شرم، فقر و ناآگاهی؛ چرا سرطان دهانه‌ی رحم در افغانستان دیر تشخیص داده می‌شود؟

آی‌نور سعیدپور

ناآگاهی، فقر، شرم از مراجعه به پزشک و کم‌بود مرکزهای تشخیص و درمان، از عامل‌هایی است که سبب می‌شوند بسیاری از زنان در افغانستان سرطان دهانه‌ی رحم را زمانی تشخیص دهند که بیماری به مرحله‌های پیش‌رفته رسیده است. پزشکان و کارکنان صحی هشدار می‌دهند که این سرطان در صورت تشخیص زودهنگام تا حد زیادی قابل درمان و حتا قابل پیش‌گیری است، اما بسیاری از زنان به دلیل دست‌رسی محدود به خدمات صحی، دیر به مرکزهای درمانی مراجعه می‌کنند.

زمانی که مریم، باشنده‌ی بامیان دیگر توان برخاستن از بستر را نداشت، تازه تصمیم گرفت به کابل بیاید. ماه‌ها درد را تحمل کرده بود و تصور می‌کرد که مانند بسیاری از بیماری‌های دیگر، خودبه‌خود یا با درمان‌های خانگی بهبود خواهد یافت. اما پاسخ پزشکان چیز دیگری بود؛ سرطان دهانه‌ی رحم.

او اکنون پس از عمل جراحی امیدوار است درمان شود، اما می‌گوید: «حالی عملیات شدم و می‌گویند که خوب می‌شوم». ناآگاهی درباره‌ی نشانه‌های سرطان دهانه‌ی رحم و هم‌چنان نبود مرکزهای درمانی در محلی که مریم زندگی می‌کند، سبب پیش‌رفته‌ترشدن بیماری‌اش شده است. او اکنون در زیر درمان قرار دارد و امیدوار است که وضعیتش بهبود یافته و به خانه‌اش بازگردد.

روایت مریم، تنها یکی از ده‌ها داستان زنانی است که بیماری را زمانی می‌شناسند که دیگر فرصت تشخیص زودهنگام از دست رفته است. ناآگاهی، فقر، شرم از بیان مشکل مربوط به سلامت زنان و کم‌بود امکانات تشخیصی به‌ویژه در بخش‌های دوردست افغانستان، باعث شده سرطان دهانه‌ی رحم در این کشور هم‌چنان به‌عنوان یکی از بیماری‌هایی شناخته شود که اغلب دیر تشخیص داده می‌شود.

سازمان جهانی بهداشت، سرطان دهانه رحم را یکی از معدود سرطان‌هایی می‌داند که با واکسیناسیون علیه ویروس پاپیلومای انسانی، غربالگری منظم و درمان ضایعات پیش‌سرطانی، تا حد زیادی قابل پیش‌گیری است. با این حال، افغانستان هنوز برنامه ملی واکسیناسیون ویرس پاپیلوما و نظام فراگیر غربالگری این بیماری را ندارد و همین موضوع نگرانی متخصصان را افزایش داده است.

برای فرشته، باشنده‌ی کابل، نخستین نشانه‌ی بیماری، خون‌ریزی‌های مداومی بود که بیش از یک سال ادامه داشت. او در مرحله‌های ابتدایی این بیماری تصور نمی‌کرد این وضعیت خطرناک باشد و حتا زمانی که به مرکزهای درمانی مراجعه کرد، تشخیص‌های متفاوتی دریافت کرد. گاهی گفته می‌شد مشکل از قند خون است و زمانی دیگر علت را بیماری کلیه عنوان می‌کردند. در این مدت، درد او شدیدتر شد و در نهایت با بسته‌شدن ادرار، ناچار شد بار دیگر به پزشک مراجعه کند. این بار پزشک متخصص زنان پس از معاینه، تشخیص نهایی سرطان دهانه رحم اعلام کردند.

او آن روز را هنوز به یاد دارد؛ روزی که فهمید علت ماه‌ها درد و خون‌ریزی، بیماری‌ای است که هرگز تصورش را نمی‌کرد.

فرشته، می‌گوید که بیماری‌اش بسیار دیر تشخیص شده و او مجبور شده که در جریان یک سال برای درمان، معاینه و داروهای مختلف را با هزینه‌ی زیاد استفاده کند. به گفته‌ی او، زمانی که بیماری‌اش تشخیص شد، برای پیش‌گیری دیر شده و باید عملیات می‌کرد.

داستان بنفشه، باشنده‌ی لوگر نیز، تفاوت چندانی با زنان دیگر ندارد. او نزدیک به دو سال دردهای شدید را تحمل کرده است. نخست برای درد کلیه تحت درمان قرار گرفت، اما داروها تغییری در وضعیتش ایجاد نکرد. پس از مراجعه‌های پی‌درپی، پزشکان متوجه شدند که منشأ بیماری جای دیگری است و برای ادامه درمان باید به کابل منتقل شود.

اما برای خانواده‌ی بنفشه، آغاز درمان به معنای آغاز نگرانی دیگری بود؛ هزینه‌های سنگین درمان. او می‌گوید که خانواده‌اش توان مالی چندانی ندارد و انجام آزمایش‌ها، معاینات و ادامه‌ی روند درمان، فشار اقتصادی زیادی بر آنان وارد کرده است.

سرطان رحم در افغانستان، نشانه‌های اولیه آن یا نادیده گرفته می‌شود، یا با بیماری‌های دیگر اشتباه گرفته می‌شود و در نهایت زمانی تشخیص داده می‌شود که بیمار ناچار است برای درمان، صدها کیلومتر سفر کند.

یک قابله که سال‌ها در بخش صحت مادران فعالیت کرده است، می‌گوید که بزرگ‌ترین مشکل این بیماری، خاموش‌بودن آن در مرحله‌های اولیه است.

به گفته‌ی او، سرطان دهانه رحم معمولاً تا مدت‌ها علامت مشخصی ندارد، اما با پیش‌رفت بیماری، خون‌ریزی‌های غیرطبیعی، خون‌ریزی پس از رابطه جنسی، ترشحات بدبو و درد هنگام رابطه جنسی از مهم‌ترین نشانه‌های آن به شمار می‌روند. او تاکید می‌کند که هرچه بیماری زودتر تشخیص داده شود، احتمال درمان موفق نیز بیش‌تر خواهد بود.

پزشکان، می‌گویند بیش‌تر موردهای سرطان دهانه رحم در نتیجه‌ی عفونت مداوم با ویروس پاپیلومای انسانی ایجاد می‌شود؛ ویروسی که در بسیاری از کشورها با واکسیناسیون گسترده علیه آن، میزان ابتلا به این سرطان به شکل چشم‌گیری کاهش یافته است.

در افغانستان اما شرایط متفاوت است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در سال ۲۰۲۵، این کشور هنوز برنامه ملی واکسیناسیون پاپیلو را اجرا نکرده و خدمات غربالگری نیز، تنها در شمار محدودی از مرکزهای درمانی در دست‌رس است.

محدودیت دست‌رسی زنان به خدمات صحی، کم‌بود متخصصان، بحران اقتصادی و آگاهی پایین عمومی، از مهم‌ترین موانع پیش‌گیری و تشخیص زودهنگام سرطان رحم در افغانستان دانسته می‌شود.

در کنار این چالش‌ها، عوامل فرهنگی نیز نقش مهمی دارند. بسیاری از زنان به دلیل شرم از مطرح‌کردن مشکلات مربوط به دستگاه تناسلی یا ترس از تشخیص سرطان، مراجعه به پزشک را به تعویق می‌اندازند. برای برخی دیگر، هزینه‌ی رفت‌وآمد و درمان یا فاصله زیاد تا مرکزهای تخصصی، مانعی جدی برای دریافت خدمات صحی است.

همین تأخیرها سبب می‌شود بیماری زمانی تشخیص داده شود که درمان آن دشوارتر، پرهزینه‌تر و گاه همراه با جراحی، شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی باشد.

بر اساس برآوردهای مرکز اطلاعات ویروس پاپیلومای انسانی وابسته به آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان، هر سال حدود هزار و ۲۰۰ زن در افغانستان به سرطان دهانه رحم مبتلا می‌شوند و حدود ۸۲۳ زن در اثر این بیماری جان خود را از دست می‌دهند. این مرکز تاکید می‌کند که به دلیل نبود نظام جامع ثبت سرطان در افغانستان، این ارقام برآوردی است و احتمال دارد شمار واقعی مبتلایان و جان‌باختگان بیش‌تر باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا