که کیفیت پایین اینترنت، درسهایش را متاثر کرده و نمیتواند در همهی ساعتهای آموزشی، صنفهایش را دنبال کند. نازنین، محروم از همهی حقوق شهروندیاش در حاکمیت طالبان، آرزو دارد که روزی مانند همهی دختران بتواند به آموزش بازگردد؛ جای که بدون در نظرداشت جنسیت بخواند و کار کند. «ما به امید روزی میخوانیم که دیگر مجبور نباشیم برای یک ساعت انترنیت این همه رنج بکشیم. آرزو دارم مثل دختران دیگر کشورها آزادانه به مکتب بروم.»
مریم، مادری که سه دختر دانشآموز دارد، وضعیت را از زاویهی خانواده روایت میکند: فقر، بهای بالای بستههای اینترنت و آرزوی سواد برای دختران، همه با هم تقابلی تلخ ساختهاند. «من سواد ندارم، ولی میدانم علم چه ارزشی دارد. هر روز باید برای خرید بسته اینترنت پول قرض بگیریم. وقتی دخترم گریه میکند که درسش نیمهکاره مانده، قلبم میسوزد.»
آموزگاران آنلاین نیز، میگویند که چالشهای دسترسی به اینترنت و ناآشنایی دانشآموزان به برنامههای مجازی از عمدهترین مشکلهای درسهای آنلاین است.
حبیبالله، آموزگار مضمون ریاضی، میگوید در جریان تدریس اینترنت قطع میشود و دانشآموزانش یکیپسازدیگری از صنف خارج میشوند؛ او مجبور است موضوع را چند بار تکرار کند تا همه وصل شوند؛ ولی باز هم بسیاری از شاگردان از درس محروم میشوند. «وقتی شاگردان پیوسته از صنف آنلاین بیرون میافتند، جریان درس شکسته میشود. من مجبور میشوم یک موضوع را چند بار تکرار کنم؛ اما بازهم بسیاریها نمیشنوند.»
صدیقه، آموزگار زبان انگلیسی، وضعیت را بهگونهای دیگر توصیف میکند: انگیزهی دانشآموزان بالا است؛ اما نبود اتصال قابلاتکا مانند دیواری میان آنان و یادگیری منظم ایستاده است. «بارها دیدهام که با چشمان اشکآلود میگویند: استاد! خواهش میکنیم یکبار دیگر تکرار کنید.»
فرشته نوری، جامعهشناس و آموزگار دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان تأکید میکند که مشکلهای تخنیکی تأثیرهای روانی و اجتماعی گستردهای بر دانشآموزان میگذارد.
نوری، میافزاید که این وضعیت اعتمادبهنفس دانشآموزان را کمتر کرده و حتا سبب میشود که آنان آموزش آنلاین را ترک کنند. «وقتی شاگردان بارها و بارها تلاش میکنند به درس وصل شوند و نمیتوانند، احساس بیقدرتی و ناامیدی در آنان شکل میگیرد. این ناامیدی اگر ادامه یابد، ممکن است به کاهش اعتمادبهنفس، افسردگی و حتی ترک آموزش منجر شود.»
این جامعهشناس با اشاره به بستهبودن مکانهای آموزشی بهروی دختران در افغانستان، تاکید دارد که آموزش آنلاین آخرین فرصت یادگیری برای آنان بهشمار میرود و باید از این روند پشتیبانی همهجانبه صورت گیرد.
گزارش «دیجیتال ۲۰۲۴ افغانستان» که از سوی دیتاریپورتال منتشر شده، نشان میدهد در آغاز ۲۰۲۴ حدود ۷ میلیون و ۸۸۰ هزار نفر در افغانستان به اینترنت دسترسی داشتهاند. این رقم تنها ۱۸.۴ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهد.
بیشتر جمعیت این کشور هنوز دسترسی مداوم و کامل به اینترنت ندارند. همچنان گزارشهای فنی نشان میدهد سرعتهای میانگین اینترنت ثابت و موبایل در مقایسه با استانداردهای جهانی پایین است؛ عاملی که آموزش آنلاین را بهشدت آسیبپذیر میکند.
افزون بر مشکلهای زیرساختی قدیمی، فشارهای تازهی سیاسی و امنیتی نیز بار چالش را سنگینتر کرده است. طالبان، در هفتههای پسین دسترسی به اینترنت فایبر نوری و برخی شبکههای وایفای در چندین ولایت را مسدود کرده است. این اقدام دسترسی پایدار به اینترنت خانگی را برای بسیاری از خانوادهها دشوارتر کرده و بهویژه آموزش آنلاینِ دختران را تهدید میکند.
سازمانهای بینالمللی، در چهار سال گذشه بارها هشدار داده که محرومیت گسترده از آموزش متوسطه و بالاتر برای دختران در افغانستان، پیامدهدهای ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و روانی خواهد داشت.



