نگاهی به فعالیت زنی که از پرورش زنبور عسل نان درمیآورد
گزارشگر: شیما رحیمی | ویراستار: آینور سعیدپور
در حالی که محدودیتهای فزاینده بر زندگی زنان و دختران در افغانستان، آزادی تحرک، دسترسی به بازار و فعالیتهای اقتصادی آنان را بهشدت کاهش داده است، هنوز زنانی استند که تسلیم این وضعیت نشدهاند. آنان با استفاده از راههای بدیل و امکانات محدود، میکوشند در برابر حذفشدن تدریجیشان از عرصهی عمومی مقاومت کنند. پرورش زنبور عسل، برای شماری از زنان در فراه، نهتنها یک منبع درآمد، بلکه نمادی از این مقاومت خاموش است.
در فراه، گروهی از زنان که در بخش پرورش زنبور عسل فعالیت دارند، میگویند پس از رویکارآمدن طالبان و اعمال محدودیتهای شدید بر رفتوآمد زنان، کسبوکارشان بهگونهی جدی آسیب دیده است. ممنوعیت گشتوگذار آزادانه، قطع ارتباط مستقیم با بازار و مشتریان، و افزایش فشارهای اجتماعی، سبب شده است که این فعالیت اقتصادی که زمانی رو به رشد بود، اکنون در آستانهی فروپاشی قرار بگیرد.
ترانه، باشندهی شهر فراه، یکی از این زنان است. او نزدیک به هشت سال میشود که در بخش پرورش زنبور عسل کار میکند و بخشی از معیشت خانوادهاش به درآمد حاصل از این راه وابسته بوده است. مسیری که برای او با امید آغاز شد، اما اکنون با هر فرمان تازه، دچار لرزش و بیثباتی میشود. ترانه میگوید در تمام این سالها، بهجای آنکه کارش توسعه پیدا کند، هر سال محدودتر و دشوارتر شده؛ وضعیتی که او را بهشدت نگران آینده کرده است.
او با حمایت و همکاری همسرش، کار پرورش زنبور عسل را آغاز کرد. مسوولیت نگهداری کندوها، پاککاری، استخراج و بستهبندی عسل بر دوش خودش بود. عسلی که تا پنج سال پیش بازار خوبی در شهر فراه داشت و مشتریان ثابتش، از همسایهها گرفته تا دکانداران محلی، برای خرید آن پیشقدم میشدند.
ترانه میگوید در آن سالها، رفتوآمدش در بازار آزاد بود و خودش مستقیماً عسل را میفروخت. «در فصل برداشت، عسل را به بازار میبردم. با همان پول، مصارف خانه، دوا و غذای کودکانم را تأمین میکردم. احساس میکردم روی پای خودم ایستادهام.»
اما این وضعیت دوام نیاورد. با افزایش محدودیتها بر زنان، ترانه بهتدریج مشتریانش را از دست داد. گشتوگذار در بازار و ارتباط مستقیم با خریداران، نبض اصلی کار او بود؛ نبضی که حالا تقریباً از حرکت ایستاده است. او میگوید اکنون بیشتر وقتش را در چهاردیواری خانه میگذراند و کسبوکارش «آهستهآهسته در حال خفهشدن» است.
با نگرانی از آینده، ترانه میگوید: «هشت سال پیش چند کندوی زنبور عسل خریدیم. مسوول همهچیز بودم؛ از نگهداری تا بستهبندی. حالا اجازه ندارم آزادانه بیرون بروم و محصولم را خودم بفروشم. با اینهمه، هنوز ماهانه حدود سه تا چهار هزار افغانی عاید داریم، اما همین مقدار هم گاهی فقط خرج خود زنبورها را پوره میکند. امیدوارم کارم کاملاً از بین نرود.»
با وجود کاهش شدید درآمد، ترانه تاکید میکند که پرورش زنبور عسل برایش فقط یک راه نانآوری نیست. این کار، برای او معنای حضور در جامعه و حفظ هویت فردی را نیز دارد. او میگوید مصروفیت در این بخش، فشارهای روانیاش را کم میکند و احساس مفیدبودن به او میدهد؛ احساسی که با محدودشدن زنان، بهتدریج از آنان گرفته میشود.
در همین حال، شماری از فروشندگان عسل در فراه نیز، از تأثیر مستقیم این محدودیتها بر بازار سخن میگویند. عبدالرحمان، یکی از فروشندگان عسل در شهر فراه، میگوید بخش بزرگی از تولیدکنندگان عسل در این ولایت را زنان و دختران تشکیل میدهند. به گفتهی او، عسلی که توسط زنان تولید میشود، معمولاً کیفیت بهتری دارد و مشتریان نیز از آن استقبال بیشتری میکنند.
عبدالرحمان با اشاره به محدودیتهای وضعشده بر رفتوآمد زنان، میگوید اکنون ارتباط مستقیم میان فروشندگان و زنان تولیدکننده قطع شده است؛ وضعیتی که بازار را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است. «قبلاً مستقیم از خودشان خرید میکردیم. عسلشان هم باکیفیت بود و هم قیمت مناسب داشت. حالا خریدوفروش کم شده و قیمتها بالا رفته است. این وضعیت هم به ضرر فروشنده است و هم تولیدکننده.»
در سوی دیگر، فعالان حقوق زن نیز تأکید دارند که محرومکردن زنان از حق کار، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای دارد. مریم –نام مستعار–، یکی از فعالان حقوق زن، میگوید زنان باید بدون درنظرگرفتن جنسیتشان، حق کار در همهی بخشها را داشته باشند. «تولید عسل توسط زنان، یک فعالیت سالم، مشروع و مفید برای جامعه است. این کار میتواند به استقلال اقتصادی زنان کمک کند، اما محدودیتهای فعلی مانع رشد و گسترش آن شده است.»
کارشناسان اقتصادی نیز، هشدار میدهند که حذف زنان از فعالیتهای اقتصادی، به تضعیف اقتصاد خانوادهها و اقتصاد محلی میانجامد. رحمتالله صادقی، آگاه اقتصادی، میگوید مشارکت زنان در بخشهای مختلف، نقش مهمی در رشد اقتصادی افغانستان دارد. به گفتهی او، برای تقویت کسبوکارهای کوچک و متوسط زنان، مانند پرورش زنبور عسل، باید بازارهای مشخص و نمایشگاههای ویژه ایجاد شود.
او میافزاید: «اگر زنان از فعالیتهای تولیدی خانگی کنار گذاشته شوند، اقتصاد خانوادهها آسیب جدی میبیند. تولید عسل یک فرصت اقتصادی مناسب برای زنان است و حکومت و نهادهای مسئول باید زمینهی فروش محصولات زنان را فراهم کنند.»
پس از ممنوعشدن کار زنان در بسیاری از بخشها، شماری از زنان و دختران به کسبوکارهای کوچک و خانگی روی آوردهاند؛ اما این فعالیتها نیز با چالشهای فزاینده روبهرو است. محدودیت گشتوگذار، نبود سرمایه، و دسترسینداشتن به بازارهای محلی و ملی، از مهمترین موانعی است که پیشروی آنان قرار دارد.
با اینهمه، زنانی مانند ترانه هنوز امیدوارند. کندوهای زنبور عسل در حیاط خانههایشان، شاید کوچک و خاموش به نظر برسند، اما برای آنان نشانهای از ادامهی زندگی، تلاش و مقاومتاند؛ زنبورهایی که با وجود همهی محدودیتها، هنوز پرواز میکنند.



