از تبعیض تا محرومیت از خدمات صحی؛ نگاهی به چالشهای زنان دارای معلولیت در افغانستان
گزارشگر؛ هدیه احمدی | ویراستار؛ آینور سعیدپور
زنان دارای معلولیت در افغانستان میگویند که افزون بر مشکلهای جسمی، با چالشهایی مانند دسترسی دشوار به خدمات صحی، محرومیت از آموزش، نبود فرصتهای کاری و نگاههای تبعیضآمیز اجتماعی روبهرو استند؛ موانعی که زندگی روزمره و حضور آنان در جامعه را دشوارتر کرده است.
فاطمه، ۲۹ساله و باشندهی بادغیس، یکی از زنانی است که از کودکی با معلولیت جسمی زندگی میکند. او میگوید که در دوران کودکی به بیماری فلج مبتلا شده و پس از آن دچار معلولیت شده است.
او که برای رفتوآمد از عصا استفاده میکند و میگوید زندگی برای زنان دارای معلولیت به دلیل نبود امکانات مناسب دشوارتر است. «رفتوآمد برایم سخت است، چون بسیاری از جادهها و مکانهای عمومی برای افراد دارای معلولیت مناسب نیست. بعضی کارهای روزانه را بدون کمک خانواده نمیتوانم انجام بدهم.»
دسترسی به خدمات درمانی نیز برای فاطمه آسان نیست. زمانی که به پزشک نیاز داشته باشد، باید به مرکز ولایت برود؛ اما هزینهی رفتوآمد و درمان برای خانوادهاش که وضعیت اقتصادی خوبی ندارند، سنگین است.
سحر، خواهر فاطمه، میگوید که خواهرش از کودکی با معلولیت زندگی کرده و خانواده از همان زمان تلاش کردهاند در کنارش باشند؛ اما مشکلهای اقتصادی باعث شده نتوانند همه امکانات مورد نیاز او را فراهم کنند. «بیشتر وقتها خودم همراهش میروم. اگر داکتر برود یا کاری داشته باشد، کمکش میکنم. راهها خراب است و رفتوآمد برایش خیلی سخت است.»
او میافزاید که هزینهی رفتوآمد به مرکز ولایت برای خانواده زیاد است و همیشه توان پرداخت آن را ندارند. به گفتهی سحر، وسایل مورد نیاز فاطمه نیز به آسانی پیدا نمیشود و همین چالشها گاهی باعث میشود او نتواند از خانه بیرون شود. «بعضی وقتها مجبور میشود اصلاً از خانه بیرون نشود.»
او از مسوولان میخواهد که به زنان و دختران دارای معلولیت توجه بیشتری کنند و زمینهی آموزش، کار و درمان را برای آنان فراهم سازند. «اگر زمینهی کار، آموزش و درمان برایشان فراهم شود، میتوانند مثل دیگران زندگی کنند. ما فقط میخواهیم حقشان نادیده گرفته نشود.»
فاطمه تا صنف نهم درس خوانده، اما به دلیل مشکلهای رفتوآمد و شرایط اقتصادی خانواده نتوانسته آموزش خود را ادامه دهد. او میگوید زنان دارای معلولیت در زمینهی آموزش و کار با محدودیتهای زیادی روبهرو هستند و فرصتهای کافی برای آنان وجود ندارد.
فاطمه در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان، میگوید: «ما نیاز به فرصتهای کاری داریم. مردم باید تواناییهای زنان دارای معلولیت را ببینند و زمینه آموزش و کار برای ما فراهم شود.»
او میافزاید که خانوادهاش تا حد توان از او حمایت میکنند، اما برخورد نادرست برخی افراد در جامعه نیز یکی دیگر از دشواریهایی است که زنان دارای معلولیت با آن روبهرو هستند.
در همین حال، لیلا عزیزی، روانشناس، میگوید که زنان دارای معلولیت افزون بر مشکل جسمی، با چالشهای صحی و روانی نیز روبهرو هستند. او میافزاید که برخی از زنان دارای معلولیت به دلیل محدودیتهای حرکتی، چالشهای اقتصادی و دسترسی دشوار به خدمات، ممکن است کمتر به مراقبتهای صحی مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند.
لیلا عزیزی، میگوید: «محدودیتها و مشکل اقتصادی باعث میشود برخی از زنان دارای معلولیت کمتر به خدمات صحی دسترسی پیدا کنند.»
این رواندرمان، تدکید میکند که دسترسی بهموقع به خدمات صحی میتواند در تشخیص زودهنگام بیماریها، درمان بهتر و جلوگیری از وخیم شدن وضعیت صحی آنان مؤثر باشد.
عزیزی، همچنان میگوید محدودیت در حضور اجتماعی، وابستگی به دیگران و کاهش فرصتهای آموزش و استقلال میتواند بر وضعیت روانی زنان دارای معلولیت تأثیر بگذارد و زمینهی احساس انزوا، اضطراب و افسردگی را فراهم کند. او حمایت خانواده، فراهمشدن زمینه آموزش و استقلال و دسترسی به خدمات صحی را از عاملهایی میداند که میتواند به بهبود وضعیت روانی و اجتماعی زنان دارای معلولیت کمک کند.
در سوی دیگر، ذکیه عثمانی، فعال حقوق زن، به خبرگزاری بانوان افغانستان میگوید که وضعیت زنان دارای معلولیت در افغانستان نگرانکننده است؛ زیرا بسیاری از آنان به امکانات و خدمات مورد نیاز دسترسی ندارند.
به گفتهی او تاکنون بررسی دقیق و جامعی دربارهی شمار زنان دارای معلولیت در افغانستان انجام نشده و شماری از آنان نیز از حقوق خود آگاهی کافی ندارند. ذکیه عثمانی میافزاید که زنان دارای معلولیت، بهویژه دختران جوان، بیشتر در معرض انزوا و خشونتهای خانوادگی و اجتماعی قرار دارند.
او میگوید: «وقتی یک زن دارای معلولیت از آموزش و کار محروم شود، به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست میدهد و نمیتواند تواناییهای خود را نشان دهد.»
این فعال حقوق زن تاکید میکند که زنان دارای معلولیت نیز مانند دیگر شهروندان حق آموزش، کار، خدمات صحی و حضور در جامعه را دارند و باید فرصتهای برابر برای آنان فراهم شود.
با وجود چالشهای فراوان، زنان دارای معلولیت میگویند میخواهند به عنوان افراد توانمند در جامعه شناخته شوند، نه تنها به عنوان کسانی که نیاز به کمک دارند.
آنان خواهان افزایش آگاهی عمومی، مناسبسازی محیطها، فراهم شدن فرصتهای آموزشی و کاری و حمایت بیشتر نهادهای مسوول هستند.
بر اساس «شاخص جنسیت افغانستان ۲۰۲۴» سازمان ملل متحد، زنان ۵۴.۶ درصد از افرادی را تشکیل میدهند که در دادههای این گزارش با نوعی معلولیت زندگی میکنند، در حالی که سهم مردان ۴۵.۴ درصد است. این گزارش همچنان نشان میدهد که سهم زنان دارای معلولیت متوسط ۴۳.۹ درصد و معلولیت شدید ۱۴.۹ درصد است؛ در میان مردان این ارقام بهترتیب ۳۶.۲ و ۱۲.۶ درصد گزارش شده است.



