سیت‌ جلو ممنوع! طالبان مسافران زن را به داله‌ی تاکسی‌ها می‌فرستند

لیدا بارز

هر باری که از دِه به سمت شهر می‌رود، نخست برقع خود را برداشته و بعد یعقوب هشت ساله را با خود می‌گیرد. زنان از شهرستان‌ها و روستا‌ها تلاش می‌کنند کم‌تر به مرکز شهر رفت‌وآمد کنند. در بیشتر موارد مردان خانواده لوازم مورد نیاز را تهیه می‌کنند. در این میان؛ امأ زنان سرپرست خانواده‌ مجبور هستند خودشان همه‌روزه به شهر رفت‌و‌آمد کنند. امأ آنان با چالش دیگری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در بیشتر موارد راننده‌های که در مسیر قریه‌‌ها تا شهر مسافر انتقال می‌دهند، گفته‌‌اند که زنان نباید در سیت پیش‌روی [چوکی کنار موتروان] و سیت پشت‌سر موتر بنشیند.

ثریا-[نام مستعار]، «به ما [زنان] می‌گویند که باید در داله [صندوق عقب ماشین جای‌که وسایل مسافران را می‌گذارند] بنشینند. راننده‌ها از داله کرایه کمتر نیز می‌گیرند.

او می‌گوید؛ دردسرهای زنان در سرزمینی به نام افغانستان تمامی ندارد. زنان از اوان کودکی تا نوجوانی و پیری با سنت‌های که توسط جامعه به حصار کشیده‌ شده‌اند، دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند.

ثریا، زن میان‌سالی‌ست که همسرش را در جنگ میان حکومت پیشین و طالبان از دست داده است. اکنون او سرپرست خانواده‌ی شش نفره‌ی خود است. او، مجبور است که برای تهیه‌ی نیازهای اولیه‌ی فرزندان‌اش هرازگاهی به شهر رفت‌وآمد کند.

ثریا در شهرستان شولگره‌ از مربوطات استان بلخ زندگی می‌کند. او، با اشاره به محدودیت‌های وضع شده از سوی طالبان بر زنان می‌افزاید که اکنون رفت‌وآمد به شهر مزار شریف برایش درد سر جدیدی شده است.

او می‌گوید؛ طالبان به راننده‌های تکسی هشدار داده است که زنان بدون محرم را نه تنها انتقال ندهند بلکه از نشستن زنان در سیت پیش‌روی موتر و همچنان سیت پشت سر خوداری کنند. «مه که نفس تنگی دارم شیشتن در داله موتر برم خیلی سخت است. از یک طرف چادری می‌پوشم از طرف دیگه د داله موتر بشینم بخی خُلقم تنگ میشه.»

۲۶ دسامبر ۲۰۲۳، ممنوعیت سفر زنان 

طالبان در ۲۶ دسامبر سال ۲۰۲۳، دستور منع سفر زنان را بدون همراه مرد، صادر کردند. طی این فرمان گفته شده است که زنان حق ندارند مسافت‌های طولانی را تنها سفر کنند.

صادق عاکف مهاجر، سخن‌گوی وزارت امر بالمعروف، این سخنان را در صحبت با خبرگزاری فرانسه گفته است. او گفت: «زنانی که می‌خواهند در مسیرهای بیش از ۷۲ کیلومتری سفر کنند باید یک مرد محرم از اعضای خانواده آن‌ها همراه‌شاه باشند وگرنه نمی‌توانند این سفر را انجام دهند.»

چالش‌های زنان در ایست‌های بازرسی شهری؛

«خواهر ماسک‌ خوده بزن نی مره د بلا بتی نی خوده»

در یکی از روزهای پائیز که هوا نسبتأ ملایم و برای قدم‌زدن مهیا بود؛ درخت‌ها کنار جاده هم رنگ نارنجی به‌خود گرفته بودند. تصمیم گرفت برای خرید سمت شهر برود. از چوک برکت (سمت شمال شهر مزار شریف) با سه دختر دیگر که همکار سابق‌اش در رسانه و دوستان دوره‌ی دانشگاه‌اش استند، حرکت کردند. سوار یک سه‌چرخه (ریکشا) می‌شوند. صدف، مریم و شمایل [نام‌های مستعار] در مسیر راه، غرق قصه و خنده بودند که خود را در مقابل کمربند شهری طالبان یافتند. صدف تجربه‌ی خود را از برخود ماموران امر بالمعروف چنین روایت می‌کند: «با چک‌پاینت طالبان سر خوردیم که چند نفر از افراد امر بالمعروف با لباس سفید ایستاده بودند. مریم و شمایل، ماسک داشتند امأ متاسفانه من ماسک نداشتم. نزدیک چک‌پاینت موتروان صدا زد خواهر ماسک بزن که امر به معروف است حالی هم مره د بلا میرم هم خودت.»

او که از این وضعیت ترسیده و دست‌وپاچه شده بود، نتوانست ماسک خودش را از دسکول/کیف بیرون کند. او که از آن روز به عنوان «کابوس» در زندگی‌اش یاد می‌کند؛ می‌گوید: «مامور امر بالمعروف طالبان با دیدن من که بدون ماسک بودم؛ خیلی عصبانی شد. شروع کرد به جنگ کردن، تحقیر و دشنام دادن. به دوست‌هایم گفت این دوست تان از آخرت خود با خبر نیست. بی‌حیا است. شما نصیحت‌اش کنید تا آدم شود.» هر چند حجاب این دختران به گفته‌ی خودشان منظم و مطابق شریعت این گروه است، امأ صدف بخاطر مشکل تنگ نفسی که دارد می‌گوید؛ نمی‌تواند ماسک بپوشد. به همین دلیل نیروهای امر بالمعروف خواسته او را پیاده کند و با خود ببرند امأ او می‌گوید: «به من گفت از ریکشا پایین شو امأ ریکشاوان ازم پشتی‌بانی کرد. همین بود که عضو  امر بالمعروف طالبان برم گفت این بار را خیر است بار دیگر اگر بدون ماسک دیدم از خودت گله بکن. با عصبانیت گفت زود ماسک‌ات را ببند.»

نیروهای امر بالمعروف که بیشتر در تضاد با زنان و آزادی‌های آنان استند؛ ضمن تحقیر، بازداشت و توهین به دختران جوان و زنان، به راننده‌ی سه‌چرخ، که صدف و دوستانش را انتقال می‌داد گفته است که بار دیگر دخترهای «بی‌حجاب» را بالا نکند.

خشونت تنها به لت‌وکوب خلاصه نمی‌شود. تحقیر و توهین کردن زنان از سوی نیروهای طالبان، خود یک نوع خشونت است که آرامش و امنیت روانی آنان را برهم زده و آشفته‌گی ذهنی در پی دارد. شمایل دوست صدف گفت: «در جغرافیایی به‌نام افغانستان حتی نفس کشیدن و گرفتن اکسیجن صاف برای زنان جرم است.»

جدا از شهرها، این قیودات بالای زنان و‌ دختران در روستاها نیز جریان داشته و حتی بیشتر است. ثریا که مادر سه دختر جوان و نوجوان است؛ می‌گوید که بخاطر حرف‌های مردم حاضر نیست حتی دخترانش از خانه بیرون شوند. «دوست ندارم بخاطر اینکه محرم نداریم کسی سر دخترایم گپ بزنه، به امی خاطر زیادتر وقتا دخترایم را از رفتن به برون منع می‌کنم.»

شولگره، دولت‌آباد، کِشنده و چهارکِنت، روستاهای دور افتاده‌ای از مرکز ولایت بلخ استند. در این روستاها سنت‌های نا‌‌پسند و محدود کننده‌ی بر زنان وجود دارد. در موردی هم زنان در این استان‌ها به ندرت می‌توانند در طول عمر شان به شهر آمده و شخصأ خرید کنند. عمومأ خانواده‌ها یعنی مادر و یا مرد فامیل تمامی نیازهای مورد نظر را از مرکز ولایت بلخ خریداری کرده و به استان‌ها می‌برند. آمدن زن از یکی از این استان‌ها به شهر را «ننگ» می‌دانند. برخی از زنان که به گفته‌ی خودشان خانواده‌های روشن‌فکر‌تری دارند؛ اجازه دارند با پوشیدن برقع (چادری) به شهر رفت‌وآمد کنند. امأ آنان این‌بار با مشکل دیگری از جمله اجازه نداشتن از سفر تنهایی تا مرکز شهر، رو‌به‌رو اند.

وزارت امر بالعمروف و نهی از منکر طالبان که بیش‌ترین فرمان‌های محدود کننده‌ی زنان را صادر کرده است، در بیشتر اوقات در کمربندهای شهری صرف بخاطر بررسی و نظارت کردن وضعیت زنانی در داخل موترها حضور دارند؛ هستند. حضور مامور این وزارت، روح و روان زنان را برهم ریخته است تا اندازه‌ی که زنان حتی نمی‌توانند با خیال راحت از خانه برون شوند.

از سوی هم به ندرت وجود دارد که در بیشتر از دو سال گذشته، دختری با ماموران این گروه رو‌به‌رو نشده و یا مورد تحقیر و توهین آنان قرار نگرفته باشند.

کمربندهای شهری و دردسر خانواده‌ها

GETTY IMAGES

علی: «پس از یک روز کاری، خواستم تا با خانواده‌ی سه نفره‌‌ی خود (همسرش و یلدا دختر سه ساله‌‌اش) شام را در یکی از رستورانت‌های شهر غذا صرف کنیم. تا خسته‌گی جریان روز را فراموش کنم. پس از غذای شام وقتی می‌خواستیم به سمت خانه برگردیم؛ در یکی از کمربندهای شهری، سمت دروازه‌ی شادیان، شرق شهر مزار شریف، با نیروهای امر بالمعروف روبه‌رو می‌شویم.»

او گفت: «همسرم در ست پیش‌روی موتر نشسته بود. نیروهای طالبان گفتند؛ شما چه نسبت دارید؟ گفتم همسرم است. یکی شان که چهره‌ی خشن با ریش ژولیده و بلند داشت، گفت؛ تو شرم و حیا نداری که «سیاسر» را پیش‌روی موتر میشانی؟»

دستور طالبان به تکسی‌ران‌ها؛ از لت‌و‌کوب تا گرفتن اسناد شان

دختر نوجوان در ست پیش‌روی تکسی نشسته است. هوا هم به شدت غبار آلود است . به سختی می‌شود هویت کسی را تشخیص داد. بخاطر هوای طوفانی عینک دودی به چشم‌هایش گذاشته است. آن دختر جوانی که حتی اسمش را کسی نمی‌‌داند، داخل تکسی ساکت و آرام است. از سمت کارته‌ی وحدت [نام یک منطقه‌ی در جنوب شهر مزار شریف]، تکسی آهسته آهسته به چوک اسپ‌ها (چوک کام‌گار) نزدیک شد. ساعت دو بعد از ظهر را نشان می‌‌دهند. به کمربندشهری که رسید؛ با اشاره‌ی یکی از نیروهای طالبان، که با دست می‌گوید: گوشه کن [کنار جاده توقف کن]. تکسی را کنار می‌زند.

نیروی طالب به احمد می‌گوید؛ پیاده شو. «با این دختر چه نسبتی داری و از کجا آمدین؟»

احمد که تکسی‌ران در شهر مزار شریف است، در صحبت با خبرگزاری بانوان، گفت: «مکان خود را برای‌شان گفتم. من موتروان فلان مسیر هستم. ولی باور نکرد. بعد از سوال و‌ جواب‌های زیادی، نوبت به دختر خانم جوان رسید که تا حدی به خودش نیز رسیده است [آرایش کرده بود]. به او گفت: چرا فیشن کردی. و چرا عینک پوشیدی.»

او از آن روز طوفانی چنین روایت می‌کند؛ با رفتار خیلی زشت برای دختر جوان، گفت که شما دختران برای مرد‌های نامحرم خود را «فیشن می‌کنید و عینک می‌پوشید.»

زنان و دختران پس از فرمان منع سفر طالبان، با برخوردهای زشتی از سمت نیروهای این گروه در شهرهای مختلف کشور روبه‌رو شده‌اند. باوجودیکه طالبان حق سفر بدون محرم برای زنان را تا مسیر ۷۲ کیلومتر گفته‌اند؛ امأ در برخی موارد نیروهای این گروه به بهانه‌های مختلف موجب آزار و اذیت زنان در شهرها می‌شوند.

احمد گفت: «پس از نیم ساعت بازرسی و حرف شنیدن؛ به وکالت کلان‌تر موترها اجازه یافتیم تا به سمت شهر حرکت کنیم.»

در بعضی اوقات طالبان، راننده‌های تکسی را بخاطر انتقال دادن زنان و دختران بدون محرم و آنانی‌که بدون ماسک اند؛ لت‌وکوب نیز می‌کنند. صدف می‌گوید: «من یک بار شاهد بودم. در نزدیکی چوک شمع [مربوطات حوزه‌ی پنجم امنیتی شهر مزار شریف] ، ایست بازرسی امر بالمعروف بود. امربالمعروف بود. دو زن داخل موتر بودیم و هر دو ماسک نداشتیم. راننده تکسی را ایستاد کرد. اول خیلی جنگ کرد و با سیلی زد. بعد اسناد موترش را قید کرد. گفت برو فردا بیا اسناد خود را ببر.»

در ادامه نرگس [نام مستعار] تجربه‌ی خود از کمربندهای شهری و برخورد ماموران امر بالمعروف را چنین روایت می‌کند: «در کمربندهای شهری، طالبان بیشتر زنان و دختران را متوقف کرده و می‌گویند؛ حجاب تان را طبق شریعت بپوشید. امأ در این میان کمربند منطقه‌ی پل تصدی از مربوطات ناحیه‌ی دوازدهم شهر مزار شریف، طالبان رفتارهای زشتی دارند. بارها دختران جوان را ایستاد کرده که شما حجاب مناسب ندارید و اخطار داده‌اند که اگر به بار دوم شما را با این سر و وضع دیدیم خوب نخواهد شد.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا