پنج سال حذف زنان؛ چرا جهان «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان را به‌رسمیت نمی‌شناسد؟

آی‌نور سعیدپور

پنج سال پس از بازگشت طالبان، زنان در افغانستان از آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و حضور در زندگی عمومی کنار زده شده‌اند و حذف نظام‌مند آنان به بخشی از واقعیت روزمره‌ی این کشور بدل شده است. با این حال، به باور شهلا فرید، استاد پیشین دانش‌گاه کابل، نویسنده و فعال حقوق بشر، واکنش جامعه‌ی جهانی هنوز با بُعدهای این بحران فاصله دارد و نباید به محکومیت‌های لفظی محدود بماند. او خواهان به‌رسمیت‌شناسی «آپارتاید جنسیتی» به‌عنوان یک جرم مستقل، مستندسازی نقض حقوق زنان، تقویت پی‌گردهای بین‌المللی و حمایت عملی از زنان است و هشدار می‌دهد که سکوت در برابر حذف نیمی از یک جامعه، تنها یک ناکامی سیاسی نیست؛ بلکه آزمونی برای وجدان و تعهد جهان به حقوق بشر و کرامت انسانی است.

گفت‌وگوی خبرگزاری بانوان افغانستان با شهلا فرید، نویسنده و فعال حقوق بشر.

سعیدپور: دیوان کیفری بین‌المللی، اصل صلاحیت جهانی و سایر سازوکارهای بین‌المللی چه نقشی می‌توانند در پی‌گرد مسوولان طالبان به دلیل نقض گسترده‌ی حقوق زنان ایفا کنند؟

فرید: دیوان کیفری بین‌المللی و اصل صلاحیت جهانی می‌توانند در پاسخ‌گو ساختن طالبان در قبال نقض گسترده حقوق زنان نقش داشته باشند. این سازوکارها می‌توانند زمینه‌ساز به‌رسمیت‌شناسی «آپارتاید جنسیتی» در افغانستان نیز باشند. هم‌چنان در رابطه به طالبان، سازمان ملل متحد شمار زیادی از رهبران طالبان را تحریم کرده است. حساب‌های بانکی آنان مسدود است و نمی‌توانند در نشست‌های بین‌المللی شرکت کنند، مگر این‌که به کشورهای محدودی سفر کنند که درخواست سفر آنان از سوی آن کشورها مطرح شده باشد. البته در مواردی نیز از سازمان ملل متحد برای سفر آنان به‌منظور صدور ویزا، کمک‌های بشردوستانه یا مسائل مرتبط با شهروندان افغانستان اجازه گرفته شده است که بیش‌تر شامل افراد در سطوح پایین‌تر بوده و رهبران دست‌اول طالبان را در بر نمی‌گیرد.

هم‌چنان دادگاه مردمی که در این اواخر ایجاد شده، از سوی دیوان کیفری بین‌المللی نیز حمایت شده است. این موضوع نشان می‌دهد که مردم، به‌ویژه زنان، چگونه مورد دادخواهی قرار گرفته‌اند. در ضمن، تعدادی از سارنوالان دیوان کیفری بین‌المللی شماری از رهبران طالبان را به‌عنوان مجرمان جنگی و افرادی که مرتکب آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت شده‌اند، شناخته و تلاش دارند آنان را از طریق دیوان کیفری مورد بازپرسی قرار دهند. در هر جای دنیا که این افراد بازداشت شوند، باید از سوی سارنوالان مورد بازرسی قرار گیرند که این خود نوعی پاسخ‌گو کردن طالبان است.

سعیدپور: آیا جامعه‌ی جهانی نیازمند به‌رسمیت‌شناختن «آپارتاید جنسیتی» به‌عنوان یک جرم مستقل در حقوق بین‌الملل است؟ این اقدام چه تأثیری بر وضعیت زنان در افغانستان خواهد داشت؟

فرید: جامعه جهانی نیازمند به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی نیست؛ ولی با توجه به فشارهایی که در سطح جهانی وارد می‌شود، به‌ویژه از سوی زنان، و گزارش‌هایی که از وضعیت زنان در افغانستان تهیه می‌شود، جامعه‌ی جهانی مسوولیت دارد که برای به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی در این کشور اقدام کند.

از آن‌جایی که کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان می‌تواند تا حدی برای زنان در افغانستان پاسخ‌گو باشد، جامعه‎‌ی جهانی هنوز مسوولیت به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی در افغانستان را بر عهده نگرفته است؛ چون زمانی که این مسوولیت را بپذیرد، تعریفی از آن ارایه کند و آن را به‌رسمیت بشناسد، مسوولیت جامعه‌ی جهانی در قبال زنان افغانستان بسیار بیش‌تر می‌شود. چون جهان و سازمان ملل متحد اکنون مصروف مسائل دیگری است، از همین خاطر این مسوولیت را نمی‌پذیرد که آن را به‌رسمیت بشناسد. فکر می‌کنم کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض علیه زنان می‌تواند در برابر درخواست زنان افغانستانی پاسخ‌گو باشد. لذا اکنون بر اساس یک نیاز، آن را به‌رسمیت نمی‌شناسند.

به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی می‌تواند پیامدهای مثبتی برای زنان و دختران در افغانستان داشته باشد؛ چون جامعه‌ی جهانی مسوول می‌شود که وضعیت کنونی زنان را بررسی کرده و در این زمینه اقدام کند.

سعیدپور: مستندسازی نقض حقوق زنان، شهادت قربانیان و گزارش‌های نهادهای حقوق بشری تا چه اندازه می‌تواند زمینه پاسخ‌گویی حقوقی طالبان را فراهم کند؟

فرید: مستندسازی نقض حقوق زنان، شهادت قربانیان و گزارش‌هایی که نهادهای حقوق بشری تهیه می‌کنند، می‌تواند زمینه‌ساز اثبات این موضوع باشد که وضعیت کنونی حاکم بر زنان نوعی آپارتاید جنسیتی است. با وجودی که امروز طالبان عضویت در سازمان ملل متحد را قبول ندارند، قوانین بین‌المللی را نمی‌پذیرند و تعهداتی را که حکومت‌های پیشین افغانستان داشتند نیز رعایت نمی‌کنند، از همین دلیل می‌توانیم بگوییم که مستندسازی‌ها در آینده و زمانی که آنان در قدرت نباشند، بسیار مفید خواهد بود و می‌تواند زمینه‌ی بازپرسی از آنان را فراهم کند.

در ضمن، دیوان کیفری بین‌المللی بر اساس مستندهای موجود از نقض حقوق بشر و شهادت زنان توانست سه تن از اعضای رهبری طالبان را به‌عنوان متهمان نقض حقوق بشر و حقوق زنان در افغانستان معرفی کند که این دست‌آورد بزرگی از مستندسازی‌ها بود.

این مستندسازی‌ها می‌توانند در آینده طالبان را پاسخ‌گو بسازند. بر اساس اساس‌نامه‌ی دیوان کیفری بین‌المللی، این نهاد نمی‌تواند مستقلانه در این زمینه عمل کند، مگر این‌که یک کشور یا شهروندان آن در این زمینه شکایت درج کنند. چندین کشور وضعیت افغانستان را دیده و آن را به این دیوان معرفی کرده‌اند.

سعیدپور: به نظر شما، جامعه‌ی جهانی تاکنون در قبال نقض حقوق زنان در افغانستان چه کاستی‌هایی داشته و اکنون چه اقدام‌هایی باید در اولویت قرار گیرد؟

فرید: مهم‌ترین ضعف جامعه‌ی جهانی، فاصله میان تعهدها و عمل‌کرد آن است. هم‌چنان در شرایط کنونی، محکومیت‌ها باید به سوی پاسخ‌گویی حقوقی، حمایت پایدار از زنان در افغانستان و ایجاد سازوکارهای الزام‌آور بین‌المللی تغییر کند که تا هنوز این کار صورت نگرفته است.

تنها با ترکیب فشارهای دیپلماتیک، حمایت حقوقی و حمایت عملی از زنان می‌توان از تداوم نقض نظام‌مند حقوق آنان جلوگیری کرد. هم‌چنان سازمان ملل متحد و جامعه‌ی جهانی تا فعلاً در عمل این کار را انجام نداده‌اند.

اولویت‌هایی که باید در شرایط کنونی به آن‌ها اقدام شود، این‌هاست: اول، به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی به‌عنوان جرم مستقل در حقوق بین‌الملل و حمایت از تلاش‌های حقوقی در این زمینه. دوم، تقویت روند پاسخ‌گویی از طریق حمایت از تحقیق‌ها و پی‌گردهای بین‌المللی، به‌ویژه در زمینه‌ی جنایت علیه بشریت و آزار و اذیت مبتنی بر جنسیت. سوم، حفظ و مستندسازی نقض حقوق زنان برای استفاده در دادگاه‌ها و سازوکارهای عدالت در آینده.

هم‌چنان حمایت مستقیم از زنان در افغانستان از طریق آموزش، بورسیه، کار از راه دور، حمایت از رسانه‌های مستقل و سازمان‌های زنان ضروری است که این حمایت در حال حاضر بسیار ضعیف صورت می‌گیرد.

پنجم، مشروط‌کردن هرگونه تعامل با طالبان به رعایت حقوق بنیادین زنان، از جمله حق آموزش، کار، آزادی رفت‌وآمد و مشارکت در زندگی اجتماعی است.

در ضمن، تقویت هماهنگی میان دولت‌ها، سازمان ملل متحد و نهادها برای جلوگیری از پراکندگی اقدام‌ها علیه طالبان باید سازمان‌دهی شود تا از پراکندگی این اقدام‌ها جلوگیری شود.

سعیدپور: در پایان، اگر بخواهید در پنجمین سال بازگشت طالبان، یک پیام به زنان در افغانستان و یک پیام به جامعه جهانی بدهید، آن پیام‌ها چه خواهند بود؟

فرید:  پنج سال از روزی می‌گذرد که زنان در افغانستان به‌طور نظام‌مند از حقوق، آزادی‌ها و کرامت انسانی‌شان محروم شده‌اند. در این سال‌ها، میلیون‌ها زن از آموزش، کار، مشارکت سیاسی، آزادی رفت‌وآمد و حضور در زندگی عمومی بازمانده‌اند.

این وضعیت تنها یک بحران ملی نیست؛ بلکه آزمونی برای وجدان جامعه‌ی جهانی و ارزش‌های حقوق بشر است. ما زنان افغانستانی از جامعه‌ی جهانی نمی‌خواهیم که تنها شاهد رنج ما باشد و با محکومیت به این وضعیت پاسخ دهد. ما خواهان اقدام‌هایی هستیم که بتواند از حقوق، کرامت و آینده زنان در افغانستان حمایت کند. از دولت‌ها، سازمان ملل متحد، سازمان‌های جهانی و مدافعان حقوق بشر می‌خواهیم که پاسخ‌گویی عاملان نقض حقوق زنان را در اولویت خود قرار دهند.

از تلاش‌ها برای به‌رسمیت‌شناسی آپارتاید جنسیتی در حقوق بین‌الملل حمایت کنند، مستندسازی جنایت‌ها را تقویت کرده و از زنان، خبرنگاران، دانش‌جویان و فعالان مدنی حمایت عملی و معنادار انجام دهند.

خاموشی در برابر حذف نظام‌مند زنان تنها به تداوم بی‌عدالتی در افغانستان نمی‌انجامد، بلکه این پیام را به جهان مخابره می‌کند که می‌توان نیمی از یک جامعه را از حقوق اساسی محروم ساخت، بی‌آن‌که مسوولیتی در پی داشته باشد.

دفاع از حقوق زنان در افغانستان، دفاع از حقوق جهان‌شمول بشر و کرامت انسانی است. من که یک فعال حقوق بشر هستم، بر این باورم و هم‌چنان به آینده‌ای باور دارم که در آن هیچ دختری به دلیل جنسیت خود از آموزش محروم نباشد، هیچ زنی به دلیل زن‌بودن از کار، آزادی و مشارکت اجتماعی بازنماند و هیچ حکومتی نتواند تبعیض را به قانون تبدیل کند؛ چیزی که متأسفانه در شرایط کنونی در افغانستان شاهد آن هستیم.

پیام ما روشن است: زنان افغانستانی قربانیان خاموش نیستند؛ آنان صاحبان حق، صدای عدالت و نماد پایداری هستند. امروز بیش از هر زمان دیگر، جهان باید در کنار زنان افغانستانی بایستد؛ زیرا سکوت در برابر وضعیت کنونی آنان، سکوت در برابر انسانیت است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا