تراژدی خشونت خانگی علیه زنان؛ فقر عامل تشدید وضعیت

آی‌نور سعیدپور

در میان درد، رنج و بحران بشری که افغانستان را فرا گرفته است؛ نرگس، باامید تلاش دارد که برای شش فرزندش لقمه‌ای نان تهیه کند. در چند سال اخیر، بارها غذایی کافی نداشته‌ و برای سیرشدن شکم کودکانش از غذا خوردن منصرف شده است. در سوی دیگر، افزون بر ناداری با خشونت خانگی و بدرفتاری شوهرش روبه‌رو است.

*نرگس علی‌یار، ۳۵ ساله باشنده‌ی بادغیس و مادر شش فرزند -چهار دختر و دو پسر- است.
۱۲ سال از ازدواجش می‌گذرد و نرگس می‌گوید که روزها زندگی ساده‌ای داشتند. او که دانش‌آموخته‌ی رشته تاریخ است. در آغاز زندگی مشترک می‌توانست هم‌زمان با کارهای منزل، به درس‌های دانش‌گاهی‌اش دادمه داده و از این رشته فارغ می‌شود. آن روزها همه چیز به نظر معمولی و شاید حتا امیدوارکننده می‌آمد؛ اما با سقوط افغانستان به دست طالبان، زندگی نرگس نیز دگرگون می‌شود. شوهرش شغل خود را از دست داده و به تدریج همه چیز به تنگنای بی‌پایانی برای این خانواده‌ی هشت نفری تبدیل می‌شود.

نرگس با ابراز ناراحتی و با صدای گرفته می‌گوید: «قبل از طالبان زندگی‌ام کمی راحت‌تر بود؛ ولی حالا دیگر نه. شوهرم که بی‌کار شده، عصبی و پرخاش‌گر شده است». او از رفتارهای تند و خشونت‌آمیز شوهرش در این سال‌های اخیر صحبت می‌کند؛ بانو علیار می‌افزاید که بچه‌هایش از خشونت‌ها و بدرفتاری پدرشان دیگر در امان نیستند و حتا او برای جلوگیری از ضربات فیزیکی شوهرش باید همیشه مراقب باشد.

این تنها گوشه‌ای از زندگی نرگس است که در سایه فقر و خشونت خانگی محصور شده است. او می‌گوید که در گذشته علاقه‌مند به پژوهش در تاریخ بود، اکنون در دل بحران‌هایی که نمی‌تواند از آن‌ها فرار کند، به سر می‌برد. «من همیشه دوست داشتم پژوهش‌گر بشوم؛ اما حالا به جای کتاب و مطالعه، در گوشه‌ای از خانه، خیاطی می‌کنم تا فقط برای بچه‌هایم نان بخرم.»

نرگس بارها تلاش کرده تا شغلی بیابد؛ اما محدودیت‌های طالبان و از دست رفتن فرصت‌های شغلی برای زنان، هر امیدی را از او گرفته است. اکنون، او مجبور شده که با سوزن و نخ، گوشه‌ای از مشکل‌های خانواده را حل کند. خیاطی که برای تامین نیازهای ابتدایی خانواده‌اش به آن روی آورده، به سختی از پس فشارهای زندگی برمی‌آید.

افغانستان، پس از حاکمیت طالبان یکی از بدترین بحران‌های بشری در جهان را تجربه می‌کند که نیمی از جمعیت آن با نیازمند کمک‌های انسان‌دوستانه است. در این میان زنان و دختران بیش‌تر از فقر متاثر هستند.

سیاست‌های طالبان زنان را در چهار دیواری خانه محصور، حق کار و گشت‌وگذار آزادانه را از آنان گرفته است. این گروه هم‌چنان کار زنان در نهادهای داخلی و خارجی را ممنوع گرده که در نتیجه‌ی آن، زنان شغل شان را از دست داده‌اند.

زندگی نرگس نمایان‌گر داستان‌های بی‌شماری است که در افغانستان روایت نمی‌شوند. میلیون‌ها زن مانند او، به‌دنبال رویاهایی بودند که اکنون با محدودیت‌ها و خشونت‌های روزافزون طالبان در حال نابودی‌ اند.

نرگس می‌گوید: «اگر خود و شوهرم شغلی داشتیم، هیچ‌وقت این‌طور نمی‌شدیم. اما حالا، زندگی‌مان در بی‌پولی و خشونت گرفتار شده».

در این شرایط بحرانی، نرگس علیار نه تنها با فقر؛ بلکه با دنیای بسته‌ای روبه‌رو است که هیچ‌چیز را برای او و فرزندانش در بر ندارد. زنی که زمانی رویاهایی در سر داشت و در انتظار فردایی بهتر بود، اکنون درگیر مبارزه‌ای بی‌پایان است که هر روز برایش سخت‌تر می‌شود.

در دنیای نرگس، دیگر چیزی جز تلاش برای بقا و امید به فردایی بهتر وجود ندارد. و در میان این امیدهای خاموش، سوالی بزرگ هم‌چنان بی‌جواب مانده است: چه زمانی می‌توان از سایه خشونت و فقر رهایی یافت؟

زنان و دختران یکی از قربانی‌های اصلی بحران بشری در افغانستان استند. هم‌زمان با نگرانی‌ها از تشدید فقر، زنان و دختران می‌گویند که بدرفتاری‌ها و خشونت‌های خانگی در برابر شان افزایش یافته است. آنان از یک طرف با محدودیت‌های افزاینده‌ای طالبان و از طرف دیگر با خشونت دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

*بهشته نورزی، باشنده‌ی پروان و مادر پنج فرزند است. او نیز می‌گوید که به دلیل ناداری درگیر خشونت‌های خانگی است. او ادعا دارد که بی‌کاری دوام‌دار سبب شده که شوهرش به مواد مخدر معتاد شود.

بانو نورزی افزون بر ناداری و بی‌خانمانی چندین سال با خشونت‌های فزاینده از سوی شوهرش روبه‌رو بوده است. پیش از آن‌که اعتیاد شوهرش جدی‌تر شود، هر روز مورد لت‌وکوب قرار می‌گرفت. پس از آن وضعیت بدتر شده است. او می‌گوید که اکنون طالبان شوهرش را زندانی کرده و از وضعیتش هیچ آگاهی ندارد.

فقر سبب شده که بهشته تصمیم بگیرد دو پسر در جاده‌های پروان دست‌فروشی کند؛ اما می‌گوید که نیروهای طالبان چندبار فرزندانش را تحت عنوان «تکدی‌گر» باخودشان برده و بارها زندانی کرده است. او با اظهار تاسف از بحران بشری حاکم بر افغانستان می‌فزایدکه دوست داشت پسرانش در آرامش به درس‌های شان ادامه بدهند تا بتواند فرد تحصیل‌کرده و موثری برای کشورشان بشود.

اما نیاز شدید به آب و نان این کودکان را مجبور کرده که دست از بازی‌های کودکانه‌ای شان گذشته و در هوای آلوده و سرد زمستانی در خیابان‌ها برای درآمدی ناچیزی تلاش کند.

در میانه‌ای بحران بشری، نیازمندنی و نگرانی؛ اما بهشته از خشونت‌های خانگی نیز در امان نیست. می‌گوید که این وضعیت خسته شده و ناراحتی‌ها، خشونت، توهین، تحقیر و جدال‌های خانگی دوام‌دار سبب شده که به سردردی شدید و افسردگی مبتلا شود.

او در حالی که از این وضعیت به شدت ناراحت است، می‌گوید: «هر دویش بوت‌پالشی می‌کردم. یکش را طالبان برد. خودم نمی‌توانم برای این‌ها نان بیارم. این‌ها از من نان می‌خواهند. من چی باید کنم؟»
در همین حال، شماری از فعالان حقوق زن نیز می‌گویند که پس از حاکمیت طالبان، افزون بر محدودیت‌های که این گروه به منظور محدودکردن زنان و دختران صادر کرده، بحران بشری ناشی از مدیریت «نادرست» این گروه، وضعیت همه به ویژه زنان را بدتر کرده است.

ترنم سیدی، فعال حقوق زن

ترنم سیدی، فعال حقوق زن بر این باور است که مسوولیت زنان و دختران در خانه‌ها همیشه بیش‌تر و فراتر از فرهنگ‌های کلیشه‌یی بوده و به همین سبب آنان قربانی بحران‌های چند بعدی بوده است. او تاکید دارد که زنان خودسرپرست با مشکل فزاینده‌ای ناداری روبه‌رو است و نمی‌تواند که نیازهای فرزندانش را تهیه کند.

او با اشاره به محدودیت‌های طالبان از جمله ممنوعیت آموزش و کار تاکید دارد که آنان آخرین منبع‌های درآمدشان را از دست داده است. به گفته‌ی خانم ترنم، زنان به ویژه پس از حاکمیت طالبان از نظر مالی و اقتصادی بیش‌تر از هر زمان دیگر به مردان خانواده وابسته شده اند.

در سوی دیگر، به گفته‌ی این فعال حقوق زن، بی‌کاری زنان سبب کاهش درآمد خانواده‌ها شده که بار سنگین تهیه‌ی نیازهای خانواده بر عهده‌یی یک فرد شده و این خود سبب بدتر خشونت‌های خانگی می‌شود.

ترنم سیدی در مورد پیامدهای فقر بر زنان و دختران می‌افزاید: «همین کاهش درآمد سبب می‌شود که خشونت‌های خانگی بیش‌تر شود و در نتیجه فشارهای روانی نیز بر زنان افزایش یافته است. در سوی دیگر کاهش درآمد سبب افزایش مشکل‌های بهداشتی در میان زنان و دختران شده است. زنان کاملا از زندگی ناامید می‌شوند».

خانم سیدی تاکید دارد که زنان و دختران قربانی اصلی بحران بشری در افغانستان و است. او می‌افزاید که در نتیجه‌ی این بحران، ازدواج‎های اجباری و زیر سن در افغانستان افزایش یافته که حتا شماری از آنان مجبور به خودکش یا اقدام در این زمینه شده اند.

با این حال، این تنها زوایه‌ای از پیامد بحران بشری افغانستان است. بر بنیاد آمار سازمان ملل متحد، حدود 24 میلیون نفر در افغانستان نیازمند کمک‌های انسان‌دوستانه استند.
در حالی که نگرانی‌ها از پیامدهای ناگوار بحران بشری، دوری زنان از اجتماع و محیط کاری وجود دارد؛ اما مقام‌های گروه طالبان بارها ادعا کرده که پالیسی اقتصاد محور روی دست دارند.

*نام‌های مصاحبه شوندگان مستعار آورده شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا