«فقط زنده‌ام، اما زندگی نمی‌کنم»؛ پنجمین سال خاموشی مکتب‌های دخترانه در افغانستان

آی‌نور سعیدپور

برای پنجمین سال پیاپی با آغاز سال جدید آموزشی، میلیون‌ها دختر در افغانستان در انتظار بازگشایی دروازه‌های مکتب استند؛ اما این امید امسال نیز برآورده نشده است. آغاز ۱۴۰۵ خورشیدی بار دیگر با تکرار محرومیتی برای دختران به هم‌راه شد که اکنون به یکی از جدی‌ترین موردهای نقض حقوق بشر در افغانستان تبدیل شده است.

با وجود درخواست‌های مکرر جامعه‌ی جهانی برای لغو ممنوعیت آموزش دختران، طالبان تا اکنون به‌گونه روشن اعلام نکرده‌اند که آیا به دختران اجازه‌ی بازگشت به مکتب داده خواهد شد یا خیر. این در حالی است که با پایان رخصتی‌های عید، قرار است مکتب‌ها در ولایت‌های سردسیر نیز به‌گونه‌ی رسمی آغاز شود، اما سرنوشت میلیون‌ها دختر هم‌چنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰، آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را «تا امر ثانی» ممنوع اعلام کردند؛ تصمیمی که با گذشت نزدیک به پنج سال، هنوز هم پابرجاست. در این مدت، افزون بر این که هیچ نشانه‌ای از بازگشایی مکتب‌ها وجود ندارد، محرومیت آموزشی دختران در همه‌ی حوزه‌ها گسترش یافته است.

مهدیس، دانش‌آموزی از کابل که مانند میلیون‌ها دختر دیگر دو سال پیش از ادامه‌ی آموزش‌هایش بازماند، رویاها و هدف‌هایش را نابود و برباد رفته می‌داند. او از ادامه‌ی این وضعیت در سایه‌ی سکوت شهروندان افغانستان، جامعه‌ی جهانی و نهادهای حقوق‌بشری انتقاد کرده و می‌گوید که میلیون‌ها دختر با آینده‌ی نامعلومی روبه‌رو اند.

او که این روزهایش را در ناامیدی در کنج خانه با کارهای صنایع‌دستی مانند، خامک‌دوزی و گل‎دوزی سپری می‌کند، بر این باور است که از استعداد نیروی جوان باید برای پیش‌رفت افغانستان استفاده شود، اما آنان به اجبار به کارهای صنایع‌دستی و دیگر کارهای پیش‌پاافتاده مصروف شده‌اند.

هرچند که بخشی از روز را در کارهای صنایع‌دستی مصروف است؛ اما با آن‌هم این حرفه مهدیس را از خواندان، نوشتن و امید به آینده باز نداشته است. بخشی از روز را مطالعه‌ی آزاد کتاب‌های مختلف از جمله رمان می‌گذراند و از این طریق می‌خواهد دانش عمومی‌اش را افزایش دهد.

مهدیس، می‌افزاید که در شماری از صنف‌های آنلاین نیز شرکت کرده و درس‌های مکتب را از این طریق دنبال می‌کند و اکنون دانش‌آموز صنف هشتم است. به گفته‌ی مهدیس، بودن در صنف درسی تنها به یادگیری محدود نمی‌شود، بلکه فرصت ارتباط با دیگران، شکل‌گیری دوستی‌ها، تبادل تجربه‌ها و برنامه‌ریزی برای آینده را نیز فراهم می‌کند، فرصت‌هایی که اکنون از میلیون‌ها دختر گرفته شده است.

با این حال، آموزش آنلاین نیز برای همه در دست‌رس نیست. هزینه‌ی بلند اینترنت، نبود زیرساخت‌های مخابراتی در منطقه‌های دوردست و مشکل‌های اقتصادی، باعث شده است که تنها شمار محدودی از دختران بتوانند از این گزینه استفاده کنند. در نتیجه، بسیاری از دختران عملاً از هرگونه آموزش محروم مانده‌اند.

این دانش‌آموزش، در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان، بخشی از روزمرگی‌هایش را چنین روایت می‌کند: «پس از بسته‌شدن مکتب، اشتیاق درس خواندن و امید به آینده‌ام کم شده است. هدف‌هایی داشتم که می‎خواستم به آن‌ها برسم. هنوز هم ریوای بازشدن مکتب را دارم و امیدوارم که به دختران اجازه داده شود که به مکتب بروند.»

با وجودی که هم‌زمان با سال جدید خورشیدی مکتب‌ها نیز، آغاز می‌شود اما به دلیل رخصتی‌های عید سعید فطر، وزارت معارف طالبان تا هنوز آغاز رسمی مکتب‌ها را اعلام نکرده است.

زمانی که طالبان در ۱۴۰۰ قدرت را به دست گرفت، نسرین، دانش‌آموز صنف یازدهم بود و هم‌زمان چندین صنف تقویتی در شماری از مرکزهای آموزشی خصوصی ثبت‌نام کرده بود تا بتواند آزمون کانکور را سپری کرده و به رویای پزشک‌شدنش دست یابد؛ رویای که اکنون ازبین‌رفته و او دور از آن خانه‌نشین شده است.

او نیز، از محرومیت یک سال دیگر انتقاد کرده و می‌گوید که با بسته‌شدن مکتب‌ها به‌روی دختران، آینده‌اش و میلیون‌ها دیگر هم به ناگهانی متوقف شده و آنان با آینده‌ی نامعلومی و امیدی که برآورده نمی‌شود، روبه‎‌رو اند.

نسرین در نزدیک به پنج سال گذشته تلاش کرده که با جاگزین‌کردن کارهای دیگر خودش را از افسردگی دور کند، با این حال، به گفته‌ی خودش هیچ‌یک از این فعالیت‌ها نتوانسته جای خالی مکتب را در زندگی‌اش پر کند. این روزهایش را با شرکت در صنف‌های آنلاین، کتاب‌خوانی و گل‌دوزی سپری می‌کند. «در این سال‌ها که از رفتن به مکتب محروم شدم. وقتم را بیش‌تر با اشتراک در صنف‌های آنلاین کوتاه‌مدت مثل گل‌دوزی و همچنان خواندن کتاب‌های رمان پر کردم. با این حال این کارها نتوانستند جای خالی مکتب را برایم پر کنند.»

او، می‌گوید که بسته‌شدن مکتب تاثیرهای منفی شدیدی بر زندگی‌اش گذاشته است. احساس افسردگی شدید و ناامیدی نسبت به آینده از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت در زندگی نسرین است که همه‌روزه با آن درگیر است.

 «در این سال‌ها احساس می‌کنم هیچ پیشرفتی نکرده‌ام و حتی گاهی فکر می‌کنم به عنوان یک انسان واقعی زندگی نکرده‌ام. هدف‌هایم را از دست داده‌ام و این احساس بی‌سوادی و بی‌کفایتی همیشه در ذهنم می‌چرخد و از درون آزارم می‌دهد. بیش‌تر وقت‌ها دچار احساس پوچی و بی‌معنایی استم؛ انگار فقط زنده‌ام، اما زندگی نمی‌کنم.» این احساسی است که هر ثانیه و هر دقیقه مانند خوره‌ای به جان نسرین می‌افتد و سبب می‌شود که بیش‌تر از پیش احساس افسردگی کرده و خودش را از هر تجمع و جمعی دور کرده و حاشیه‌نشین‌تر شود.

با وجود این وضعیت، نسرین هنوز هم امیدوار است که روزی به دختران اجازه داده شود که به مکتب و دانش‌گاه بازگردند و بتوانند بدون درنظرداشت جنسیت‌ رویاهای‌شان را دنبال کرده و در همه‌ی بخش‌ها مشارکت فعال و برابر داشته باشند. «با وجود تمام این شرایط هنوز در دلم یک امید کوچک باقی مانده است که روزی بتوانم دوباره به مکتب برگردم و درس‌هایم را ادامه بدهم. این امید شاید کم‌رنگ شده باشد، اما هنوز کاملاً از بین نرفته و همین باعث می‌شود که در دل سختی‌ها، به آینده فکر کنم.»

در همین حال، شماری از فعالان حقوق زن و زنان معترض از پیامدهای زیان‌بار و غیرقابل‌جبران این ممنوعیت هشدار داده و می‌گویند که اکنون نابرابری جنسیتی بیش از هر زمان دیگر در افعانستان تشدید شده و یک نسل قربانی این وضعیت استند.

بانو نورزی، عضو شبکه‌ی مشارکت سیاسی زنان افغانستان، می‌گوید که تداوم این وضعیت می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای از جمله افزایش فقر، تشدید نابرابری، رشد ازدواج‌های زودهنگام و اجباری، کاهش مشارکت زنان در بازار کار و تضعیف ظرفیت نیروی انسانی در کشور به ‌هم‌راه داشته باشد.

به گفته‌ی او، حذف نیمی از جمعیت کشور از نظام آموزشی، نه تنها آینده نسل کنونی را با چالش مواجه می‌کند، بلکه روند توسعه و بازسازی افغانستان را برای سال‌های طولانی با بحران روبه‌رو خواهد ساخت.

او هم‌چنان هشدار می‌دهد که ادامه‌ی این محدودیت‌ها به کم‌بود کارمندان صحی زن منجر شده و دست‌رسی زنان و دختران به خدمات درمانی را به‌شدت محدود می‌کند؛ وضعیتی که می‌تواند جان بسیاری از بیماران را به خطر بیندازد.

نورزی، از جامعه‌ی جهانی می‌خواهد که در برابر این وضعیت سکوت نکند و برای تامین حقوق اساسی زنان افغانستانی اقدام کند. «ما از جامعه‌ی جهانی می‌خواهیم صدای ما را بشنود، برای حقوق ما عدالت تأمین کند و در کنار زنان افغانستانی بایستد.» 

حسینا فقیری، دیگر عضو شبکه‌ی مشارکت سیاسی زنان افغانستان، می‌گوید که محرومیت دختران از آموزش، تنها یک تصمیم ساده نیست، بلکه «زخم عمیقی بر پیکر دختران افغانستانی» است که آینده یک نسل را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.

به گفته او، در شرایطی که جامعه‌ی جهانی در برابر این وضعیت تا حد زیادی خاموش مانده، ادامه این محدودیت‌ها نه‌تنها فرصت آموزش را از دختران گرفته، بلکه حق رشد، امید و زندگی بهتر را نیز از آنان سلب کرده است.

فقیری تأکید می‌کند که این وضعیت تنها یک موضوع سیاسی نیست، بلکه یک بحران انسانی است که هر روز زندگی میلیون‌ها دختر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. «دختری که از مکتب محروم می‌شود، در واقع از آینده محروم شده است.»

او هم‌چنان با اشاره به ادامه بسته‌بودن مکتب‌ها، می‌گوید که این وضعیت باعث ناتمام‌ماندن رویاها و افزایش ناامیدی در میان دختران شده است. با این حال، او باور دارد که این وضعیت همیشگی نخواهد بود و امید هم‌چنان زنده است.

این فعال حقوق زن می‌گوید که با وجود سکوت و محدودیت‌ها، دختران افغانستانی هم‌چنان به آینده امیدوارند و در انتظار روزی است که درهای مکتب دوباره به روی آنان گشوده شود. فقیری تاکید می‌کند که دختران افغانستانی، با وجود تمام محدودیت‌ها، «قوی و پابرجا» مانده‌ و به تلاش برای رسیدن به حقوق‌شان ادامه می‌دهند.

ادامه‌ی محرومین آموزشی دختران با واکنش شماری از نهادها و کشورها نیز به هم‌راه بوده است. ریچارد بنت، گزارش‌گر ویژه‌ی شورای حقوق بشر و ریچارد لیندسی، نماینده‌ی ویژه‌ی بریتانیا از ادامه‌ی ممنوعیت آموزش دختران انتقاد کرده و گفته که این وضعیت پذیرفتنی‌ نیست و باید تغییر کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا