“می‌خواهم صدای رسای هم‌جنسان هم‌میهن‌ام باشم”

 “تلاش دارم که گام‌هایم را مستحکم‌تر در این راه بگذارم تا بتوانم توان‌مندی زنان میهن‌ام را که از انگشتان ظریف‌شان هنر می‌بارد و توان‌مندی کار در بخش‌های مختلف اجتماع را دارند، به تصویر بکشم؛ تا مردسالاران افغانستان و جهان آگاه شوند که زنان افغان در برابر مشکلات و چالش‌های سر راه شان کمر خم نمی‌کنند. بلکه با قامت استوار خود به مبارزه‌ی شان ادامه می‌دهند تا سنت‌های ناپسند و بی‌مفهوم را شکسته و به قله‌های موفقیت برسند.” این‌ها گوشه‌یی از صحبت‌های مهناز موزون دختری با پیشینه‌ی 7 سال کار خبرنگاری است. برای آشنایی بیشتر، با وی گفت‌گویی ترتیب دادم.

معرفی:

مهناز موزون هستم زاده‌ی بدخشان، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی خبرنگاری و گزارشگر رادیو بیان شمال در بلخ. در سال 1370 خورشیدی در ناحیه‌ی اول شهر فیض آباد، در یک خانواده‌ی متدین و علم‌پرور پا به دنیای هستی گذاشته‌ام.

آموزش‌های ابتدایی را در مدرسه‌های خانه‌گی و دوره‌ی ابتدایی و لیسه را در لیسه‌ی حلیمه سعدیه فراگرفته‌ام که این دوره توأم با اشتراک‌ام در اجتماع و نخستین‌بارِ قرار گرفتنم در نقش‌های “دخت بانوی شعرخوان” و “ترانه‌سرا” بود.

دوران مکتب را با موفقیت به پایان رساندم و در سال 1389 بعد از سپری کردن آزمون کانکور وارد دانشگاه شدم و از این‌که در ایام نوجوانی علاقه‌ی زیادی به خبرنگاری و به ویژه گزارشگری داشتم، به دانشکده‌ی ژورنالیزم در بدخشان راه یافتم.

 دانشگاه را در بدخشان آغاز و در بلخ به پایان رساندم و با وجود مشکلات زیاد فراراه خود، توانستم با درجه‌ی عالی کدر از دانشگاه فارغ شوم. از هفت سال بدینسو در رسانه‌های محلی، ملی و جهانی  کار کرده ام و در این مدت از سوی ده‌ها نهاد دولتی و غیردولتی تقدیر قرار شدم و همچنان تندیس گزارش برتر در مورد آب را از سوی وزارت انرژی و آب دریافت کردم.

پرسش: چی شد که کار در رسانه را انتخاب کردید؟

مهناز: خبرنگار زن دست بازتری دارد و می‌تواند با زنان به راحتی صحبت کند. مسایلی وجود دارند که زنان دوست ندارند آن‌ها را با مردان در میان بگذارند. بنابراین خبرنگار زن می‌تواند بهتر و راحت‌تر در رابطه با این موارد اطلاعات به دست آورد. چون دوست داشتم بتوانم دردی از درد زنان کشورم را مداوا کنم و برای مشکلات آن‌های صدایی باشم، کار خبرنگاری را انتخاب کردم.

پرسش: فکر می‌کنید با کارکردن در رسانه‌، بتوانی مشکلی از مشکلات زنان کشورت را حل کنی؟

مهناز: علاقه‌ی شدید من به رشته‌ی خبرنگاری از همین سبب بود که با آموختن این رشته‌ی مقدس و انجام وظیفه دراین راستا بتوانم صدای قدرت‌مند هم‌نوعانم شوم و صدای شان را چنان رسا بسازم که کَرترین گوش‌های زمان شنوای آن شوند.

اکنون خوشحالم بابت این که به آرزویم رسیده‌ام و در این مدت از بخش‌های مختلف جامعه به ویژه از زنان گزارش آماده کرده‌ام و برای بهتر شدن وضعیت زنان رنج کشیده‌ی این مرز و بوم تلاش کردم و صدای‌شان را به گوش مسوولان رسانده‌ام. هم‌چنان خرسندم که با نبشته‌ها و گزارش‌هایم، فعالیت و توان‌مندی زنان سرزمینم را به رخ کسانی کشیده‌ام که می‌گفتند زنان نمی‌توانند و باوری به توان‌مندی ما نداشتند.

باید یادآور شد که خبرنگار همواره در عمق جامعه زندگی می‌کند و صادقانه می‌نویسد. می‌نویسد برای ساختن فرهنگ غنی و برای ساختن کشوری آباد و آزاد. اما من هنوز در این بخش تازه‌کارم و خود را خبرنگار تمام عیار حساب نمی‌کنم و تلاش بر این دارم که گام‌هایم را مستحکم‌تر در این راه بگذارم، بتوانم به کارشناسی ارشد راه یابم و به کارم رونق و جدیت بیشتری ببخشم تا بتوانم توان‌مندی زنان میهن‌ام را که از انگشتان ظریف‌شان هنر می‌بارد و لیاقت و توان‌مندی کار را در بخش‌های مختلف در اجتماع دارند، به تصویر بکشم تا مردسالاران افغانستان و جهان آگاه شوند که زنان افغان در برابرمشکلات و چالش‌های سر راه شان کمر خم نمی‌کنند و هرگز به عقب برنمی‌گردند، بلکه با قامت استوار خود به مبارزه‌ی شان ادامه می‌دهند تا سنت‌های ناپسند و بی‌مفهوم را شکسته و به قله‌های موفقیت برسند.

پرسش: دشواری‌های کار رسانه‌ای برای یک زن چیست؟

مهناز: در جامعه‌ی جنگ‌زده، سنتی و مردسالار افغانستان نه‌تنها کار زن به عنوان خبرنگار؛ در کُل حضور یک زن به هر عنوانی در اجتماع دشواری‌های خاص خودش را دارد. اما کار خبرنگاری برای یک زن در شرایط کنونی یکی از دشوارترین کارهاست.

مشکل در دسترسی به اطلاعات، نبود مصوونیت شغلی و جانی، معاش کم و دستِ کم گرفتن استعداد و لیاقت بانوان خبرنگار و هم‌چنان عدم اعتماد به توان‌مندی زنان در عرصه‌ی اجرای برنامه‌های سیاسی و بامحتوا، از جمله مشکلاتی است که گریبان‌گیر زنان خبرنگار در افغانستان به ویژه “بلخ و بدخشان” است.

پرسش: وضعیت زنان خبرنگار در بلخ و بدخشان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مهناز: زمانی‌که در آغاز کارم به عنوان گزارشگر هنگامی که برای تهیه‌ی گزارش به جاهای دور یا کنفرانس‌های خبری می‌رفتم، از این‌که شمار بانوان بسیار کم و محیط کاملاً مردانه بود، با دشواری‌های زیادی روبرو بودم و از نگاه‌ها و حرف‌های شان که می‌گفتند زن را چه مانده به خبرنگار شدن، ‌بسیار ناراحت می‌شدم. ولی با این‌همه نمی‌خواستم آرزوهایم را فدای حرف‌های پوچ و بی‌معنای یک عده از بی‌فرهنگان کنم و هرگز به خود اجازه ندادم مسلک‌ام را که به آن عشق می‌ورزم و چهار سال تمام در مکتب آن درس خوانده‌ام را در نیمه‌ی راه رها کنم، بلکه می‌خواستم ادامه‌اش بدهم و شکر خدا که موفق شدم.

پرسش: چه برنامه‌هایی برای آینده داری؟

مهناز: اهدافی که برای خود داشتم به برخی از آن‌ها رسیدم، ولی به برخی از آن‌ها تا کنون دست پیدا نکرده‌ام. یکی از آرزوهای بلندم این است که به نقاط دوردست افغانستان سفر کنم و صدای مردم محروم را به گوش مسوولان و جهانیان برسانم و داستان زندگی‌شان را بازگو کنم تا تغییری در وضعیت شان به وجود بیاید.

جای نگرانی است که حتی مردان تحصیل‌کرده‌ی کشور ما نیز در مواردی مانع پیشرفت زنان شده و شرایط کار و تحصیل را برای زنان دشوارتر از قبل می‌کنند و هنوز نمی‌توانند حضور زنان را در جامعه بپذیرند.

پرسش: برای زنانی که علاقه‌مند کار خبرنگاری هستند، چه پیامی داری؟

مهناز: پیام من به زنان این است که هیچگاه ترس را به خود راه ندهند، با سختی‌ها مبارزه کنند و برخی از چیزهایی که بر آن‌ها تحمیل می‌شود و درست نیست را نباید بپذیرند. بلکه بیشتر بکوشند و مبارزه کنند تا حضورشان در جامعه پررنگ و برجسته باشد و بتوانند به اهداف خود برسند.

در فرجام کلامم باید بگویم که خبرنگار وجدان بیدار جامعه است و قلم خبرنگار باید از دامن صداقت برخیزد و به امید اینکه نبشته‌های‌شان طلوع حقیقت و بیان دردهای کسانی که نمی‌توانند بگویند یا  فریادشان بی‌صداست باشد.

ترتیب کننده: سیمین صدف

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا