فرصتها و چالشها برای زنان در اجتماع مجازی


نگارنده: نسیمه همدرد
جنسیت یکی از سازههای طبیعی و ذاتی هویت، نه تنها در انسانها بلکه در تمام مخلوقات انگاشته میشود. موضوع هویت یکی از مولفههای است که مانند دین، مذهب، قوم و نِژاد در طول حیات ما شکل نمیگیرند، بلکه قبل از تولد و در رحم مادر شکل گرفته و کاملا اجباری میباشد. زمانی که ما با جنسیت خاصی بدون اینکه دخل و تصرفی در آن داشته باشیم تولد میشویم پس چرا از این بابت کسی بتواند ما را ملامت کند یا بخواهد هویتی که در انتخاب آن حقی نداشته باشیم را مطرح کند؟
از سوی دیگر با نگاه به اجتماع و زیربافتهای جامعه و نوع نگاه آنان به هویت، مسایل مختلفی به میان میآید از آن جمله یکی این است که چی عواملی باعث میشود که جامعه به زنان بدون نگاه جنسیتی دیده نمیتواند؟ چرا همیشه زمانی که پای زنان در میان باشد معیار شناخت آنان را شخصیت دانش و علمیت شان نمیدانند و موضوع جنسیت در فهرست معیارهای شان قرار میگیرد. چنانچه بر اساس جنسیت شان برایشان تعیین میشود که در کجا باشند و در چی محیطهای حضور نداشته باشند.
یکی از این تعیین تکلیف کردنها امروزه در فضای مجازی و شبکههای مجازی است. شبکههای اجتماعی ساختارهای اجتماعی گروهی مجازی به شمار میروند که در آن تعداد زیادی با هم تبادل افکار میکنند و با هم در ارتباط اند. اما در این میان تعریف این پدیده در جوامع سنتی به خصوص افغانستان معنای دیگری پیدا میکند.
نخستین تعریف همان دید مردم به این پدیده است و در آن دید منفی در مقابل زنانی است که در شبکههای اجتماعی حضور دارند و فعالیت میکنند. زنان با این که در فضای حقیقی شانس چندانی برای حضور نیافته اند در این فضا هم بخواهی نخواهی با نوع قضاوتها و نگاههای منفی مواجه بوده اند. در اجتماع ما به وفور دیده میشود و هستند کسانیکه به شدت مخالف حضور خواهر مادر و یا همسر شان در شبکههای اجتماعی اند و به این باور اند که زنی که در شبکههای اجتماعی با مردان زیادی که آنجا هستند سرو کله میزنند و فعالیت دارند زنان مطلوبی از لحاظ اخلاقی نیستند.
آنچه باعث ایجاد این دیدگاه در بین مردان شده همانا نگاه جنسیتی در خانوادهای بوده که بزرگ شده و از جانب دیگر بنیادگرایی و جو بسته اجتماعی نیز خود عامل ایجاد این گونه برخوردهای بسته میشود. این که این نوع نگاه از کجاها سرچشمه میگیرد خود بحث گستردهای است چون با شناختی که از پیرامون خود داریم میدانیم نمیتوان آن را با یکی دو عامل پیوند زد و یا خلاصه کرد. با این همه هر آنچه که است مانع دیگری برای صدا بلند کردن و حضور زنان ایجاد میکنند همانند دهها باور و نگاه دیگر مردان جامعهی ما.
میدانیم که با به میان آمدن فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در افغانستان زنان زیادی از یک نوع انزوا به بیرون کشیده شدند. آن نوع انزوایی که در طول سالیان توسط هیچ رسانهای، ما نتوانسته بودیم آن را به وجود بیاوریم و یا رقم بزنیم .
ایجاد شبکههای اجتماعی با هدفی همراه بود که هر فردی در جهان بتواند دیدگاه و نظر خود را مطرح کند. این فرصتی هم بود برای کسانی که در یک فضای همهگان ناگفتههای خود را بیان کند. با این طرح میدانیم که فرصتی فراهم شده بود تا زنان که در بخشهای از جهان صدای شان خفه مانده بود صدا بلند کنند. اما آن چه که پنداشته میشود و تا عمل میرسد زمین و زمان فرق میکند که یکی از آنها همین موضوع بودن و نبودن زنان در این فضا است. راهی که به گونه کامل در جامعه ما باز نشده به نوعی با موانع همراه شد.
نمیخواهم یک جانبه قضاوت کنم و به اصطلاح همه را در یک کفه تراوز بگذارم. حضور کسانی در این فضا هم توانسته موثر واقع شود و برخلاف آن چه که موانع گذاشته شده پیش بروند. که با دیدن آنها پی می بریم که شبکههای اجتماعی تبدیل به جایی شده برای زنان که آنها را از اعماق تنهایی نجات داده و فرصتی فراهم کرده که امروزه بدون هراس بنویسند و کوشش کنند به گونهای ذهن شان را تخلیه کنند. زنان در این فضا امروز به راحتی از بی عدالتیها، از نابرابریها، از تبعیض و از تمامی مشکلات خود که سال های سال با آن مقابل میشوند، بگویند.
موانع تنها عدم حضور زنان و یا نگذاشتن زنان برای حضور در فضاهای مجاز نیست. در بیشتر موارد از نام زنان و تصویرهای شان سوء استفاده صورت گرفته است که این هم بر میگردد به نبود آگاهی، نبود فرهنگ و چیزهای دیگری از تکنالوژی. اما هرچه است از این طریق تلاش میکنند برای زنان عرصه را تنگ سازند تا خود شان از فعالیت در این فضا دست بشویند.
تنها عکس و نام بلای جان زنان افغانستانی در فضای مجازی نیست پیام دادنها و برچسپ زدنها نیز از جمله مزاحمتهای است که زنان را از بودن در این شبکهها ناراحت ساخته است.
در کل فضای مجازی با تمام فرصتی که ایجاد کرده تا از آن به کارهای درست و به گونه درست استفاده شود که چنانچه اشاره کردم هم میشود و زنان از این دریچه ناگفتههای خود را میگویند. اما با این همه آن گونه که باید استفاده شود نمیشود. چون موانع و مشکلاتی که سر راه بانوان در این فضا قرار میگیرد آنها را یا دور میسازد و یا دورشان میسازند. مسالهای که به شدت نگران کننده است.



