زنان قربانیان طویانههای زیاد

تعداد بیشماری از مردان در هرات از رفتن همسران شان به خانه پدری شان به دلیل مشکلات در دوران نامزدی و یا گرفتن طویانه زیاد جلوگیری میکنند.
دوران قبل از ازدواج و وضع محدودیتهایی از طرف خانوادهی دختر برای دامادشان و همچنان تعیین پیشکشهای هنگفت، مردان را نسبت به خانوادهی همسر شان بد بین، و در آنان یک حس انتقام جویی را پرورش میدهد.
عاطفه بانوی جوان که دو سال از ازدواجش میگذرد میگوید: ماههاست فامیلش را ندیده و از آنها خبری ندارد.
او اضافه نمود : شوهرش نسبت به خانوادهی او بدبین بوده و از رفت و آمد او نیز با آنها جلوگیری میکند.
عاطفه در ادامه میافزاید: «چند ماه قبل بدون خبر دادن به شوهرم ساعتی به عیادت مادر مریضم رفتم، ولی زمانی که شوهرم از این کارم با خبر شد مرا سرزنش کرده و تا دو هفته اجازهی بیرون شدن از خانه را به هیچ عنوان برایم نداده ».
در همین حال ثریا بانوی که دهسال از ازدواجش میگذرد گفت: شوهرش فکر میکند که در صورت رفتن وی به خانهی مادراش، مادر و برادراناش او را علیه خانوادهی شوهرش تحریک میکنند، به همین دلیل ثریا سالهاست که با خانوادهی پدریاش اجازهی ارتباط را ندارد.
ثریا در ادامهی سخنانش از سختگیری شوهرش در بیرون شدن وی از خانه شکایت کرده، و ادامه داد: علاوه بر اینکه حق ندارد به دیدن خانوادهاش برود، حتی اجازهی رفتن به بازار را نداشته و اعضای خانوادهی شوهرش برایش خرید میکنند.
شماری از فعالان حقوق زن این مشکلات زنان را ناشی از حس مالکیت مردان نسبت به زنان میدانند.
سکینه حسینی فعال حقوق زن ضمن ابراز تاسف از وجود این سنت نادرست و دیرینه میگوید که ایدهی ازدواج در جامعهی ما سپردن حق ملکیت یک دختر از خانوادهی پدری به خانوادهی شوهر میباشد و این عقیدهی نادرست باعث محکوم شدن زن در چهاردیواری خانه به عنوان یک ملکیت خصوصی مرد میشود، و همان فرهنگ مردسالاری و وابستگی زن به مرد را پایدار نگه میدارد.
خانم حسینی خاطر نشان کرد: این مساله بر روان زن نیز اثر گذاشته و همچنان زمینهی هرگونه فعالیت مثبت در جامعه و تحرک را از وی سلب میکند.
در همین حال شماری از مردان دلیل جلوگیری همسر خود را از برقراری ارتباط با خانوادههایشان اینگونه بیان میکنند.
«خانوادهی همسرم قبل از ازدواج هیچ درکی از شرایط من نداشتند و محدودیتهای زیادی را برایم بخاطر ازدواج با دخترشان وضع کردند، به همین دلیل گمان میکنم آنها از من خوششان نمیآید و هرباری که همسرم به خانهی مادرش میرود طرز دید منفی راجع به من پیدا میکند ».
نادر گفت: او گمان میکند که مادر همسرش، خانم او را علیه او و خانوادهاش تحریک میکند, به همین دلیل ترجیح میدهد بخاطر اینکه مشکلی در روابط زناشوییشان پیش نیاید همسرش با خانوادهی پدری خود ارتباطی نداشته باشد.
این در حالیست که شماری از آگاهان امور دینی این مشکل را ناشی از تفسیر نادرست آموزههای دینی میدانند.
محمد جمعه حقانی استاد دانشگاه هرات میگوید:«اسلام در این مورد گفته است که برای زن پسندیده خواهد بود که قبل از رفتن به خانهی پدر، شوهرش را در جریان بگذارد، یعنی از نگاه اخلاقی اینگونه بهتر است اما در صورتی که زن بخواهد به عیادت اعضای خانوادهاش که مریض اند برود، در صورت عدم اجازهی شوهر نیز گناهی بر وی نخواهد بود ».
آقای حقانی تضافه کرد: آیات و احکام قرآن شریف در بین مردم به درستی درک نشدهاست قرآن عظیمالشان، حفظ صلهرحم را جز اصول و اولویتهای یک انسان مومن میداند.
به باور آقای حقانی وجود این عرفهای ناپسند در بین مردم که هیچگونه منبع دینی و منطقی ندارند، مناسبات و روابط پسندیدهی خانوادهها را خدشه دار میکند.
این در حالیست که شماری از مادران نیز از وجود محدودیتها در زندگی دختر شان شکایت میکنند.
مریم مادری که سه سال قبل دخترش را عروس کرده است میگوید: مدت زیادیست که دخترش را ندیده و از وی خبری ندارد .
او گفت: دامادش را یک مرد خشن و نالایق میداند و میگوید دخترش به آن مرد حیف است و به همین دلیل حتی رفت و آمد به خانهی دختر خود ندارد.
برخی از جامعه شناسان اما این حس مالکیت طلبی شماری از مردان را وجود فرهنگ مرد سالار در جامعه میدانند.
علی کاوه استاد دانشکدهی جامعه شناسی دانشگاه هرات ضمن تایید این مسئله میگوید: «سنت مرد سالاری از همان ابتدای پرورش دختر در خانهی پدریاش و متکی دانستن او به پدر و برادران و بعد هم تسلیم آن به عنوان یک متاع امانت به شوهر، این حس را به مرد تلقین میکند که وی صاحب شیای شده است و اختیار عام و تام ملکیتاش را دارد ».
آقای کاوه میافزاید: گرفتن پیشکشهای هنگفت از سوی خانوادهی دختر، حس خرید یک ملکیت را در مرد برجستهتر میسازد .
تاریخ جامعهی ما گواه آن است که زنها همواره قربانی اینگونه عرفهای نادرست شده و این اصلیترین مانع در کسب استقلالیت و حضور فعال زنان در جامعه است.
گزارشگر : مهتاب نیایش



