اشعار زنان افغانستانی؛ واژههایی که از دل تاریکی فریاد میزنند
گزارشگر: مریم خان | ویراستار: آینور سعیدپور

برای بسیاری از زنان و دختران در افغانستان، شعر تنها هنر نیست؛ پناهگاهیست برای واژههایی که گاهی جایی جز کاغذ برای گفتن پیدا نمیکنند. در کشوری که شعر از دیرباز بخشی از فرهنگ و هویت مردم بوده است، بسیاری از زنان همچنان احساسات، تجربهها و امیدهای خود را در قالب شعر بیان میکنند؛ هنری که برای برخی از آنان فراتر از یک سرگرمی یا فعالیت ادبی، به راهی برای بازتاب زندگی روزمره و حفظ پیوند با فرهنگ تبدیل شده است.
در سالهای اخیر، شماری از شاعران و فعالان فرهنگی از محدودترشدن فضای فعالیتهای ادبی شکایت دارند. برخی نیز، میگویند انتشار آثار و برگزاری برنامههای فرهنگی با چالشهای بیشتری همراه شده است. با این حال، شعر همچنان در میان جوانان و بهویژه زنان جایگاه خود را حفظ کرده و برای بسیاری از آنان یکی از مهمترین ابزارهای بیان احساسات و اندیشهها به شمار میرود.
شکیلا صافی، شاعر و نویسنده، از جمله زنانی است که سالها با شعر زندگی کرده است. او میگوید که علاقهاش به شعر از دوران کودکی آغاز شده و حتا خواندن و نوشتن را نیز با شعر آموخته است.
صافی میگوید پس از تحولهای اخیر در افغانستان و محرومشدن دختران از آموزش، بیش از گذشته به سرودن شعر روی آورده است. به باور او، شعر فرصتی برای بیان احساسات و دغدغههایی است که گاهی مجال مطرحشدن در جای دیگری را پیدا نمیکنند.
او، در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان، میافزاید که زنان نباید در برابر وضعیت کنونی سکوت کنند. به باور او، شعر و نویسندگی از بهترین راهها برای بیان احساسات، نگرانیها و دردهای زنان و دختران در شرایطی است که ابزارهای اندکی برای بیان واقعیتها باقی ماندهاند.
به گفتهی صافی، شرایط کنونی بر فعالیت شاعران نیز تأثیر گذاشته است. او میگوید که برخی از شعرهایش به دلیل محتوای انتقادی فرصت انتشار پیدا نکردهاند و یکی از شعرهای منتشرشدهاش نیز پس از چند ساعت حذف شده است.
تجربهی صافی تنها یک روایت فردی نیست. برخی دیگر از شاعران و فعالان فرهنگی نیز، از دشوارترشدن فعالیتهای ادبی سخن گفتهاند. در عین حال، بسیاری از آنان تلاش میکنند ارتباط خود را با شعر و ادبیات حفظ کنند؛ زیرا شعر برای آنان تنها یک قالب هنری نیست، بلکه بخشی از هویت فردی و اجتماعیشان محسوب میشود.
با وجود این چالشها، صافی نسبت به آینده امیدوار است و باور دارد که زنان سرانجام جایگاه شایسته خود را در جامعه به دست خواهند آورد.
در همین حال، شبانه مبارز، دکلماتور، شعر را «زبان دل و احساسات انسان» توصیف میکند. او معتقد است که دکلمه به شعر جان میبخشد و به مخاطب کمک میکند تا پیام و احساس نهفته در آن را بهتر درک کند.
به گفتهی او، شعر یکی از مهمترین راههای بیان تجربهها و احساسات زنان است و در شرایط کنونی نیز، نقش مهمی در زنده نگهداشتن امید و حفظ پیوند با فرهنگ و ادبیات دارد.
مبارز میگوید: «هر شعر داستانی از احساسات و تجربههای انسانی را روایت میکند و دکلمه میتواند این روایت را به شکلی تأثیرگذارتر به شنونده منتقل کند.»
در جامعه افغانستان، شعر تنها به کتابها و محفلهای ادبی محدود نمیشود. از محافل خانوادگی گرفته تا گردهماییهای فرهنگی و حتا شبکههای اجتماعی، شعر همچنان حضوری پررنگ دارد و بسیاری از جوانان از آن برای بیان احساسات و دیدگاههای خود استفاده میکنند.
مریم، فارغ رشته ادبیات دانشگاه کابل و آموزگار در یکی از مکتبهای خصوصی، میگوید که شعر از گذشتههای دور جایگاه ویژهای در فرهنگ افغانستان داشته و بخشی از میراث فرهنگی این سرزمین محسوب میشود.
او باور دارد که جوانان، بهویژه دختران، میتوانند از طریق شعر اندیشهها، احساسات و نگرش خود نسبت به زندگی را بیان کنند. «شعر در شرایط کنونی افغانستان اهمیت ویژهای برای زنان دارد، زیرا آنان میتوانند از این طریق دردها، احساسات و دیدگاههای خود را بازتاب دهند.»
او، همچنان شعر را «نبض احساسات و بازتاب اندیشههای انسان» توصیف میکند و میافزاید که تداوم شعرخوانی و شعرنویسی در میان نسل جوان نشاندهندهی ارزش ماندگار شعر در جامعه افغانستان است.
این آموزگار ادبیات تأکید میکند که کتاب و قلم میتواند بهترین همراه جوانان باشد و آنان نباید از دنبالکردن آرزوهای خود دست بکشند.
شعر هنوز هم در زندگی بسیاری از زنان در افغانستان جایگاهی فراتر از یک هنر دارد. برای برخی، شعر راهی برای ثبت تجربههای شخصی است؛ برای برخی دیگر، ابزاری برای حفظ امید و ارتباط با جامعه؛ و برای شماری نیز پلی میان گذشته، حال و آینده.
با وجود همه دگرگونیها و چالشهای موجود، شعر همچنان در میان بسیاری از زنان و دختران در افغانستان زنده مانده است؛ در دفترچههای شخصی، در محفلهای کوچک ادبی، در دکلمههایی که شنیده میشوند و در واژههایی که همچنان راه خود را برای ماندن پیدا میکنند.
پس از رویکارآمدن طالبان در افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته، فضای فعالیتهای ادبی نیز محدودتر شده است. برگزاری محفلهای ادبی و شعرخوانی با محدودیتهایی روبهرو شده و فرصتهای آموزشی در این حوزه نیز کاهش یافته است.
در کنار این وضعیت، در سالهای اخیر، محدودیتهایی بر محتوای برخی برنامههای ادبی و شعرخوانی اعمال شده است. طالبان در ۲۰۲۵ مقرراتی برای تنظیم محفلهای شعر تصویب کرد که طبق آن، انتقاد از مقامهای طالبان ممنوع اعلام شده و برخی موضوعها مانند شعرهای عاشقانه یا محتوایی که به روابط میان دختران و پسران اشاره داشته باشد، ممنوع شده است.



