نقش زنان در صلح

ما از عقب پرده‌های تلویزیون و صفحات دنیای مجازی فیصله‌های نخستین طالبان را در نشست صلح مسکو در مورد زنان دیدیم و شنیدیم که علی‌الظاهر قرار است حقوقی برای زنان در چارچوب دین تعیین و تجویز گردد، اما پرسش این‌جا است که کدام نسخه برای زخم‌های ما پیش‌بینی شده است؟ دارویی که قرآن و پیامبر تجویز نموده و با مبادی انسانی عصر هم هم‌نوایی دارد و یا زهری که بر اساس برداشت‌ها و قرائت خاص یک گروه از دین شکل گرفته است؟

تاریخ شهادت می‌دهد که زنان نه در افروختن جنگی که در این سرزمین، چهل سال به درازا کشیده سهمی داشتند و نه در راه‌اندازی‌ جنگ‌های دیگر تاریخ، ‌اما زنان همیشه قربانی اصلی جنگ از جمله جنگ‌های چهل سال اخیر اند. زنان سرزمین ما از ستمی مضاعف رنج می‌برند؛ چون هم خود به عنوان جنسی بی‌دفاع پامال کفش‌های خونین جنگ‌آوران شده‌اند و هم بار تحمل مسوولیت نان‌آوری کودکان یتیم و شوهران معیوب‌شان را به دوش می‌کشند. و با زنده‌گی در یکی از فقیرترین کشورهای جهان که یک‌سو از اثر جنگ تا هنوز به توسعه دست نیافته و از سوی دیگر هم فاقد منابع لازم برای زنده‌گی است و هم برخوردار از سنت‌های دست‌وپاگیر اجتماعی، این رنج را چند برابر ساخته است.

امروز همه از صلح سخن می‌گویند، پرسشی که مطرح می‌شود این است که زنان چه جایگاهی در این صلح خواهند داشت؟ زنان که قربانیان اصلی جنگ ‌اند، چه نقشی در مذاکره و صلح به دوش خواهند داشت؟

ما از عقب پرده‌های تلویزیون و صفحات دنیای مجازی فیصله‌های نخستین طالبان را در نشست صلح مسکو در مورد زنان دیدیم و شنیدیم که علی‌الظاهر قرار است حقوقی برای زنان در چارچوب دین تعیین و تجویز گردد، اما پرسش این‌جا است که کدام نسخه برای زخم‌های ما پیش‌بینی شده است؟ دارویی که قرآن و پیامبر تجویز نموده و با مبادی انسانی عصر هم هم‌نوایی دارد و یا زهری که بر اساس برداشت‌ها و قرائت خاص یک گروه   از دین شکل گرفته است؟

اسلام زن و مرد را دو نیمه‌ی مساوی برای رسیدن به جامعه‌ی اخلاقی و دینی مورد نظر خود معرفی می‌کند، چنان‌که بخاری حدیثی را از پیامبر در این مورد روایت نموده است: «إنما النساء شقائق الرجال» یعنی زنان و مردان نیمه‌ی هم‌دیگر اند، چنان‌که بیش از ده‌ها آیه در ذکر تساوی انسانی آنان در قرآن کریم وارد است و با فعالیت زنان در ابعاد مختلف اجتماع، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و علمی مخالفتی ندارد.

قرآن کریم به عنوان اصلی‌ترین منبع تشریع هرگز به مخاطبان خود نگاه جنسیتی نداشته است و خطاب قرآن با کلماتی چون: یا أیها الذین آمنوا، «ای کسانی که ایمان آورده‌اید»، یا أیها الناس، «ای مردم»، یا بنی آدم «ای فرزندان آدم» آغاز گردیده، و از همین لحاظ ام سلمه همسر پیامبر، وقتی ندای یا ایهاالناس «ای مردم» را شنید شتابان به سوی مسجد رفت، زیرا او به عنوان یک زن خودش را جزء مردم می‌دانست.

همان طوری که اندیشمندان مسلمان چون عبدالحلیم ابو شقه در کتاب گران‌سنگ خویش «تحریر المرأه فی عصر الرساله» و دیگران معتقد بوده‌اند، زنان صدر اسلام در میادین مختلف اجتماعی و فرهنگی  و حتا تفریحی حضور داشتند که این حضور در دو نوع فعالیت‌ تبارز می‌یافت؛ فعالیت‌های جمعی که برای کارهای عادی بود و فعالیت‌هایی که در راستای خدمات اجتماعی چون آموزش و سایر خدمات اجتماعی عمومی انجام می‌گرفت.

سخن در باب زن، حقوق و شخصیت او در حالی که هزاران کتاب در باب آن نگاشته شده سخن تازه‌ای نبوده و پرداختن به جوانب مختلف جایگاه او ‌بحث‌هایی به مراتب درازتر و تحقیقی‌تر را می‌طلبد، از همین رو ناگزیرم در این‌جا با مثال‌هایی چند از نقش زنان در میادین مختلف اجتماعی و سیاسی که اسلام بیان داشته است با تماسی گذرا بگیرم.

نقش اقتصادی زن

از آغازین روزهای ظهور اسلام، زن نقش مهمی در تحکیم پایه‌های آن ایفا نموده است. حضرت خدیجه در بین زنان تاریخ‌ساز یکی از مؤثرترین شخصیت‌هایی بوده است که نقش مهمی در تقویت و تحکیم اولیه پایه‌های دین اسلام و پیامبر داشت. زیرا خدیجه علاوه بر نقش همسری پیامبر اسلام با توجه با توانایی مالی و اعتباری‌ که در بین اشراف قریش و توانمندان مکه داشت، بدون شک و تردید در پیشبرد دین اسلام به عنوان شخصیت محوری به شمار می‌رفت. چنان‌که قرآن کریم به این موضوع اشاره نموده است : ووجدک عائلا فأغنی (ضحی،۸) «و ترا فقیر و ناتوان یافت و ثروتمند نمود» که معطوف به ثروت خدیجه و پشتی‌بانی مالی او از اسلام بوده است.

با جرأت تمام می‌توان گفت که اگر حمایت و ثروت خدیجه نمی‌بود، دعوت اسلام با مشکلاتی به مراتب بزرگ‌تر از آنچه ذکر می‌شود، مواجه می‌شد. اقتصاد نقش مهمی در نشر دعوت دارد و خدیجه این نقش بزرگ را به دوش گرفته و مال و ثروتش را در راه پخش و نشر  دین جدید بذل نمود. می‌توانیم نتیجه بگیریم که دین اسلام با تاجر شدن و نقش  اقتصادی گسترده‌ زن در جامعه مشکل ندارد.

نقش اجتماعی زنان

اسلام توجه فراوانی به بعد اجتماعی انسان داشته است که مخاطبان آن هم زنان بوده‌اند و هم مردان. اگر انسان مرد باشد یا زن، طبیعتاً بر اساس طبیعت و ضرورت، مدنی و اجتماعی آفریده شده است.

در مرحله مکی و مدنی یعنی قبل و بعد از تأسیس دولت، زنان در تمام میادین اجتماعی در کنار مردان حضور داشته‌اند؛ چنان‌که حضور ۱۸ زن در هجرت به حبشه یکی از مهم‌ترین مشارکت‌های اجتماعی زنان در اسلام محسوب می‌شود.

زنان در کنار مردان در مناسبت‌های مختلف اجتماعی، و در محافل و مجالس مهم مشورتی، چون مسجد حضور پررنگ داشتند. فاطمه بنت قیس از حضورش در صلاه الجامعه «نمازی که موذن مردم را جهت اخذ مشوره در امور مهم اجتماعی فرا می‌خواند»، در میان صفوف زنان نمازگزار که پیامبر مردم را برای اخذ مشورت در مورد ایمان آوردن مردی نصرانی فراخوانده بود، روایت می‌کند.

حضور سیاسی زنان

نقش مهم و اساسی دیگر زنان در تأسیس دولت، اشتراک فعال در بیعت با پیامبر قبل از صلح حدیبیه و بعد از آن صلح بوده است. واژه بیعت از ریشه‌ی کلمه‌ی سه حرفی «بیع» که به معنی خرید و فروش آمده گرفته شده است. بیعت همان مفهومی است که زبان معاصر سیاسی آن را قرارداد اجتماعی می‌خواند.

 یکی از موارد برجسته‌ی نقش سیاسی زنان در دولت‌سازی، نقش مهم آنان  در بیعت است. زنان صدر اسلام در بیعت و در هجرت به حبشه و مدینه حضور داشتند، و بعدها هم در انتخاب خلیفه و هم‌ در جایگاه منتقدان دستگاه حکومت سهم داشته‌اند.

در هجرت به مدینه که به مثابه  تحول بزرگی در مسیر عبور به تأسیس دولت بود، زنانی چون اسماء بنت ابی بکر و خواهرش عایشه نقش مهمی ایفا نمودند.

بیعت زنان بیانگر شخصیت مستقل ایشان بود که قرآن خود در آیت ۱۲ سوره‌ی ممتحنه از آن یاد نموده می‌فرماید: «یا أیها النبی إذا جاءک المومنات یبایعنک…» یعنی: ای پیامبر وقتی زنان مسلمان برای بیعت نزد تو می‌آیند… آری! بیعت مظهر برجسته‌ی استقلال سیاسی زنان مسلمان بشمار می‌رفت.

استقلال شخصیتی مبنی بر اتخاذ تصامیم بزرگ سیاسی در رهبری و سیاست را می‌توان در زنده‌گی ام‌المومنین عایشه به طور ویژه‌ای مشاهده نمود که حضور او به عنوان رهبر گروه مخالف خلیفه چهارم بیان‌گر این امر بوده است.

خواجه بشیر احمد انصاری در کتاب «زن در میزان فقه سیاسی اسلام» خود در صفحات ۱۰۰- ۱۱۰ به فرازهایی از مشارکت سیاسی زنان در جوامع اسلامی پرداخته است. او از شخصیت‌های برجسته‌ی زنان که در تاریخ اسلام در اپوزیسیون‌ها حضور داشته‌اند یاد کرده و از اسماء بنت ابی‌بکر در برابر حجاج و ام درداء در برابر عبدالملک یاد نموده، چنان‌که از زنی به نام شفاء که از سوی خلیفه‌ی دوم به عنوان شهردار معرفی شده بود، یاد نموده است. گرفتن رأی و بیعت زنان برای دو کاندیدای خلافت (علی و عثمان) از سوی عبدالرحمن بن عوف در صدر اسلام و رهبری سیاسی زنانی چون ملکه سیده در عراق، أروی بنت احمد در یمن، شجره الدر در مصر، گیتی آرا در زابلستان، سلطان راضیه، مخدومه جهان، چاند بی بی، سکندر بیگم، شاه جهان بیگم در شبه‌قاره هند را در دوره‌های دیگر تاریخ نام برده‌اند.

نقش زنان در صلح

یکی از نمونه‌های بارز نقش زنان در صلح، حضور همسر پیامبر بزرگ، ام‌سلمه، و مشورت‌دهی ایشان به پیامبر در صلح حدیبیه بوده است. طوری که هم قرآن و هم صحیح بخاری اشاره دارند، در آن زمان به تعبیر قرآن تحریک «حمیه جاهلی» و یا «تعصب جاهلی» نزدیک بود امتی را به انحطاط کشاند که با عمل پیامبر به مشورت همسرش ام‌سلمه، از خون‌ریزی و کشتار جلوگیری صورت گرفت.

قرآن کریم در سوره نمل که یکی از سوره‌های مکی است، داستان ملکه‌ای به نام بلقیس را ذکر می‌کند که بر اصل مشورت و بهره‌گیری از خرد جمعی، همراه با دیپلماسی سازش در سیاست خارجی، و توجه به امنیت داخلی، باعث نجات خود و مردم و کشورش از تهاجم و ویرانی می‌شود.

قرآن کریم ملکه سبا را به عنوان زمام‌دار دموکرات و حکیم و دوراندیش که شورا را اساس حکومت خویش قرار داده بود، معرفی می‌کند. او بعد از دریافت نامه‌ی تهدیدآمیز سلیمان، در صدد آزمودن سلیمان برآمد تا آنکه بداند آیا او پیامبر است یا سلطان. ملکه تسلیم احساسات ارتش و مردان اطرافش که در پاسخ اولتیماتوم سلیمان (ع) از موضع شدت و قدرت حرف می‌زدند، نشد. بلکه عقل خویش را به کار برد، نه تنها سبب نجات ملت خود شد که بلکه آنان را در سلک ایمان داخل نمود.

سعی ما بر این بود تا به گوشه‌ای از حضور زنان در میادین مختلف اجتماعی و سیاسی اشاره نماییم. حضور زنان در میادین مختلف اجتماعی باعث تربیت آنان و سهیم شدن‌شان در اخذ تصامیم کلان چون بیعت و حضور در تصامیم عمومی اجتماعی و تعیین خلیفه و حضور در اپوزیسیون سیاسی در صدر اسلام از نمونه‌های این مشارکت به شمار می‌روند. هم‌چنان ذکر زن سیاست‌مداری چون بلقیس در قرآن بیانگر این‌ است که خداوند متعال یکی از بهترین و مناسب‌ترین الگوهای تدبیر و سیاست را برای بشریت معرفی می‌نماید.

با این حساب زنان افغانستان  به عنوان متضرر اصلی جنگ که قرار است طبق دستور شریعت به حقوق خود دست یابند، می‌باید خودشان در تعیین جایگاه و سهم‌‌شان در صلح و بعد از صلح تصمیم بگیرند. و به هیچ کس اجازه استفاده سیاسی از سهم آنان در هیچ عرصه‌ای به شمول مصالحه را ندهند. ما از گروه‌های دخیل در گفت‌وگوهای صلح‌ می‌خواهیم تا اجازه استفاده ابزاری و سیاسی از حقوق و جایگاه ما را به هیچ جناحی یا شخصی نسپارند. نباید به یک گروه اجازه داده شود که زیر نام شریعت حقوق‌ زنان را محدود کند. زنانی با تخصص مختلف باید درگفتگوهای صلح حضور داشته باشند،‌از حمله زنانی که در فقه و حقوق اسلامی تخصص دارند،‌تا از حقوق زنان با قوت تمام دفاع صورت بگیرد. ما خود از روز نخست صلح را در تاریخ نوشته ایم.

منبع: روزنامه هشت صبح

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا