میان تبعید و امید؛ رویای نرگس در پاکستان: «طالب برود و مکتب باز شود»

آی‌نور سعیدپور

نرگس احمدزی، دختری که روزی در دانش‌کده اقتصاد هرات آینده‌اش را می‌ساخت، امروز در غربت اسلام‌آباد میان ترس اخراج‌شدن، بی‌وطنی و بلاتکلیفی نفس می‌کشد. آمدن طالبان نه‌تنها درس و دانش‌گاه، که رؤیاهای او و هزاران زن دیگر افغانستانی را بست. این گفت‌وگو روایت زنی است که میان مهاجرت اجباری، سرکوب زنان و امید به پا شدن دوباره‌ی مکتب‌ها، هنوز یک آرزو را زنده نگه داشته است: روزی طالبان بروند و دختران به کلاس‌های‌شان برگردند.

گفت‌وگوی خبرگزاری بانوان افغانستان با نرگس احمدزی، فعال مدنی

سعیدپور: چه چیزی باعث شد که تصمیم به مهاجرت بگیرید؟

احمدزی: پدرم کارمند دولت، مادرم استاد در یکی از مکتب‌های شهر هرات و خودم هم یکی از فعالان مدنی بودم. پس از آمدن طالبان، به دلیل این‌که خودم و خواهرهای از من کوچک‌تر همه از آموزش باز ماندیم. دلیل دیگر هم این که طالبان زندگی را برای فعالان مدنی دشوار کرده بود و این وضعیت سبب شده که ما مجبور شویم افغانستان را ترک کنیم.

سعیدپور: بزرگ‌ترین چالش‌ها و ترس‌هایی که هنگام مهاجرت داشتید چه بودند؟

احمدزی: طالبان همه خانم‌ها و دخترانی که فعالیت مدنی داشتند و حتا به‌خاطر حق خود کوچک‌ترین کاری انجام می‌دادند را یکی پس از دیگری سرکوب می‌کردند. به نحوی روزبه‌روز صدای زنان خاموش می‌شد. حتا دوستان ما هم حال‌شان نامعلوم بود و ما هم احساس خطر می‌کردیم و مجبور به ترک کشور شدیم.

سعیدپور: تجربه شما در مسیر مهاجرت چگونه بود؟ چه لحظات سخت یا تأثیرگذاری داشتید؟

احمدزی: اواسط سال 2022 به‌ور غیرقانونی وارد پاکستان شدیم؛ ولی به دلیل نداشتن ویزا زندگی خیلی دشوار شده بود. پاکستان ما را دیپورت کرد و ایران رفتیم وضعیت در ایران هم به افغانستانی‌ها مناسب نبود و این باعث شده که دوباره در سال 2024 هم‌راه یا ویزا به پاکستان آمدیم .

مهاجرت خودش یک چالش بزرگ است. انسان مجبور به ترک وطن، خانه و خانواده‌اش می‌شود. در سوی دیگر نداشتن حمایت مالی سختی‌های که با آن روبه‌رو می‌شوم را چند برابر می‌کند. نداشتن محل بودوباش، غیرقانونی زندگی کردن در کشور میزبان، هم‌چنان نداشتن ویزا، ترس از دیپورت‌شدن، یادگرفتن زبان، عادت‌‍کردن و وقف‌دادن زندگی را با یک دنیای جدید، خیلی دشوار است.

سعیدپور: در مسیر مهاجرت یا در کشور مقصد، چه تهدیدهایی احساس می‌کنید؟

احمدزی: زمانی که از خاک و وطن خودت بیرون می‌شوی، تنها خودت هستی و هیچ‌کسی کمکت نمی‌کند و ما هم مثل دیگر مهاجران در این مسیر سختی‌های نداشتن حمایت‌کننده‌ی مالی ترس از این که طالب و با مرجعی که از آن فرار می‌کردیم ممکن است ما را شناسایی کند. هم‌چنان مشکلات در بخش زبان و بلاتکلیفی وضعیت زندگی را دشوار کرده است.

سعیدپور: آیا احساس می‌کنید زنان در افغانستان بیش از دیگران در معرض خطر هستند؟ چرا؟

احمدزی: زنان افغانستانی سال‌ها برای حق خود؛ حق تحصیل و کار زحمت کشیدند. بارها صدای خود را بلند کردند و همیشه صدای شان را خاموش ساختند. کوچک‌ترین حق از آنان گرفته شده و طالبان ضدمبارزه استند. بسیاری از زنان فعال ما در حال حاضر در افغانستان پنهان زندگی می‌کنند و به نحوی مجبور استند تا زندگی شان را این گونه سپری کنند تا از جان شان محافظت کنند.

سعیدپور: چه دشواری‌هایی برای انطباق با جامعه جدید داشتید؟

احمدزی: چنان‌چه برای همه آشکار است، پاکستان و افغانستان در ماه‌های پسین درگیر جنگ شدند و این تاثیر جدی بر وضعیت زندگی افغانستانی‌های مقیم پاکستان گذاشته است. این‌جا حتا صاحب خانه‌ها دیگر خانه‌های‌شان را برای افغانستانی‌ها به کرایه نمی‌دهند و یا هم با قیمت خیلی بالا می‌دهند. پولیس در هر قسمت موترها را بررسی می‌کند. ما هر لحظه در خطر دیپورت‌شدن استیم و این وضعیت زندگی را برای ما دشوار کرده است .

نداستن زبان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها برای مهاجران افغانستانی در پاکستان است. هم‌چنان وقف‌دادن مصرف‌های زندگی با واحد پولی جدید، فرهنگ متفاوت، لباس متفاوت و غیره.

سعیدپور: آیا فرصت‌های تحصیل یا کار برای شما فراهم شده است؟

احمدزی: متاسفانه پاکستان حتا ویزای تحصیلی را برای دختران افغانستانی متوقف کرده است و ما هیچ ما دست‌رسی به مرکزهای آموزشی در این‌جا نداریم.

سعیدپور: اگر شرایط بهبود یابد، آیا دوست دارید به افغانستان بازگردید؟

احمدزی: با این که حالا در افغانستان همه‌ی ما باید دوباره از صفر آغاز کنیم؛ ولی اگر شرایط بهبود یابد و مکتب و دانش‌‍گاه‌ها به روی دختران و زنان باز شود. میخواهم کشور خودم برگردم و به تحصیلات خود در افغانستان ادامه بدهم.

سعیدپور: چه چیزی بیشترین امید را برای شما ایجاد می‌کند؟

احمدزی: این‌که مرجع حمایتی داشته باشم، جنگ تمام شود، طالب از افغانستان برود، آغاز دوباره‌ی مکتب‌ها و دانش‌گاه‌ها در کشورم، خود و خانواده‌ام در مکان امن و آرام زندگی کنیم.

*نام مصاحبه‌شوند مستعار آورده شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا