محدودیت‌های طالبانی و اجتماعی؛ «بی‌کارم و شوهرم به هر بهانه لت‌وکوبم می‌کند»

حدیث حبیب‌یار و شیما رحیمی

پس از روی‌کارآمدن طالبان، زنان با از دست دادن فرصت‌های کار و استقلال مالی و هم‌چنین محدودیت‌های شدید اجتماعی، تحت فشارهای روانی و جسمی سنگینی قرار گرفته‌اند. آنان که روزگاری سهمی در اقتصاد خانواده داشتند، اکنون در سکوت و بی‌پناهی، بار خشونت‌های خانگی را بر دوش می‌کشند. روایت‌های شخصی این زنان تصویری روشن از رنجی ارایه می‌دهد که در پشت درهای بسته جریان دارد؛ رنجی که نه دادگاهی برای شنیدن آن وجود دارد و نه نهادی برای حمایت.

فاطمه، آموزگار دانش‌گاه و وکیل مدافع پیشین، اکنون در خانه از سوی همسرش مورد خشونت قرار می‌گیرد. او می‌گوید پیش از آمدن طالبان استقلال مالی داشت و بخش بزرگی از هزینه‌های خانه را خودش تأمین می‌کرد؛ اما پس از خانه‌نشین شدن، همسرش به بهانه‌های کوچک او را سرزنش می‌کند، مورد کتک و تحقیر قرار می‌دهد و آزادی‌هایش را محدود کرده است.

به‌گفته‌ی فاطمه، تغییر شرایط زندگی‌اش سبب شده تا همسرش نه تنها بی‌توجه باشد؛ بلکه گاهی او را کتک هم بزند. او می‌گوید در گذشته زمانی که کار می‌کرد و درآمد داشت، در خانه احترام بیش‌تری داشت و حرفش شنیده می‌شد؛ اما اکنون با کوچک‌ترین موضوعی، خشم همسرش سر او خالی می‌شود. فاطمه احساس می‌کند جایگاه و شخصیتش در خانه از بین رفته و کسی به زحمات و تلاش‌های گذشته‌اش توجه نمی‌کند.

او می‌گوید محدودیت‌های شدیدی که طالبان به وجود آورده‌اند، زندگی روزمره‌اش را سخت کرده است. نه تنها شغلش را از دست داده؛ بلکه آزادی حرکت و ارتباط با دوستان و خانواده‌اش هم محدود شده است. این شرایط سبب شده که احساس کند در خانه زندانی شده و هیچ راه فراری ندارد.

فاطمه اضافه می‌کند که همه این فشارها او را افسرده کرده و زندگی‌اش دیگر آن آرامش و معنای گذشته را ندارد. او می‌گوید هر روز با درد و نگرانی سپری می‌شود و گاهی احساس می‌کند دیگر هیچ امیدی برای تغییر اوضاع وجود ندارد.

مادر فاطمه با نگرانی از وضعیت دخترش می‌گوید که از زمانی‌که فاطمه خانه‌نشین شده، همسرش خیلی بهانه می‌گیرد و او را کتک می‌زند. او می‌گوید قبلاً زمانی‌که دخترش کار می‌کرد و درآمد داشت، ارزش بیش‌تری در خانه داشت؛ اما حالا با کوچک‌ترین بحث، شوهرش او را آزار می‌دهد و دخترش همیشه غم‌گین و بی‌انگیزه است.

مادرش ادامه می‌دهد که خشونت‌های مکرر سبب شده که فاطمه حتی در برابر خانواده هم ساکت شود و کمتر حرف بزند. او می‌گوید هر بار که با دخترش صحبت می‌کند، غم عمیقی در چشمانش می‌بیند و باور دارد که اگر دوباره زنان فرصت کار و استقلال داشتند، فاطمه هیچ‌وقت به این وضعیت دچار نمی‌شد.

او اضافه می‌کند که اکنون دخترش حتا نمی‌تواند با دوستان و هم‌کاران قدیمی‌اش تماس بگیرد. این تنهایی و دوری از دیگران باعث شده روحیه‌اش ضعیف شود و هیچ امیدی به آینده نداشته باشد. او می‌گوید: «دخترم روزی افتخار خانواده بود؛ اما حالا هر روز در غم و ترس می‌گذرد».

خواهر فاطمه هم می‌گوید فشار روانی روی او خیلی زیاد شده است. او توضیح می‌دهد که از وقتی طالبان آمدند، آزادی و آرامش خواهرش کاملاً از بین رفته و حتی تماس با فامیل و دوستانش محدود شده است. این محدودیت‌ها باعث شده فاطمه احساس کند در قفسی بدون راه فرار گرفتار است.

خواهر فاطمه یادآوری می‌کند که فاطمه پیش از این زن موفق و فعالی بود و حتی به خانواده کمک می‌کرد؛ اما از روزی که طالبان آمدند، همه چیز تغییر کرد. او می‌گوید: «خواهرم یک زن موفق و فعال بود. او به همه ما کمک می‌کرد، اما از روزی که طالبان آمدند، آرامش و آزادی‌اش از بین رفت. او افسرده شده و این برای ما خیلی دردناک است».

خواهرش می‌گوید سکوتی که فاطمه بر خود تحمیل کرده، نشان‌دهنده درد عمیقی است که در درونش جریان دارد. او اضافه می‌کند که اگر شرایط برای زنان دوباره تغییر نکند، بیم آن می‌رود که فاطمه و زنان دیگر امیدی برای ادامه زندگی نداشته باشند.

اما خشونت‌های خانگی تحت حاکمیت طالبان تنها به زندگی فاطمه محدود نمی‌شود. خاطره، زن دیگری از ولایت فراه، با خشونت‌های خانوادگی دست‌وپنجه نرم می‌کند. او که با وجود ممنوعیت‌های کاری سخت تلاش می‌کند، می‌گوید شوهرش معاش او را به زور می‌گیرد و آن را صرف خرید مواد مخدر می‌کند.

عکس: شبکه‌های اجتماعی

خاطره اضافه می‌کند که بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفته و این خشونت‌ها زندگی‌اش را به «کابوسی» مداوم تبدیل کرده است. «بی‌کارم و شوهرم به هر بهانه لت‌وکوبم می‌کند».

او می‌گوید هر بار که حقوق ماهانه‌اش را دریافت می‌کند، شوهرش آن را به بهانه‌های مختلف می‌گیرد و هیچ سهمی برای خرج خانه باقی نمی‌گذارد. او می‌گوید: «این ظلم آشکار زندگی‌ام را دشوارتر ساخته و مرا به شدت آسیب‌پذیر کرده است. بارها به خاطر همین مسأله مورد کتک قرار گرفتم».

خواهر بزرگ خاطره نیز می‌گوید همسر او نه تنها درآمدش را تصرف می‌کند، بلکه از نظر روحی و جسمی او را شکنجه می‌کند و این وضعیت خاطره را افسرده و ضعیف کرده است.

فضیل احمدی، مشاور امور خانواده در فراه، می‌گوید وضعیت فعلی افغانستان سبب افزایش انواع خشونت‌ها بر زنان شده است. او معتقد است از دست رفتن شغل و جایگاه اجتماعی زنان، فشارهای اقتصادی و روانی را بیشتر کرده و زمینه خشونت‌های خانوادگی را گسترده‌تر کرده است. او اضافه می‌کند که نبود نهادهای عدلی و قضایی مستقل نیز سبب می‌شود این خشونت‌ها پنهان بماند و زنان نتوانند دادخواهی کنند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا