هرات، حصارهای جنسیتی و دغدغه مدنیت!

هرات شهری است که بسیاریها آن را با پسوندهایی همچون: باستان، متمدن، فرهنگی، ادبخیز و هنرپرور تعریف میکنند. اینها در واقع شاخصهها و معرفههای یک شهر مدرن است. امروزه اما مفهوم مدرن، متفاوت از آنچیزی است که مثلا صد سال یا دو سال پیش از واژه «مدرن» مفهوم میشد. در گذشتهها به شهری مدرن و متمدن گفته میشد که دارای آبادانی بیشتر، موجودیت اماکن تاریخی بیشتر، کسب و کاربیشتر، امنیت بیشتر، مراکز علمی بیشتر و محیط آراسته وپاک میبود. اما تازهگیها، واژه مدرن بارمعنایی بیشتری پیدا کرده است. امروزه مثلا شهری و کشوری مدرن دانسته میشود که در آن حضور زنان گسترده باشد. به عبارت دیگر، واژه مدرن امروزه جنبه جندری نیز به خود گرفته است. در واقع حضور گسترده و فعال زنان در یک جامعه و یک محیط، اشاره به مدرن بودن آن دارد. اما، هرات به این معنا شهری مدرن است؟ یا به تعبیر دیگر، هرات توانسته حامل القاب پرافتخار تاریخی خود باشد؟
اگر با داشتن این پرسش در ذهن تان، به هرات قدم بگذارید، با اولین نگاه هرات بیشتر شهری مردانه است. حضور مردان در عرصههای مختلف بیشتر به چشم می خورد. یا به عبارت دیگر حضور زنان کمتر است نسبت به مردان در این شهر.
هرچند زنان هرات، برغم مشکلات و چالشهای فراوانی که با آن روبرو بودهاند، در چند سال گذشته حضور گستردهیی در جامعه داشته و در عرصههای مختلف حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی سهم گرفتهاند با آنهم، با توجه به اینکه هرات یک شهر متمدن دانسته میشود، حضور زنان در آن چشمگیر نیست.
همیناکنون در شهر هرات، رستورانتها، چایخانهها و امکان و محیطهای مخصوص زنان زیاد است و زنان زیادی در این محیطها حضور دارند و به نحوی زندهگی اجتماعی را به تجربه میگیرند. اما چرا محیط و مکان جداگانه برای زنان؟
برخی از آگاهان امور اجتماعی-فرهنگی، با اشاره به موجودیت رستورانتها و چای خانههای مخصوص زنان در شهر هرات، از حضور زنان در این شهر راضی به نظر میرسند اما عده دیگر از آگاهان به این باوراند که نفس جداسازی اماکن و محیطها برای زنان و مردان و به اصطلاح تقسیمبندی جندری شهر، حاکی از حاکمیت فرهنگ مردسالارانه است. فرهنگی که در تضاد با مولفههای فرهنگی یک شهر متمدن دانسته میشود!
فلسفه وجودی محیطهای جداگانه برای زنان در شهر، در واقع بازتاب جوّ بی اعتمادی حاکم میان مردان و زنان در یک جامعه است. این جدا سازی، حکایت از آن دارد که زنان و مردان نمیتوانند و نباید در یک محیط با هم کار کنند. این نباید از کجا ریشه گرفته است؟ هرچند به این پرسش بیشتر پاسخ امنیتی داده میشود و گفته میشود که از نظر امنیتی محیط برای حضور زنان مناسب نیست اما واقعیت این است که پاسخ این پرسش را باید عمیقتر در افکار و اعتقادات نسج گرفته در جامعه جستجو کرد. افکار و اعتقاداتی که بیشترینه مردانه است و در تضاد با ارزشهای مدنی نوین قرار دارد. در یک جامعه و شهر مدرن و مدنی، هیچ عیب و ایرادی ندارد که مردان و زنان با هم یکجا کار کنند. عیب و ایراد اینکار، در واقع زاده ذهنیتهای مردانه و زن ستیزانه پیشامدرن است که باید روی اصلاح آن کار شود.
در یک حالت میتوان اندکی امیدوار بود. امیدوار به روزی که زنان و مردان یکجا با هم در جامعه و شهرکارکنند و نیاز به ایجاد اماکن جدا برای زنان نباشد، این امیدواری به این معنا خواهد بود که جداسازی امروزی محیطهای زنانه را یک مرحله گذار در نظر گرفت.
حالا، به هر دلیلی جامعه این را درک کرده است که حضور زنان و مشارکت زنان در عرصههای مختلف زندهگی یک نیاز و ضرورت است. این درک و قبولیت نقطه آغاز یک امیدواری است. مردان شهرنشین امروزه ناگذیراند برای زنان محیط جداگانهیی بسازند. این مجبوریت از ظهور خزنده یک نسل بیدار زن در یک جامعه نوید میدهد. اما مشروط براین که هم زنان و هم آنانی که دغدغه داشتن یک جامعه آیدهآل عاری از تبعیض جنسیتی را دارند، به حضور جدای زنان در اماکن خاص منحیث یک مرحله گذار و مرحله انتقالی نگاه کنند و در جهت گذر از این مرحله کار و پیکار کنند. زنان باید قدمی پیشتر نهند و از حصارکشیها و مرزبندیهای امروزی بیرون شوند شهر را مجبور بسازند که گام بعدی را بردارد. گام بعدی برداشتن حصارها است! حصارهایی که با حضورگسترده، بیداری، جسارت و امید زنان به آینده، فروخواهند پاشید.
طبیعا نیروها و عناصری هستند در جامعه که طرفدار پر و پا قرص جداسازی محیطها براساس جنسیت اند. اینها تلاش خواهند کرد تا جداسازی را نهادینه بسازند و به یک فرهنگ غالب در شهر و در ذهن مردم مبدل بسازند. اینجا یک میدان مبارزه است. مبارزه میان آنانی که طرفدار هرات متمدن به معنای امروزی کلمه هستند و میخواهند شهر شان همچنان نماد ترقی و تعالی در همه عرصهها از جمله عرصه جنسیتی باشد و آنانی که میخواهند شهر شان براساس جنسیت بخشبندی شود و زنان همچنان در حصارهای هرچند وسیعتر و اجتماعیتر اما همچنان جدا از مردان و محروم از تجاربی که ارزشمندی که حضور یکجایی زنان و مردان در سطح جامعه میتواند برای رشد و تعالی جامعه و فرد بهبار آورد، زندهگی کنند.
این مبارزه همیشه و همهجا ادامه داشته و دارد و تنها پیروزی نوگرایان و دگراندیشان است که یک جامعه و شهر را مترقی و متمدن خواهد ساخت!
نویسنده: نسیمه همدرد



