از رویاهای نیمه‌تمام تا طراحی لباس؛ مسیر الهام‌بخش «فرح دیبا»

آی‌نور سعیدپور

بسته‌شدن دانش‌گاه‌ها برای بسیاری از دختران افغانستانی پایان یک رویا بود؛ اما برای فرح دیبا محرابی آغاز مسیری تازه شد. دانش‌جوی ۲۱ساله‌ی علوم اجتماعی که تحصیلش ناتمام ماند، با تکیه بر هنر خیاطی آموخته از مادر، از دل محدودیت‌ها کارگاهی ساخت که امروز نه‌تنها خودش را سرپا نگه داشته، بلکه برای ده‌ها دختر دیگر نیز امید، مهارت و راه ایستادن روی پای خود را فراهم کرده است. او لباس‌های سنتی افغانستان را با شیوه‌ها و سبک‌های مختلف طراحی و دوخت می‌کند.

گفت‌وگوی خبرگزاری بانوان افغانستان با فرح دیبا.

سعیدپور: پیش از بسته‌شدن دانش‌گاه‌ها، در چه رشته‌ای دانش‌جو بودی؟

محرابی: دانش‌جوی دانش‌کده‌ی علوم اجتماعی دانش‌گاه کابل بودم. یک سال دو سمستر درس خواندم که پس از آن دانش‌گاه‌ها بسته شد. من ماندم و عالمی از آرزوهای که راه‌های رسیدن به آن را گم کردم.

اما خوش‌بختانه هیج وقت ناامید نشدم و هیج وقت دست از تلاش بر نداشتم. با بسته‌شدن دانش‌گاه‌ها افزون بر این که به آینده‌ی دختران افغانستانی ضربه وارد شد، آسیب شدیدی به روان همه‌ی دانش‌آموزان و دانش‌جویانت نیز وارد شد که یکی از آن دختران من بودم.

لباس دوخته‌شده توسط فرح دیبا | عکس: ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

سعیدپور: روزی که فهمیدی دیگر نمی‌توانی دانش‌گاه بروی، چه احساسی داشتی؟

محرابی: احساس این که می‌فهمی دیگر دانش‌گاه رفته نمی‌توانی و پس از سال‌ها تلاش، تحصیلاتت نیمه‌تمام می‌ماند، نمی‌دانم چگونه بیان کنم. تنها چیزی را که می‌فهمم این است که رنج و درد بزرگ و شواری بود که پس از گذشت  چهار سال هنوزهم اندوهش تازه است و به همان شکل روز اول باقی مانده است.

یعنی واقعا سخت است.

سعیدپور: آیا ناامید شدی یا از همان ابتدا به دنبال راه بدیل بودی؟

محرابی: باوجودی این که هیچ وقت ناامید نشدم. همیشه به این موضوع فکر می‌کردم که چه کاری برای آینده انجام بدهم. آینده‌ی بهتر و برای همین هدف هم جست‌وجوهای زیادی انجام دادم. همیشه پشت‌کار داشتم و تلاش می‌کردم که مسیری را برای رشد پیدا کنم.

سعیدپور: چه زمانی و چگونه با طراحی لباس آشنا شدید؟

محرابی: آغاز کارم به این برمی‌گردد که مادر جانم، خیاط بود. لباس‌های را که همیشه می‌پوشیدم و مورد پسند دیگران قرار می‎‌گرفت و آن‌را دوست داشتند. خودم هم لباس‌های وطنی و سنتی اصیل افغانستان را خیلی دوست داشتم. به‌خاطر همین علاقه‌مندی‌ها و زمینه‌ی که داشتم، تصمیم گرفتم یک پیج [صفحه‌] لباس ایجاد کنم؛ این نخستین گامی برای طراح‌شدن بود.

لباس دوخته‌شده توسط فرح دیبا محرابی. | ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

سعیدپور: چه چیزی باعث شد به‌طور جدی به سمت طراحی لباس بروید؟

محرابی: زمانی که به کار آغاز کردم، به‌زودی خانواده‌ام از تصمیمم استقبال کردند و این وضعیت سبب شد که بیش‌تر و جدی‌تر به این مسیر ادامه بدهم.

سعیدپور: آموزش طراحی و دوخت را چگونه یاد گرفتید؟ خودآموز، دوره، یا کمک اطرافیان؟

محرابی: آموزش، دوخت و طراحی را از مادرم یاد گرفتم. او در هر بخشی بزرگ‌ترین تکیه گاه‌ام بوده است.

سعیدپور: آیا در آغاز کسی شما را تشویق یا برعکس، دل‌سرد کرد؟

محرابی: این موضوع معلوم‌دار است که هیچ کاری در دنیا آسان و ساده نیست. حتا کوچک‌ترین کار هم سختی‌های خودش را دارد.

بلی، در آغاز کار و حتا حالا هم مشکل‌های دارم که بسیار برایم اذیت‌کننده بوده است. با این حال، هیچ وقت باعث نشده که از این مسیر دست بردارم یا هم جلوی پیش‌رفت در کارم باشد. چالش‌های که در این راه داشتم مرا قوی‌تر و با تجربه کرده است.

خوش‌حالم که ثانیه‌به‌ثانیه‌ی این مسیر باعث شد که خودم را پیدا کنم و بفهمم که چقدر قوی استم.

سهیدپور: اندکی به جزییات تان بپردازیم؛ یک لباس از ایده تا دوخت نهایی چه مرحله‌های را طی می‌کند؟

محرابی: دوخت یک لباس از شروع تا ختم مراحله‌ی مختلف را باید بگذارند تا لباسی ساخته شود که مورد پسند قرار بگیرد.

خرید مواد لازمر، قیچی و برش، دوخت و ارسالش به مشتری از مهم‌ترین بخش‌های کاری برای دوختن یک لباس است.

سعیدپور: الهام طرح‌هایت را از کجا می‌گیرید؟ فرهنگ محلی، مد روز یا تجربه‌ی شخصی؟

محرابی: طرح‌های را که انجام می‌دهم و می‌دوزم، بیش‌تر لباس‌های محلی افغانستان است. یکی از دلیل‌هایش این است که خودم به لباس‌های محلی و سنتی بیش‌تر علاقه دارم.

سعیدپور: خودتان در کارگاه چه کارهایی انجام می‌دهید؟ طراحی، برش، دوخت؟

محرابی: خودم بیش‌تر در کارگاه‎ در بخش مدیریتش فعالیت دارم و در بخش طراحی لباس‌ها هم هم‌کاری می‌کنم.

سعیدپور: کدام بخش کار برای‌تان سخت‌تر و کدام لذت‌بخش‌تر است؟

محرابی: دشوارترین بخش هم، خرید و تهیه مواد خام لباس است که در بخش‌های مختلف طراحی و دوختش استفاده می‌شود. دشواری‌های خودش را دارد؛ اما وقتی کار تکمیل می‌شود؛ لذت‌ بسیار زیادی دارد به‌ویژه این که لباس مطابق به خواست مشتری تهیه شده و باشد و مشتری کاملا راضی باشد.

یکی از لباس‌های سنتی افغانستان که فرح دیبا دوخته است. | ارسالی به خبرگزاری بانوان افغانستان

سعیدپور: چند نفر هم‌راه‌تان کار می‌کند؟

محرابی: شماری دخترانی که اکنون در کارگاه‌ با من مصروف کار استند به 15 تن می‌رسد و حدود 60 هنرآموز در بخش خیاطی دارم که دوخت‌ودوز را یاد می‌گیرند که یک هفته پیش شماری از آنان فارغ شدند.

سعیدپور: به‌عنوان یک زن، بزرگ‌ترین چالش کارتان چیست؟

محرابی: به عنوان یک دختر، بزرگ‌ترین مشکل من دست‌رسی محدود به امکانات و فرصت‌ها است. با این وجود تلاش می‌کنم که کارم را به بهترین شکل ممکن انجام بدهم. هم‌چنان سعی دارم که کیفیت لباس‌های سنتی و اصیل افغانستان به حدی برسد که شایسته‌ی فرهنگ ما باشد.

هم‌چنان تلاش دارم که ثابت کنم، زنان و دختران توانایی‌های زیادی در هر بخش به‌ویژه در بخش هنر و تولید موثر داشته باشند.

سعیدپور: محدودیت‌های اجتماعی یا اقتصادی تا چه حد روی کارتان تأثیر گذاشته؟

محرابی: محدودیت‌های اجتماعی و اقتصادی بدون شک تاثیرهای منفی زیاد برجا گذاشته است. اما باعث نشده متوقف شوم و بر عکس سبب شده بیش‌تر تلاش کنم.

خوب، از آغاز کارم تا حالا همیشه سعی کرده‌ایم و تلاش کرده‌ایم که بتوانم به تمام آرزوهایم برسم و پیش‌رفت کنم که تا حدی هم در این مسیر پیش آمده‌ام. افتخار می‌کنم به این‌که هیچ مانع و محدودیتی باعث نشد که من دست از تلاش بردارم و برای هدف‌ها و آرزوهایم نجنگم.

هم‌چنان افتخار می‌کنم به این‌که در این سن نسبتاً کم خود توانسته‌ام به جامعه و فرهنگ خود خدمت کنم و حتا اگر در حد بسیار کم هم بوده، توانسته‌ام به شماری از دختران کمک کنم تا روی پای خود بایستند.

سعیدپور: تا امروز به چه چیزی در کارتان بیش‌تر افتخار می‌کنید؟

محرابی: هر باری که لباس می‌سازم، تا زمانی که به دست مشتری برسد، طبعاً استرس خود را دارم؛ اما از کارم مطمئن استم و کارهایم همیشه مورد پسند مشتری‌هایم قرار گرفته است. این موضوع برایم یک افتخار بزرگ است.

سعیدپور: اگر شرایط تغییر کند، دوست داری تحصیل را ادامه بدهید یا طراحی لباس را؟

محرابی: اگر شرایط تغییر کند، طبعاً در کنار کار فعلی‌ام که برایم خیلی، خیلی ارزش دارد و حتا می‌توانم بگویم مرا ساخته است به‌عنوان یک دختر کم‌سن اما قوی و خیلی قوی‌تر، درس‌هایم را هم به‌خیر ادامه می‌دهم.

رویای بزرگم پیش از هر چیز این است که بتوانم از طریق همین کار خودم، به دختران دیگر نیز زمینه کار مساعد کنم، تعداد دخترانی را که با هم همکاری داریم بیشتر بسازم و از این راه بتوانم کمک کنم، حتی اگر این کمک کوچک‌ترین هم باشد.

سعیدپور: رویای بزرگ‌تان در این حرفه چیست؟ برند شخصی، آموزش دیگران یا بازار جهانی؟

محرابی: من برند شخصی و مغازه خود را در این بخش داشتم؛ اما به دلیل مشکلات و شرایط فعلی، مجبور شدم آن را بسته کنم.

سعیدپور: اگر یک جمله بخواهید درباره‌ی خودت بگوید، آن جمله چیست؟

محرابی: و اگر بخواهم یک جمله در مورد خود بگویم، می‌توانم بگویم: فرح هم‌چون کوه استواری است که با هنر خود به محدودیت‌ها پاسخ می‌دهد و هرگز تسلیم نمی‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا