به خود و کمال تان باور داشته باشید

شايد در شبكههاى اجتماعى، پيامهاى تبريك كليشهایى كه همرسانی مىشود را ديده باشيد. استاتوسهایی که کاربران به مناسبت ازدواج و ورود به مرحلهى جديد زندگى دوستان شان به اشتراک مىگذارند و محتواى بيشتر آنان، حكايت از تكميل شدن زن و مردیست كه تصمیم گرفتهاند زندگی مشترکی را با هم سپری کنند.
این نوشتهها طوریست که انگار پیش از این وصلت و در دوران مجردى، هر یک از طرفین، به تنهایی كامل نبودهاند که در واقع، اين خود يك فرهنگ و باور اشتباه است. چنانچه برخی با استفاده از آيات قرآنی در توجيه به این رویکرد بهره میجویند. حالانكه در آيات قرآن، هيچگاه زن و مرد مكمل هم پنداشته نشدهاند، بل تعابير ديگرى كه نشانهى بههمپيوستن دو جنس است و فرد مىتواند با استفاده از آن، به ارزشهاى اخلاقى خود بيافزايد و در كنار همسرش زندگى بهتری داشته باشد، موجود است. به گونهی مثال: در قرآن تعابير مختلفى در مورد ازدواج مرد و زن آمده است كه به نظر من، دلالت بر متمم و مكمل بودن زن و مرد نيست. چون كلمهی لباس (هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ)، ترجمه: (زنان لباس و پوشش برای شما مردان هستند و شما مردان پوشش و لباس برای زنان تان هستید) كه در اين آيه، استعارهاى بسيار لطيف بهكار رفته و زن و مرد را براى يكديگر، به لباس تشبيه كرده است. يا واژه هايى چون: تسكين، مودت و رحمت ( وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً)، ترجمه: (و باز یکی از نشانه هاى (لطف) او آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود) تعبير شده و اينها هيچگاهى به معنى كامل شدن نيست.
در قرآن ذكر گردیده كه خداوند احسن الخالقين است و انسانها را به بهترين شكل ممكن خلق كرده است، كه اين خودش دلالت بر مكمل بودن انسان به خودى خود دارد. اما پرسش اينجاست، آیا فردی كه هنوز ازدواج نكرده، كامل نيست؟ البته كه است و همين كه ما فكر كنيم زنان بدون مردان كامل نيستند، خود نوعى ارجحيت دادن به جنس ديگر است ( البته که عکس این مسئله خيلى متصور نیست).
با اینحال؛ معتقدم كه هر انسانى به تنهايى خود كامل است و نيازى به مكمل ندارد و اين تفاوتهاست كه به انسان معنا مىبخشد. در مواردی، شايد منظور از مكمل شدنى كه افراد در گفتوگوهاى روزانهى خود استفاده مىكنند، از بعد توليد نسل بشر باشد كه مرد بدون زن نمىتواند توليد مثل كند و زن هم بدون مرد. كه در این صورت، معقول است و علمى و فطرى، اینكه هر دو، یعنی مرد و زن در آن السويه هستند و هيچيك توانايى بيشتر بر ديگرى ندارد و هر دو بدون هم در چرخهى توليد مثل، ناقصاند.
اما اگر قرار بود زن و مرد پیش از ازدواج كامل نباشند، پس همهى انسانها به نوعى محتاج و ناتوان خلق شدهاند و اين حرف در شأن خالقى كه به توانايى او باور داريم، درست نيست.
ناگفته نماند که در علم روانشناسى، بحثى به نام (مكمل و مشابه) در ازدواج وجود دارد كه آيا زن و مرد مكمل هم باشند بهتر است، يا مشابه هم؟ و اگر بخواهند ازدواج كنند، فرد مقابل مكمل شان باشد و يا مشابه شان؟ كه البته منظور از مكمل، وجود مهارتها و خاصيتهايى است كه شخص در خود ندارد و میخواهد شاهد آن داشتهها در فرد مقابل باشد و اینگونه وی را گزینهی مناسب برای ازدواج میپندارد. كه در این زمینه، روانشناسان معتقدند اين ازدواجها مناسب نيست و فرد بايد با مشابه خود ازدواج کند كه از همه لحاظ ( عاطفى، مالى، اجتماعى و…) همخوان باشند و به قولى هم كفو، تا در زندگى مشترك دچار دوگانگى نشوند و در فراز و نشيبهاى زندگى مشترك، راحتتر كنار بيايند و به توافق برسند.
یکی از شگفتیهای جهان آفرینش، وجود تفاوتها در بین زنان و مردان است که سبب میشود مرد و زن جذب هم شوند. پس لٌب کلام نویسنده این است که همه انسانها (چه مرد و چه زن) کامل آفریده شدهاند، زیر این در شان آفریدگار نیست که موجودات ناقص خلق کند که بعدا نیاز به تکمیل کننده داشته باشند.
با اینحال؛ به تواناییهای خود باور داشته باشیم و خود مان را در دنیای تجرد، ناکامل نپنداریم. بلکه هرکجا، هر زمان و هر جا که بودیم، خود را کامل و بدون نقص بدانیم تا این تفکر تبدیل به یقین شود.
نویسنده: سحر رحمتی



