زنان قربانیان جنگ در افغانستان

نگارنده : مرضیه حسینی
جنگها اگر جنسیت میداشتند، بدون شک مرد بودند، جنگهایی که در طول تاریخ در جهان اتفاق افتاده است جرقههایش را مردان زدند و این زنان بودند که دامن شان سوخت و اشک بر گونههای شان جاری شد.
هر چند سالهاست که حکومتهای مختلف و نهادهای گوناگون در راستای حقوق زنان و دفاع از زنان جهان به وِیژه زنان افغانستان کار میکنند ولی گویا جرقههای جنگهایی که مردان راه میندازند خرمن امید و زندگی خانمها را در چشم زدنی از بین میبرد و میسوزاند.
آمارهایی که هر بار از کشته و زخمیهای رویداهای گوناگون نشان میدهند که جنگ در افغانستان نابرابری جنسیتی را چند برابر کرده است.
این گفته را نیز چندی قبل رییس جمهوری کشور بیان کرد و گفت که “مهمترین علت بیعدالتی جنسیتی، دوام یافتن جنگ و نا امنی است. شمار زنان محروم از سواد در افغانستان سه برابر مردان بیسواد و تعلیم ندیده است که علت عمده آن نیز جنگ تحمیلی است که کشورمان با آن دست به گریبان است.”
شاید این حرف ” زنان قربانیان اصلی جنگ هستند.” تکرار باشد اما جالب این جاست که هر بار تکرار در هر بیانیهیی بیان شده و همواره برای گوش مان این جمله تکرار است.
روزهای متفاوت و مناسبتی که در افغانستان به نام زن برپا میشود، همواره چنین جملههایی را در خود دارد، تا جایی که رولا غنی بانوی نخست کشور در سفری به ولایت هرات به مناسبت از هشت مارچ گفت: متاسفانه هنوز کشورما در آتش میسوزد که قربانیان اصلی آن زنان هستند.”
این جاست که باید گفت زن در جغرافیای ما وابسته است. وابستگی عاطفی او بیشتر از همه او را ضربه زده است، کم ندیدیم مادری را که در غم از دست دادن فرزندش با نام امید خداحافظی کرده است. خواهری که به جرم قتل برادرش تاوان پس داده است و یا همسری که بعد از کشته شدن شوهرش به حال و روز اسف باری دچار شده است.
شان و منزلت انسانی زن همواره نادیده گرفته شده است. این سناریو نه تنها در افغانستان بلکه در کشورهایی که سالها دچار جنگ بوده اند ادامه داشته و همین اکنون هم در بسیاری از کشورهای دنیا این مسئله جریان دارد.
تاریخ شاهد است که در جنگهای اول و دوم جهانی و جنگهای بزرگ و کوچک دیگری که در طول تاریخ اتفاق افتاده است، تیری که از میله تفنگ یک مرد به سوی مرد دیگر شلیک شده است قلب چندین زن را نشانه گرفته و زخمی کرده است .
در سطح ملی شاید کارهایی برای زنان اتفاق افتاده باشد ولی در سطح محلی آنهم در این کشور که نامش افغانستان است، با گذشت سالها کار برای این قشر، هنوز هم به دلیل افزایش جنگها به حاشیه رانده شده، مستقیم و غیر مسقیم قربانی میشوند.
جنگ کرامت انسانی را زیر پا میکند ولی کرامت زنانه را لگد مال کرده و میگذرد، این مسئله تا زمانی جریان خواهد داشت که مردان دست به اسلحه میبرند. مسئله آنقدر که بخواهیم هم ساده نیست تا شود با چند سمپوزیم و چند نهاد دولتی بی عدالتی را به ویژه بی عدالتی جنگ را در برابر زنان از بین برد.
بازنگری شدید برنامههای نهادهایی که برای زنان فعالیت میکنند یکی از ملزومات رسیدن به جامعه یی ست که در آن کرامت انسانی زن از تیر و تفنگ در امان باشد. راه دشواری در پیش است و یقین دارم تا زمانی که جنگ مردان ادامه داشته باشد در هیچ جای این کره خاکی به ویژه در افغانستان کمتر زنی شب سرش را آسوده به بالشت میگذارد.



