افسرده‌گی در «دی. ان. ای» من است

بعد از چاشت یک روز آفتابی، مثل توته‌ی یخ روی درازچوکی‌ای در یکی از پارک‌های شهر کابل نشسته و عقده‌هایش را سیگار می‌کشد، انگار شش‌هایش تکیده و دو سوم بدنش دود است. مجیب ۳۰ سال دارد و گویی در سه دهه‌ی عمر، قرن‌ها افسرده‌گی را زنده‌گی کرده است، زمان به سرعت از او گذشته و در هزار شکل خطوطی زودرس روی صورتش به جا گذاشته است و پیری، نام دیگر چشم‌های اوست، چشم‌هایی که پشت بیداری دردهای سمج و آرمان‌های همیشه در خواب، کم‌سو شده‌اند.
می‌پرسم از چه مدت به این سو افسرده‌گی را تجربه می‌کند، می‌گوید: «افسرده‌گی در دی.ان.ای من وجود دارد و اگر تاریخ دقیق تولد و تکامل آن را برای‌تان بگویم از آن روزی است که به دنیا آمده بودم.»
از حس و حالش در اوج افسرده‌گی می‌گوید: «افسرده‌گی بیش از این که نه ماه حامله باشم و یک دو قلوی افسرده‌تر از تنم دور بیندازم زجرم می‌دهد. حس می‌کنم چیزی به درونم تزریق و بدنم متورم می‌شود، تا آن جا که انگار همه‌ی بدنم زخمی شده و از زخم‌ها رم خارج می‌شود. می‌خواهم یک سوزن نزد خود داشته باشم و خود را آنقدر زجر و شکنجه بدهم که چشمانم تاب دیدن را نداشته باشند، هر قسمت بدنم هزارها بار سوزن بخورد و من جیغ بزنم. از جیغ زدن زیاد لذت می‌برم و در آخر چشم‌هایم را از زخم‌ها بر‌دارم و از خود یک تشت گوشت کوبیده شده به جا بگذارم.»
او ناامید است، شادمانی از گپ‌هایش تکیده و هر صبح، هشدار شبی کج خلق‌تر را برایش می‌دهد. دست‌هایش در شکل‌های مختلفی شبیه اضطراب است و از دردهای ممتدش می‌ترسد. می‌ترسد مزمن‌تر از دردی که پدر را از زنده‌گی سقط کرد، در منجلاب روزگار غرق شود و مادر را پا به ماه غصه‌ها ببیند.

افسرده‌گی یک حالت غم و اندوه است که باعث بی‌میلی فرد به چیزهایی می‌شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت در او می‌شدند. تمام انسان‌ها به گونه‌ی طبیعی غمگین و ناخوش می‌شوند و اما زمانی به فردی افسرده گفته می‌توانیم که این حالت غم‌زده‌گی بیشتر از چند هفته و به صورت دوامدار طول بکشد.

اما چه چیزی مجیب را افسرده ساخته است؟ می‌گوید: «زنده‌گی بی‌سروسامان، بی‌کاری، بی‌پولی، بی‌زنی، فشارهای اجتماعی، خانواده‌گی و کاری، عشق و جنگ، گذشته، حال و آینده‌ی مرموز و وابسته‌گی شدیداً عاطفی به مادرم که نه می‌توانم ترکش کنم و نه کنارش باشم.»
در ادامه می‌گوید: «دوست دارم بیش از حد طبیعی بخوابم، به قدری که دیگر نتوانم بیداری را تحمل کنم.»
افسرده‌گی یک حالت غم و اندوه است که باعث بی‌میلی فرد به چیزهایی می‌شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت در او می‌شدند. تمام انسان‌ها به گونه‌ی طبیعی غمگین و ناخوش می‌شوند و اما زمانی به فردی افسرده گفته می‌توانیم که این حالت غم‌زده‌گی بیشتر از چند هفته و به صورت دوام‌دار طول بکشد و خلق و خو و رفتار فرد را کامل برهم بزند. در همین حال، درک افسرده‌گی می‌تواند دشوار باشد چون مرز بین افسرده‌گی حقیقی و ناراحتی‌های روزمره‌‌ بسیار باریک است.

خودکشی

داکتر حمدالله صالحی، متخصص امراض و جراحی اعصاب از علایم افسرده‌گی می‌گوید: «فرد افسرده به گونه‌ی معمول ناامید و پریشان بوده، علاقه و میلش به کارهای روزمره کاهش پیدا می‌کند، هم این‌که تغییر و تشوش در وزن، خواب و اشتهای فرد ایجاد می‌شود. فرد افسرده یا وزن می‌بازد و یا هم افزایش وزن در نزدش دیده می‌شود یا کم خواب می‌شود و یا هم بیشتر از حد معمول می‌خوابد، همین‌طور یا کم اشتها می‌شود یا میل زیادی به خوردن پیدا می‌کند. هم‌چنان این افراد به گونه‌ی معمول حواس پرت بوده، تمرکز ندارند و با وجود کم‌فعالیتی احساس خسته‌گی زیادی دارند. حس درمانده‌گی، بی‌ارزشی، شرمساری، اعتماد به نفس پایین، میل به خودکشی و اعتیاد به مواد مخدر، نارضایتی از خود و اطرافیان از دیگر علایم افسرده‌گی اند. هم‌چنان گفته می‌شود، افسرده‌گی معافیت بدن را به شدت کاهش داده و خطر مرگ زودرس را تا سه برابر افزایش می‌دهد.»
در ادامه می‌افزاید: «اشخاص با داشتن چنین علایم باید به زودترین فرصت به داکتر عقلی- عصبی مراجعه کنند، چون هر قدر زودتر به داکتر مراجعه شود، درمان بهتر و زودتر نتیجه می‌دهد. برای فرد افسرده تداوی دوایی و نیز روان درمانی وجود دارد. در روان‌درمانی طی چند جلسه برای بیمار آموزش‌های مخصوص داده می‌شود و نیز تداوی دوایی از شش ماه تا یک‌سال و در بعضی موارد تا سه سال را در بر می‌گیرد.»

سختی‌های دوران کودکی

داکتر صالحی هم‌چنان از عوامل افسرده‌گی می‌گوید: «زنده‌گی پر استرس، فکتور ژنیتیک و ارثیت، شرایط اجتماعی و کاری، جنگ و فقر، نبود امکانات مناسب برای زنده‌گی، همه و همه در ایجاد افسرده‌گی نزد انسان رول دارد و اما گاهی افسرده‌گی بدون یک علت تعیین شده و به صورت خود به خودی نیز به وجود می‌آید. هم‌چنان سختی‌های دوران کودکی و نوجوانی و ناهنجاری‌های خانواده‌گی در این دو دوره می‌تواند بالای روان افراد تأثیر گذاشته، باعث افسرده‌گی آنان شود.»

افسرده‌گی قابل کنترول

شرف‌الدین عظیمی، روان‌شناس و استاد روان‌شناسی در دانشگاه کابل می‌گوید: «سه نوع افسرده‌گی وجود دارد. افسرده‌گی خفیف، متوسط، شدید یا مزمن. در حالت ابتدایی آن که بسیاری‌ها ممکن دچار آن باشند، توسط خود فرد قابل کنترول است. در این حالت شخص افسرده با شنیدن یک آهنگ، کتاب و سرگرمی خوب از حالت افسرده‌گی بیرون می‌شود، اما در نوع متوسط آن نیاز به مراجعه به روان‌شناس و در نوع مزمن ضرورت به گرفتن دوا نیز وجود دارد که شخص افسرده باید به داکتر عقلی- عصبی مراجعه کند. افسرده‌گی‌های موسمی و حالتی نیز وجود دارد، مثل افسرده‌گی فصل بهار و زمستان. افسرده‌گی بعد از زایمان، افسرده‌گی‌ناشی از مشکلات دولت، فقر و غیره.»

مشکلات زناشویی و جنسی

آقای عظیمی می‌گوید: «افزون بر این‌که افسرده‌گی یک اختلال است باید بگویم علت مشخص آن نزد محققان روان‌شناسی واضح نیست چون پول‌‎دار، فقیر، با سواد، بی‌سواد، زن، مرد، خرد و کلان در جوامع پیشرفته و هم در جوامع رو به انکشاف افسرده می‌شوند. به طور کلی می‌‌توان گفت آن چه عامل افسرده‌گی مردم افغانستان گفته می‌شود، بیش‌تر، فقر، مشکلات امنیتی، بی‌کاری، جنگ، مشکلات زناشویی و جنسی و اتفاقات تلخ زنده‌گی است. مسائل ژنتیکی، مصرف دارو، بحث مواد غذایی و کاهش هورمون‌های سرتونین، دوپامین و اکسیتوسین نیز از دیگر عوامل بروز افسرده‌گی‌اند.»
به گفته‌ی آقای عظیمی: «بیش‌تر جوانان و افراد متأهل بین سنین ۱۵ تا ۳۶ مستعد به افسرده‌گی ‌اند. یک علت دیگر است که باعث افسرده‌گی به ویژه در نزد زن‌ها می‌شود. در ضمن متأسفانه برای فرد افسرده امکانات آن چنانی در افغانستان وجود ندارد، ما بیشتر با عینک و دید طبی به فرد افسرده نگاه می‎‌کنیم و در پی مداوای آن استیم. وزارت صحت عامه هم استراتیژی درست و مشخصی در این قسمت ندارد. در حالی‌که برای مهار سگ دیوانه بودجه وجود دارد، اما برای درمان فرد افسرده نه.»
زهرا نیز افسرده است. او مادر است و ۲۹ سال سن دارد، حقوق خوانده و در یکی از ارگان‌های دولتی کار می‌کند. او در پاسخ به این که از چه مدت به این‌سو و چرا دچار افسرده‌گی شده، می‌گوید: «از اولین بارداری‌ام، از روزهایی که همسرم به من خیانت می‌کرد و مجبور بودم خیانتش را تحمل کنم، به این حال و روز افتادم. درد در درون من شکل می‌گرفت و کودکم بزرگ‌تر می‌شد و من هر لحظه تنهاتر. از من یک مشت پوست و استخوان مانده بود. عامل اصلی افسرده‌گی‌ام شوهرم بود. شوهری که عاشقش بودم، اما نفهمید. حتا نخواست درکم کند، من نزدیکش بودم اما مرا نمی‌دید.»
به گفته‌ی زهرا، او بارها به خودکشی فکر کرده است. می‌گوید: «این‌همه اندوه و دردهای جان‌کاه که به جان آدمی می‌ریزد، هرگز او را نمی‌کشد، اما نمی‌گذارد آدم زنده هم بماند. آدم با این‌همه درد فقط نفس می‌کشد و با چشمان شیشه‌ای که دیگر هیچ حسی در اعماقش نیست دنیا را نظاره می‌کند. گاهی با خودم فکر می‌کنم در را قفل و گاز را در فضای خانه رها کنم، بعد آرام و بی سرو صدا به این زنده‌گی لعنتی که مثل بختک چسبیده به جانم پایان دهم.»
زهرا می‌افزاید: «در اوج افسرده‌گی به آرامش نداشته‌ام فکر می‌کنم، به چیزی که هیچ‌چیز نباشد، حد اقل یک استراحت طولانی، دوری از مردم و حوادثی که در دنیا اتفاق می‌افتد. گاهی به روان‌شناس هم مراجعه می‌کنم و مشکلاتم را در میان می‌گذارم، خیلی مؤثر تمام می‌شود.»

هفتاد درصد زن‌ها و مردها علایم افسرده‌گی را دارند

‌داکتر بشیر سروری، مسؤول صحت روانی وزارت صحت عامه در مورد آمار افراد افسرده در افغانستان می‌گوید: «به صورت دقیق آماری وجود ندارد و سروی خانه به خانه صورت نگرفته است، اما بعضی سروی‌های نمونه‌ای که در گذشته و در مقطع‌های مختلف فقط برای معلوم‌کردن اعراض و علایم این مریضی در نزد افراد صورت گرفته است، نشان می‌دهد که بیش‌تر از ۷۰ در صد زن‌ها و نیز ۷۰ در صد مردها اعراض و علایم افسرده‌گی را دارند، اما مشخص ساختن تعداد افسرده‌ها به یک سروی دقیق نیاز دارد که این برنامه هم‌اکنون جریان دارد و تا ختم سال ۲۰۱۸ تکمیل خواهد شد.»

دیوانه‌خانه

آقای سروری در ادامه می‌افزاید: «در پالیسی وزارت صحت عامه ساخت درمان‌گاه‌های اختصاصی صحت روانی وجود ندارد، چون هم هزینه‌ی بلندی برمی‌دارد و هم افراد افسرده به دلیل نام‌های عجیب و غریب، مثل دیوانه‌خانه که توسط مردم روی این مراکز گذاشته ‌شده، ننگ و عار کرده و از رفتن به این مراکز ابا می‌ورزند.»
به گفته‌ی او، در تمام مراکز صحی در افغانستان عرضه‌ی خدمات صحت روانی نیز وجود دارد. آقای سروری می‌گوید: «در تمام کلینیک‌ها و شفاخانه‌های ولایت‌ها و ولسوالی‌های افغانستان، داکترها، نرس‌ها و در کنارشان مشاورین روانی اجتماعی وجود دارند که در این زمینه آموزش دیده‌اند و تا اندازه‌ی توان‌شان خدمات صحت روانی را نیز به مردم ارائه می‌کنند. هم‌چنان شفاخانه‌ی صحت روانی کابل که یک شفاخانه صد بستر است، در حدود ۱۵ روان‌شناس دارد و مریضانی که در ولایت‌ها نیاز به روان درمانی داشته باشند نیز به همین شفاخانه برای تداوی آورده می‌شوند.»
در همین حال، تحقیقات نشان داده که فعالیت بیش از حد در شبکه‌های اجتماعی نیز می‌تواند یکی از عوامل افسرده‌گی به ویژه در نزد جوانان باشد. این افراد با ارتباطات انسانی واقعی در کشمکش استند و دیدگاه‌شان به دنیا تا حدی غیرواقعی است. برخی متخصصین حتا به این حالت «افسرده‌گی فیس‌بوکی» می‌گویند.

منبع: روزنامه هشت صبح

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا