نقش رسانهها در تبیین جایگاه واقعی زنان چیست؟

«در قدم اول، نفس کار عادی رسانهها بازتولید وضعیت موجود جامعه است. یعنی ارزشهای که در جامعه حاکم است به گونۀ دوباره در رسانهها تجلی پیدا میکند. این به معنی آن نیست که رسانهها تجلی دهندۀ وضعیت موجود هستند و نه سازنده آن، بدون شک سازندۀ حقیقت دیگری هم هستند. در جامعهی عادی و سنتی ما بیشتر تصویری که نزد مردان و زنان از یک زن افغان است همان هویت زنی وابسته به مرد است که بیشترکارش در محیط خانه است». بخشی از سخنان علی کاوه جامعهشناس و استاد دانشگاه است که پیرامون بازنمایی زنان در رسانهها انجام شده است.
پرسش: کارکرد رسانهها در حوزه خانواده چیست و تا چه اندازه آنها توانستند در این زمینه کار نمایند؟
پاسخ: رسانهها بدون شک در حوزۀ اجتماعی تأثیرات و پیامدهای خاصی دارد. تعدادی از این پیامدها، نتایج و اثرات چیزهای خواستۀ است به این معنی که رسانهها به گونهی برنامه ریزی کردند که به هدف خاصی برسند و برنامهها را تولید و بخش میکنند تعدادی هم نتایج ناخواسته است یعنی برنامهها به یک هدف خاص دیگری ساخته میشود اما نتایجش چیز دیگری است. تا جایی که من از رسانههای افغانستان، ملی و محلی اطلاعات دارم تعدادی از آنها برنامههای ویژه در مورد خانواده چه برنامه صبحگاهی چه وسط روز و شام گاهی دارند و تعدادی هم اطلاع رسانی و افزایش آگاهی افراد است که اغلب از طریق برنامههای هدفمند که بیشتر به وسیلهی ساختار گفتگویی است .این چنین برنامهها بدون شک مخاطب خود را دارد و تا اندازه تاثیر گذار است. تعدادی از رسانههای دینی است که برنامههای خاصی در حوزهی دین و خانواده یا زنان و رسانه و چنین عناوینی دارند. یک سری برنامهها اینها است. یک سری برنامهها هم برنامههای است که ضرورتاً برای خانواده طراحی نشده است. اما از جایی که مخاطب اصلی رسانهها خانوادهها هستند و در خانه باز هم مخاطب اصلی بیشتر زنان خانه دار و اطفال هستند این برنامه به شمول سریالها موسیقی و …هم پیامدهای خاص خود شان را دارند که بخشی از آنها شاید پیامدهای مثبتی باشد و بخشی دیگر پیامدهای ناخواستهی است که در برخی موارد مسئله سازهم میشود. این که وضعیت زنان و خانوادهها و روابط افراد با هم دیگر طوری تجلی میشود که یک حالت مسئله ساز را برای جامعهی ما است چیزی که به گونه غیر مستقیم تشویق و ترغیب میشود به طور مثال افراد آروز میکنند که کاش حالت شخصیتی که در فیلم و یا سریال است را داشته باشند و از روی همان رسانه همذات پنداری میکنند. این مورد متاسفانه به دلیل تفاوت فرهنگی مسئله ساز میشود. و باعث نوعی مشکلات بین اعضای خانواده میگردد.
پرسش: به نظر شما آیا رسانهها توانسته اند هویت و چهرهای واقعی از زنان را بازنمایی و به جامعه ارائه کنند؟
پاسخ: چهرهی واقعی خاصی از زن وجود ندارد همه چهرهها ساختنی است که ما میسازیم. هویتها هویتهای ساختنی است. هویتی که یک رسانهی دینی میسازد هویت خاصی است، هویتی که یک رسانه دولتی میسازد هویت خاص است، هویتی که یک رسانه مستقل و آزاد میسازد هویت خاصیست، هویتی که یک رسانه محلی میسازد همین طور و هویتی که یک رسانه بین اللملی از زن میسازد هویت متفاوتی است. حالا به صورت کلی اگر از بین این همه جدا کنیم دو یا سه نوع هویت ممکن داشته باشیم. یکی هویت سنتی است که در جامعه وجود دارد این هم ابعاد مختلف خودش را دارد چون جامعه ما یک دست نیست. اما در کل به عنوان یک هویت سنتی اگر در نظر بگیریم منظور از هویتی است که ارزشهای دینی و سنتی جامعه او را تاکید میکند و زن را به عنوان یک موجود نه ضرورتاً برابر به مرد بلکه متفاوت از مرد که وظیفه و مسوولیتهایش متفاوت است که داری حقوق و مسوولیتهای است که دین، فرهنگ و ارزشها برایش داده است. این یک هویت سنتی و کلیشهای است که قبلا بوده و ساخته شده است.
هویت دیگر هویت جدیدی است. که به نظر میرسد هویت زن نوین افغان است کسی که تا اندازه میخواهد به آموزش و پرورش دست داشته باشد. بتواند کار کند و تا اندزه مستقل باشد و در سایه مرد و مردم تعریف نشود این هویت هویت نوین است. اگر این دو را در نظر بگیریم رسانهها اغلب، چه رسانههای دولتی ملی، چه غیر دولتی ملی و در بین شان رسانههای که بیشتر دینی هستند و رسانههای که زیاد دینی هم نباشند بیشتر تقویت کننده همین نگاه سنتی و کلیشهای از زنان هستند. و میتوانیم در برنامههای مختلف شان ببینیم. چیزهای که اغلب خود رسانهها کار میکنند چه از طریق پخش فیلم و سریال، چه برنامههای موسیقی و چه برنامههای عادی که خود شان تولید میکنند، در بسیاری از اینها تصویر زن سنتی افغان در چارچوب همین ارزشهای سنتی جامعه تولید و باز تولید میشود. و در راستای تصویر هویت زن نوین افغان بعد ضعیف تر نشان داده میشود.
پرسش: برخی معتقدند رسانهها در بازنمایی هویت زنان، بیشتر بر نقش مادری و همسری تاکید دارند و از بازنمایی هویت زن، به عنوان یک انسان که فعالیتهای موفقی در سطح جامعه داشته واهمه دارند. نظر شما چیست؟
پاسخ: در تعدادی از رسانهها به گونه نظامند چنین چیزی تولید میشود. به این دلیل که تصویری که از زنان در این رسانهها ارائه میشود زن به عنوان مادر، همسر و یا دختر به تصویر کشیده میشود. یک دلیل این است که تصویر مورد قبول جامعه ما از لحاظ دینی و فرهنگ سنتی هم همین است که زن مادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد و دختر خوبی باشد و از او انتظار بالاتری که بتواند یک انسان مستقلی باشد که خودش تصمیم بگیرد چه کار کند و نکند با کی ازدواج کند یا نکند نمیرود. رسانهها بدون شک همین کار را میکنند. تصویری از زن به عنوان مادر، همسر و کسی که هویتاش وابسته به پدر، شوهر ،برادر و اعضای مرد خانواده است را تولید و باز تولید میکنند.
پرسش: زنان نه تنها در برنامههای تلویزیون بلکه در تبلیغات تجارتی نیز به گونه درست بازنمایی نمیشوند. آنها در آگهیهای بازرگانی نیز یا به عنوان زنان خانهدار بازتاب داده میشوند یا افرادی هستند که توسط جاذبههای جنسی مشتری را برای خرید کالا ترغیب میکنند. در این مورد نظر شما چییست؟
پاسخ: رسانهها به ویژه رسانههای که کار بازرگانی و تجارت را پیش میبرند، متاثر از منطقی که برای کار تجارت و بازرگانی حاکم است هستند. از این بعد اگر نگاه کنیم مثلا بخش تبلیغات که بعد تجاری آن است یا برخی برنامههای دیگر که بیشتر به جذب مشتری و بیننده میپردازد. همین منطق حاکم است. در منطق تجارت باز هم استفاده ابزاری از زنها یا استفاده ابزاری از بدن زن در همه جهان حاکم است و این جا در افغانستن هم حاکم است. بیشتر رسانهها همان بازتولید تصویر سنتی زنان بوده اند و اگر تصویر نوینی هم بوده چیزی نیست که زن امروز میخواهد. بطور مثال زنی به تصویر کشیده میشود که از کار یا خانه بیرون شده رفته داخل آرایشگاه یا فروشگاه، این زن، زن آزاد و مستقل به تصویر کشیده نمیشود.
پرسش: مهم ترین دلیل این که زنان بصورت فرودستانه در رسانهها بازنمایی میشوند و مردان برعکس چیست؟
پاسخ: در قدم اول، نفس کار عادی رسانهها بازتولید وضعیت موجود جامعه است. یعنی ارزشهای که در جامعه حاکم است به گونۀ دوباره در رسانهها تجلی پیدا میکند. این به معنی آن نیست که رسانهها تجلی دهندۀ وضعیت موجود هستند و نه سازنده آن، بدون شک سازندۀ حقیقت دیگری هم هستند. در جامعهی عادی و سنتی ما بیشتر تصویری که نزد مردان و زنان از یک زن افغان است همان هویت زنی وابسته به مرد است که بیشترکارش در محیط خانه است. این تصویر کلیشهای به هر حال تولید میشود. یک دلیل همین است که در جامعه عمومی ما همین فرهنگ حاکم است. در کنار آن سوال این است که اصحاب رسانهها چه کسانی هستند. چون هر کدام از این رسانهها چه بصورت نوشته شده چه نا نوشته شده پالیسی خاصی در برابر زنان دارند. از جای که صاحبان اصلی رسانه که استراتژی آن را تعیین میکنند مردان هستند و تعدادی از این مردان تصویر سنتیتری از زن دارند که خودش در بازنمایی زنان هم نقش دارد. در مواردی هم ناآگاهانه یک وضعیت تولید میشود. طوری که در مواردی رسانهها یک پالیسی حمایتی از جندر ندارند و صاحبان رسانه آگاهی ندارند که یک برنامه شان یا یک پیام بازرگانی چه پیامدهای جنسیتی دارد. یا پالیسی خاصی در مورد پخش برنامههای شان از دیدگاه جنسیتی ندارند. دلیل دیگر آن نبود خود زنان در مقطع تصمیم گیری یا پایین تر از آن است.
پرسش: بنظر شما چه برنامههای میتواند در ترغیب رسانهها به توجه بیشتر به مسایل زنان تاثیر گذار باشد؟
پاسخ: اولاً که تعدادی از رسانهها که هدف شان بازتولید ایدئولوژی سنتی جامعه است با آنان نمیشه کاری کرد. آنان به گونه آگاهانه با یک قصد و نیت خاص میخواهند تصویر سنتی زن افغان را تولید کنند و این سیاست شان است. اما بیشترین کاری که میتوان انجام داد، تمرکز بر رسانههای دولتی و یا رسانههای محلی است که به گونۀ نا آگاهانه یک تصویر ناقص و تعریف شده از یک نگاه سنتی مسئله دار را از یک زن افغان تولید میکنند که به نفع زن افغان و با تصویر امروزی که ما داریم و دولت تبلیغ میکند نیست. با این رسانهها میشه کاری کرد. اولین کار این است که حساسیت و آگاهی جنسیتی ایجاد شود. به این معنی که مسوولان این رسانهها باید بابرنامههای ویژهی در مورد جنسیت و رسانه آشنا شوند و آگاه شوند تولید برنامه در مورد زن و مرد و خانواده چه پیامدی میتواند در جامعه داشته باشد. موضوع بعدی تشویق برای ساختن پالیسی ویژه در مورد جنسیت است. این پالیسی تعریف میکند که چه برنامه را تولید و پخش کند و کارمندان شان چند درصد زنان باشند.
مصاحبه کننده: سودابه احراری



