قرنطینه، زنان و خشونت‌های خانوادگی

شام امروز گفت‌وگوی کوچکی با برادرم داشتم، از همان دعواهای همیشه‌گی خواهر برادری. دقایقی بعد پنجره اتاقم را گشودم تا نفسی تازه کنم و از این طریق، هوای بهار ۹۹ از دریچه پنجره، مهمان اتاقم شود.
ساعتی نگذشته بود که صداهایی توجه مرا بخود جلب کرد، صدای بلندی که برای چند دقیقه طنین انداز کوچه و خانه‌های اطراف بود. صحبت‌ها و چیغ و دادهای بلند مردی که تلاش داشت با تمام نیرو، قدرتش (کار، پول، قدرت بازو و…) را به نمایش بگذارد و با اشاره به داشته‌هایش بفهماند که همه کس زن و خانواده (رهبر، رئیس، صاحب اختیار، تصمیم‌گیرنده و…) خودش است. این‌که این منم که برای‌تان امر و نهی می‌کنم و توی زن و فرزندانت باید بپذیرید. طرف دیگر دعوا صدای ضعیف‌تر بانویی می‌آمد که تلاش برای آرام ساختن مرد می‌کرد و با پذیرش همه نوع محدودیت و قبول حرف های مرد، برای حفظ آبروی خانواده‌اش در بین در و همسایه، او را به آرامش دعوت می‌کرد. در این میان، دو طفل کوچک نیز شاهد دعوای پدر و مادر شان بوده و با گریه‌های‌شان خواهان ختم دعوای طولانی خانوادگی. فرزندانی که نسل آینده است و با بزرگ شدن در چنین فضای متشنج خانوادگی نوید ادامه خشونت‌ها و آسیب‌های بیشتر اجتماعی.
دعوای خانوادگی در مجاورت خانه ما، نمونه شدید خشونت‌های پنهان و مهمان ناخوانده این روزهای خانواده ها در کشور است.
این مبرهن است که خشونت فقط لت و کوب، گوش بریدن و چشم کبود نیست و پایه‌های مستحکم خشونت‌های روانی و پنهان آن در ابعاد وسیع اجتماع وجود دارد. در کنار این، ریشه‌های خشونت‌های خانوادگی در افغانستان درخت تنومند و بلندی است که ریشه‌های عمیق آن در رگ رگ سنت‌های اجتماعی جریان دارد. تعاریف سنتی از نقش‌ها و مسئولیت‌های زن و مرد، جنس دوم بودن زن و…، همه و همه پایه‌های مستحکم مردسالاری و قدرت مردانه در اجتماع است. در کنار این‌که در دو دهه گذشته، نهادهای زیادی در کشور، در راستای کاهش خشونت‌ها و تساوی جندر فعالیت کرده است و خوش‌بختانه قوانین حمایتی خوبی هم در زمینه وجود دارد. اما این واضح است که ذهنیت سازی و بسیج افکارعمومی نیازمند تلاش جدی و همگانی و از همه مهم‌تر پذیرش جایگاه انسانی زن در خانواده و اجتماع است. «در اجتماعی که صدای کفش زنان عیب است»، تغییر فرهنگ خشونت به عطوفت وقت گیر و نیازمند تلاشی متداوم و بیشتر.
اینکه، برای تغییر نگاه جنسیت زده جامعه مرد سالار، چه کارهای می‌توان کرد، چگونه می‌توان با فقر فرهنگی، اجتماعی و جنسیتی مبارزه کرد، چگونه می‌توان ریشه‌های مردسالاری را در اجتماع تضعیف نمود و چه راه کارهای می‌توانند موثر باشند؟، گذشت زمان، آگاهی دهی، ذهنیت سازی و از همه مهم‌تر تطبیق قوانین حمایتی می‌توانند نقش برجسته و کلانی را بازی کند.
با نگاهی عمیق تر، این روزها زنان زیادی اند که خشونت‌های بیشتری را نسبت به روزهای عادی زندگی متحمل می‌شوند. چه زنانی که تنها دل‌خوشی روزانه شان جمع شدن در حیات همسایه و تبصره در مورد محفل دختر یا پسر همسایه، خریدهای هفته و یا داستان سریال های ترکی بود. یا زنان کارمندی که با فرار از چالش‌های خانوادگی و تکیه بر درآمد کم خویش تلاش بر تثبیت قدرت خود در برابر مردان همیشه در صحنه که طعنه‌ی نفقه و قدرت اقتصاد برترشان برثانیه ثانیه زندگی زنان گسترده است و در لایه‌ی ذهنیت اجتماع جنسیت‌زده ما حس می‌شود.
پس، پدران ارجمند؛ شما ستون پایه‌های قوی زندگی و الگوی فرزندان خود هستید، لطف نموده مهربان تر باشید. برادران عزیز؛ شما یاور و بازوی قوی خواهران خود هستید، قسمی‌که خواهران‌تان، یار مهربان لحظه‌های سخت زندگی شما است. چقدر خوب خواهد بود مهربانی را تمرین کنید و دوستانی خوب برای خواهران و همراهی خوبتر برای همسران آینده خود باشید. هم‌چنان شوهران گرامی؛ دوستی، احترام متقابل و درک متقابل را به تمرین بنشینید تا الگوی خوب انسانی برای فرزندان خود شوید.
مردان خانواده، قول زنانه می‌دهم تلاش کیند و عشق بکارید، چندین برابرش را دریافت خواهید کرد.
سهیلا صبری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا