فقر و ناچاری زنان برای تهیه‌ی نان

لیدا بارز و بصیره ابدال

گسترش روزافزون فقر و محدودیت‌ها بر زنان در افغانستان، وضعیت اقتصادی برای زنان به‌ویژه زنان سرپرست خانواده‌ها را دشوارتر کرده است. شماری از زنان و دختران با تلاش‌های خسته‌گی‌ناپذیر، محدودیت‌های طالبان را دور زده‌اند. آنان باوجود ممنوعیت کار و حضور در اجتماع، تلاش دارند که نه تنها در جامعه‌ی مردسالار افغانستان حضور یابند؛ بلکه برای سایر زنان نیز زمینه‌‌ی کار را در بخش‌های مختلف فراهم کنند.

شماری از دختران و زنان در بازارهای که توسط مردان در پایتخت کنترول و اداره می‌شود، فروشندگی می‌کنند.

ما با شماری از این فروشندگان درمرکز‌های تجاری بهار سراب، رابی سنتر و منطقه‌ی پل‌سرخ در شهر کابل گفت‌وگو کردیم.

این زنان و دختران در حاکمیت طالبان، سرگرم فروشندگی در بخش‌های مختلف مانند لباس‌های محفلی، صنایع دستی، لباس‌های زیر زنانه، لوازم آرایشی-بهداشتی و وسایل‌بازی کودکانه هستند.

تلاش برای حفظ هویت و باور بر توانایی‌ زنان

زنان و دختران افغانستانی در تقلای پیروزی و دیده‌شدن هستند. اعتقاد آنان به برابری زن و مرد، تلاش برای فراهم‌کردن مصرف‌های خانواده، حضور در اجتماع، باور به توانایی‌های زنان و استقلالیت‌مالی سبب شده است تا آنان در دل محدودیت‌های طالبان، در مرکز‌های تجاری در گوشه‌وکنار شهر کابل، حضور داشته باشند. 

سکینه عرب‌زاده*، کارآفرین در کابل است. او برای ده‌ها زن و دختر دیگر که از کار محروم و از آموزش بازمانده‌اند، زمینه‌ی کار را فراهم کرده است. 

این دختر، جوان دانش‌جوی علوم سیاسی و روابط بین‌الملل در یکی از دانش‌گاه‌های خصوصی در کابل بود که به دستور طالبان از آموزش‌های رسمی به‌دور ماند. سکینه، اما فعالیت‌اش را در عرصه‌ی‌ صنایع‌دستی زنان، آغاز کرده و کسب‌و‌کار شخصی را راه‌اندازی کرده است. 

سکینه در صحبت با خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌گوید: «در این کارگاه دخترخانم‌ها از ولایت‌های کابل، هرات، مزارشریف، بامیان و حتا بهسود و غور آمده‌اند و مصروف کار استند». 

دخترانی که در این کارگاه سرگرم کار در بخش صنایع‌دستی هستند، به بیش‌از ۲۵۰ نفر می‌رسد. آنان دانش‌آموز و یا دانش‌جو هستند که اکنون در بخش‌های خامک‌دوزی، گراف‌دوزی و خیاطی فعالیت می‌کنند.

سکینه، برای حضور زنان در اجتماع تلاش می‌کند. او می‌گوید: «فروشندگی چیزی نیست که در شأن زنان آموزش دیده‌ی افغانستانی باشد؛ اما در شرایط کنونی راهی دیگری نداریم. زیرا هنوز هم برای برخی از مردان زن‌ستیز، حضور زن در شهر تابو است؛ اما برای اینکه زنان و دختران از اجتماع حذف نشوند، تلاش می‌کنیم».

یک‌سال و شش ماه می‌گذرد که وی سرگرم فروشندگی است. عرب‌زاده، خواستار سهم فعال زنان و حضورشان در تصمیم‌های بزرگ کشور و اجتماع است. 

این دختر کارآفرین؛ اما بازمانده از دانش‌گاه در مورد رویاهای آموزشی خود می‌گوید: «به آرزوهای که داشتیم، نرسیدیم. حس کم‌بودی می‌کنم. تقریبا نابود شدم. نمی‌توانم تصور کنم که به آرزوی خود که سارنوال شدن است، نرسم».

در کنار سکینه، ده‌ها دختر و زن دیگر در مرکز‌های فروش در شهر کابل، مصروف کار هستند. این زنان از دست‌مزد، درآمد به‌دست آمده و نبود بازار فروش شکایت دارند. آنان خواستار بهبود وضعیت برای زنان در افغانستان شده و از مردم می‌خواهند تا از فروشندهای زن حمایت کنند.

در این میان؛ اما فروشندهای هم هستند که از کار و حضور مشتری راضی استند. 

شهلا*، فروشنده‌ی جوان در یک مرکز تجاری در منطقه‌ی «دشت‌برچی» از مربوطات غرب شهر کابل است. او لباس‌های سنتی و هزاره‌گی می‌فروشد.

او از کارش راضی است و از مردم می‌خواهد تا از تجارت‌های زنان حمایت کنند. شهلا در این مورد به خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌گوید: «در کنار من دختر خانم‌های زیادی هستند که لباس هزاره‌گی می‌فروشند. زنان و دختران می‌توانند بیایند از ما خرید کنند».

به گفته‌ی وی: «زنان زمانی‌که با یک زن مقابل باشند، می‌توانند از انتخاب رنگ‌ها، سایز و یا هم افزایش یا کاهش قیمت‌ها بهتر و راحت‌تر صحبت کنند. زمانی‌که فروشنده یک زن باشد، مشتری‌‌ها مدل لباس و یا جنس مورد نیاز خویش را به خوبی انتخاب می‌کنند».

گریز از فقر و حمایت از خانواده 

در این گزارش، با دست‌کم ده فروشنده‌ی زن در سه مرکز  بزرگ تجاری در شهر کابل گفت‌و‌گو صورت گرفته است که همه‌ی آنان هیچ علاقه‌ی به تجارت‌های کوچک، فروشندگی و کارآفرینی نداشته‌اند. گریز از فقر، حمایت از خانواده و کودکان در موردی فرار از اختلال‌های روانی، آنان را مجبور کرده است تا به ایجاد کسب‌و‌کارهای کوچک پناه ببرند. 

نجلا قریشی*، بازمانده از آموزش و یکی از دکان‌دارها در صحبت با خبرگزاری بانوان افغانستان، می‌گوید: «هرگز آرزوی دکان‌دار شدن را نداشم؛ اما با روی‌کار آمدن طالبان در افغانستان آرزوها و امیدهای که برای زندگی خود داشتم، برباد رفت».

او فروشنده‌ شدن را ناچاری روزگار دانسته، خواستار بازگشت به دانش‌گاه و ختم تحصیلات‌اش است. نجلا، رشد و نجات جامعه از فقر و تهی‌دستی را آموزش و حق‌ دست‌رسی زنان به ابتدایی‌ترین حقوق شان در اجتماع می‌داند. 

نجلا می‌گوید: «خودم را باری بر دوش خانواده می‌دانم. اینجا تنها مکانی است که از تلخی‌های روزگار فرار کرده و به گوشه‌ی از شهر، میان شلوغی رفت‌و‌آمد مشتری پناه می‌گیرم».

شماری دیگری از دختران که در مرکزهای تجاری شهر کابل کار می‌کنند، می‌گویند که طالبان تنها با آموزش زنان مشکل دارند.

ترنم* در این مورد چنین می‌گوید: «می‌خواستم مانند دختران و زنان دیگر در جامعه نقش فعال داشته باشم. یک داکتر موفق شوم تا به دختران و زنان دیگر کمک کنم؛ ولی متاسفانه وضعیت قسمی تغییر کرد که نتوانستم این آرزوهایم را به واقعیت تبدیل کنم، زیرا پدرم نظامی پیشین بود و به‌دلیل مشکلات مالی و روانی به فروشنده‌گی روی آوردم تا از خانواده‌ام حمایت کنم».

ترنم می‌افزاید: «پس از این‌که حکومت تغییر کرد از لحاظ مالی بسیار نیاز به یک حمایت‌گر داشتیم. پدرم هم که در حکومت پیشین کار می‌کرد، بیکار شد و من مجبور شدم که کاروبار آنلاین را شروع کنم. چون هم مشکلات اقتصادی و هم روانی من را رنج می‌داد، کسب‌و‌کار خودم را ایجاد کردم».

در گوشه‌‌ی دیگر، در یکی از مرکز‌های تجاری در کابل، بهاره روی چوکی سرخ دکان‌اش نشسته و منتظر مشتری است. او می‌گوید که هرگز دوست نداشت فروشنده شود؛ اما به دلیل مشکلات اقتصادی ناگزیر شده تا کسب‌و‌کار راه‌اندازی کند. 

بهاره در این مورد بیان می‌کند: «مشکلات اقتصادی و روانی خیلی سرم فشار آورد. من هم دوست داشتم که امتحان کانکور بتم و درس بخوانم. جامعه هنوز هم ما را نمی‌پذیرد و به دید تحقیر به ما می‌بیند؛ اما ما بازهم با همه‌ی این مشکلات می‌خواهیم در اجتماع باشیم».

این دختر دانش‌آموز صنف هفتم بود که از آموزش رسمی بازمانده است. او می‌افزاید: «جامعه هنوز ما را به‌عنوان فروشنده‌ی زن، قبول ندارند. این موضوع مرا را رنج می‌دهد؛ اما حضور زنان و مشتری‌های که خود را با حضور یک فروشنده‌ی زن راحت احساس می‌کنند، یک وضع امیدوار کننده است و بخش خوبی از کارم می‌دانم».

در سه سال اخیر بافت سنتی جامعه‌ی افغانستان، با وضع محرومیت‌های طالبان بر زنان و ممنوعیت کار آنان، باعث شده است تا مردم نیز در اجتماع حضور زنان را به عنوان فروشنده، قبول نکنند؛ اما در این میان دختران و زنان تلاش کرده‌اند تا کسب‌و‌کارهای کوچکی را راه‌اندازی کرده و هزینه‌های خانواده‌های شان را فراهم کنند که بیش‌تر شان دختران محروم از آموزش‌های رسمی هستند. 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا