زنان و رویارویی با طالبان؛ دور میز مذاکره

همانگونه که یازدهم سپتامبر نقطهی عطف در تاریخ معاصر افغانستان بود و یک رشته از تحولات عظیمی را برای کشور ما رقم زد امروز دوازدهم سپتامبر باز یک نقطهی عطف دیگر خواهد بود. این بار اما بارش بم نه بلکه سخن گفتن و مذاکره کردن تعیینکننده است.
پیش از شروع مذاکرات، حدود مطالبات کلان و اصلی طرفین منازعه تا حدی زیاد روشن است. روشن است که طرفین احتمالاً بر کدام مسایل به عنوان مطالبات و اصول اصلی خود پافشاری خواهند کرد.
تا آنجا که از فضای حاکم بر محافل سیاسی در افغانستان پیداست، حفظ جمهوریت و آزادی زنان از مطالبات درشت جمهوری اسلامی افغانستان است.
دولت افغانستان برای آنکه نشان بدهد تا چه حد بر اصل آزادی زنان که از دستآوردهای مهم تقریباً دو دهه اخیر نظام جدید در این کشور است تاکید دارد پنج زن را در فهرست بیست نفری هیات مذاکرهکننده گنجانده است لیکن به نظر میرسد که هنوز بسیاری از زنان در مورد چگونگی نقش این زنان و تاثیری که ممکن است در فضای مذاکره بر جای بگذارند اطلاع و آگاهی کامل ندارند.
خیلی از زنان در محافل و تجمعاتی که درباره صلح و مذاکره برگزار میشود آنجا که سخن از حقوق و آزادی های زنان میرود طوری سخن میگویند که در نتیجه روشن میشود که آنان تنها این پنج زن را مدافع اصل آزادی بیان میخوانند و تصور میکنند که مردان ماموریتهای خود شان را دارند و زنان رفته اند تا آنگاه که نوبت مذاکره به مساله زنان برسد صدا بالا کنند.
در حالیکه هیات به صورت یکدست دستکم در تئوری مکلف است مطالبات جمهوری اسلامی افغانستان را مطرح و از آن دفاع کند.
این البته بدان معنا نیست که نقش زنان نمادین تعریف شود بلکه جان کلام این است که حضور زنان در ترکیب هیات نه برای تقسیم وظایف بلکه برای نشان دادن تنوع و در عین حال یکدستی و یکصدایی زنان و مردان افغانستان است.
خیلی مهم است که زنانیکه در این فهرست قرار است از آزادی زنان دفاع کنند خوش بدرخشند و با منطق روشن و باصلابت حرف بزنند لیکن میزان پافشاری روی این اصل وظیفهی واحد کل هیات است.
زنان در این نشست باید از تمام توان و قدرت شان استفاده کرده تا طرفهای مذاکره کننده را مجاب کنند؛ اینکه خواستها و نگرانیهای زنان بهعنوان یک امر مهم و اساسی از سوی جوانب ذیدخل پذیرفته شود و در جهت تسریع روند مصالحه به آنها حق و ارزش قایل شوند. زنان از طرفین بخواهند که در هر نوع توافقنامهی صلح به تعهدات خود پابند بوده، به وعدههایشان ثابت قدم بمانند. در غیر آنصورت، صلح دایمی ناممکن است.
کار زنانیکه قرار است به نمایندگی از زنان در نشست صلح بین افغانان شرکت کنند دشوار است زیرا مسئولیتی سنگینی روی دوش آنهاست. دفاع از حقوق حقهی زنان، آن هم با گروهی که هویت، فلسفهی وجودی و تشکّلشان با وحشت، ظلم، جنایت رقم خورده است و تعریف سیاه و تاریکی را از زن در ذهن شان تداعی میکنند. بنا کنار آمدن با چنین گروهی کاری بسا دشوار است.
همچنان اشتراک زنان در مذاکرات صلح، نباید صرف به حقوق آنها منحصر باشد؛ آنها حق دارند تا در همه مسایل افغانستان نظر بدهند و روی آن بحث کنند.
پنج سال حکومت طالبان سیاهترین دورهی زندگی زنان در افغانستان بود. بستن دروازههای مکاتب و دانشگاهها به روی زنان، زندگی در کنج خانه، گشتوگذار با برقع از الطافی است که طالبان در زمان حکومت شان به زنان روا داشتند.
اکنون که ساعتهای اندکی به آغاز نخستین نشست رودروی حکومت افغانستان با گروه طالبان مانده است. زنان نباید سکوت را اختیار کنند باید یک اجماعی را به وجود آورند و صدای دادخواهی شان را به گوش جامعهی جهانی برسانند.
جایگاه کنونی و دستاوردهای زنان به سادگی به دست نیامده است، زنان زیادی قربانی دادند تا توانستند به حقوق ابتدایی شان دست یابند، بنا نباید زنان قربانی معاملهگریهای سیاسی شوند.
در پایان، مردم افغانستان بهویژه زنان، با همهی سیهروزیهای که پشت سر گذشتاندهاند در انتظار آمدن صلحاند. صلح واقعی، صلح بومی و صلحی که خود در رقمزدن آن نقش داشته باشند و شامل آن باشند، نه صلحی که در آن حقی تلف شود. خواست همه صلحی همه شمول و پایدار است.
ضیاگل عظیمی



