رکود بازار عناب در فراه؛ تهدیدی برای معیشت و استقلال اقتصادی زنان

گزارش‌گر: شیما رحیمی | ویراستار: حدیث حبیب‌یار

با گسترش رکود اقتصادی و محدودیت‌های تازه، کشاورزان زن در فراه که در سال‌های گذشته نقش پررنگی در تولید، پاک‌کاری و بسته‌بندی عناب داشتند، اکنون با بحران فروش و از دست‌رفتن درآمد روبه‌رو شده‌اند؛ بحرانی که نه‌تنها معیشت خانواده‌ها، بلکه استقلال نسبی اقتصادی زنان را نیز تهدید می‌کند.

رخشانه، هم‌راه با همسر و سه دخترش، باغ عنابی را در قریه‌ی «دوست‌محمد» این ولایت ایجاد کرده است. او می‌گوید که سال‌ها برای رسیدن به این مرحله تلاش کرده‌اند. او می‌افزاید که پیش از روی کار‌آمدن طالبان، محصول باغ‌شان بازار مشخصی داشت و تاجران از ولایت‌های دیگر برای خرید می‌آمدند. 

رخشانه می‌گوید که هر سال بین ۱۰ تا ۲۰ بوجی عناب از باغ خود جمع‌آوری می‌کرد و آن را به بازار می‌فروخت؛ اما با روی‌کارآمدن طالبان، با وجود این‌که محصول باغ هم‌چنان خوب است، از دست‌رسی به بازار محروم شده است. او می‌افزاید: «قبلاً تاجران از هرات و قندهار می‌آمدند و محصول ما را می‌خریدند، اما حالا دیگر کسی سراغی نمی‌گیرد. عناب‌ها در بوجی‌ها مانده و هر روز نگران خراب‌شدن‌شان هستیم. تمام سرمایه‌ی ما همین باغ است؛ اگر محصول فروش نرود، زندگی‌مان فلج می‌شود. هر سال محصول جمع می‌شود، اما متأسفانه به فروش نمی‌رسد».

او می‌افزاید که هزینه‌های آب‌یاری، نگه‌داری باغ و کارگرها هم‌چنان هنوز پابرجاست؛ اما نبود خریدار سبب شده تا سرمایه‌ی چندساله‌ی خانواده‌اش در معرض نابودی قرار گیرد. به گفته‌ی رخشانه، پیش‌تر درآمد عناب بخش عمده‌ای از مصرف‌های خانواده، آموزش فرزندان و هزینه‌های روزمره را تأمین می‌کرد؛ اما اکنون این منبع نسبتا متوقف شده است.

هم‌چنان ملالی، دختر رخشانه، می‌گوید که پس از بسته‌شدن مکتب‌ها به روی دختران، ناچار شده بیش‌تر وقت خود را در خانه و باغ سپری کند. او می‌افزاید که کار در بسته‌بندی عناب برایش هم راهی برای کمک به خانواده بوده و هم شغلی برای فرار از خانه‌نشینی. به گفته‌ی او: «در گذشته هم در جمع‌آوری عناب به پدر و مادرم کمک می‌کردم، اما کم‌تر؛ چون مکتب می‌رفتم و درس می‌خواندم. از وقتی طالبان آمدند و مکاتب به‌روی دختران بسته شد، در خانه بی‌کار شدم. حالا برای فرار از افسردگی و گوشه‌نشینی، بیش‌تر در بسته‌بندی و فروش عناب به خانواده‌ام و دو خواهر دیگرم کمک می‌کنم».

عکس: شیما رحیمی/ خبرگزاری بانوان افغانستان

او تأکید می‌کند که پیش از این، چند زن دیگر نیز در بخش پاک‌کاری، خشک‌کردن و بسته‌بندی با آنان هم‌کاری داشتند و از این طریق هزینه‌های زندگی‌شان را تأمین می‌کردند؛ اما اکنون به‌دلیل نبود بازار فروش و کاهش درآمد، مجبور به ترک کار شده‌ اند. ملالی می‌گوید: «اکنون نه بازار وجود دارد و نه اجازه‌ی کار آزادانه. درآمد ما قطع شده است. حتا کارمندان مجبور به ترک کار شده اند. عناب هست؛ اما خریدار نیست».

در همین حال احمدشاه [نام مستعار]، آگاه مسایل اقتصادی می‌گوید که عناب فراه از نظر کیفیت و ظرفیت تولید، توانایی تبدیل‌شدن به یک محصول صادراتی را دارد؛ اما نبود زیرساخت‌های لازم مانع رشد این بخش شده است. 

او می‌افزاید که نبود بازار منظم و دست‌رسی مستقیم به تجارت‌پیشه‌ها، نداشتن امکانات معیاری بسته‌بندی و نگه‌داری، نبود سردخانه و مرکز‌های پروسس، محدودیت رفت‌وآمد و فعالیت زنان در زنجیره‌ی تولید، نبود حمایت دولتی و نهادهای کشاورزی و هم‌چنان ناآگاهی کشاورزان از شیوه‌های نوین بازاریابی، از مهم‌ترین چالش‌ها به شمار می‌رود. به گفته‌ی او، «این چالش‌ها سبب شده است که عناب، که زمانی محصولی پردرآمد بود، امروز با رکود شدید مواجه شود. در حالی‌که اگر در این بخش سرمایه‌گذاری صورت گیرد، عناب می‌تواند به منبع پای‌دار درآمد برای صدها خانواده تبدیل شود».

هم‌چنان رحمت‌الله صادقی، یکی دیگر از آگاهان اقتصادی، رکود بازار عناب را فراتر از یک چالش کشاورزی می‌داند و آن را نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر اقتصادی در سطح محلی عنوان می‌کند. او می‌گوید: «رکود بازار عناب تنها یک مشکل کشاورزی نیست؛ بلکه یک بحران اقتصادی محلی است. «وقتی کشاورز نتواند محصولش را بفروشد، چرخه‌ی اقتصاد قریه‌ها و ولسوالی‌هایی که در این بخش تولید دارند، از کار می‌افتد. ایجاد بازارهای منظم، حمایت از صادرات و مشارکت زنان در بسته‌بندی و فرآوری، می‌تواند نقش مهمی در تقویت اقتصاد فراه داشته باشد».

به گفته‌ی او، در صورت فراهم‌شدن زمینه‌ی دست‌رسی به بازارهای داخلی و خارجی و ایجاد مرکز‌های معیاری نگه‌داری و فرآوری، عناب می‌تواند دوباره به یکی از ستون‌های اقتصاد محلی تبدیل شود؛ اما در وضعیت کنونی، باغ‌داران و به‌ویژه زنان فعال در این بخش، بیش‌ترین آسیب را از رکود بازار متحمل می‌شوند.

زندگی بسیاری از شهروندان افغانستان به کشاورزی و دام‌داری وابسته است که زنان و دختران سهم بزرگی در کار بر زمین‌های کشاورزی، دام‌داری و تولید محصولات کشاورزی دارند.

باوجودی که کشاورزی و فرآورده‌های دام‌داری در افغانستان منبع درآمد بسیاری از روستانشین‌های این کشور به شمار می‌رود؛ اما کشاورزی به روش سنتی، نبود امکانات و تجهیزات، خشک‌سالی‌های پی‌درپی، نبود سردخانه‌های معیاری، نبود جاده‌ها و دست‌رسی نداشتن به بازارهای ملی و بین‌المللی کشاورزی این کشور را شدیدا متاثر کرده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا