رمضان بیرمق زنان نانآور؛ ناتوانی در خرید مواد خوراکی و سفرههای خالی
آینور سعیدپور
در میانهی بحران انسانی، محدودیتهای گسترده، نبود فرصتهای کاری و افزایش بهای مواد خوراکی، شماری از زنان نانآور خانوادهها در افغانستان میگویند که دیگر توان تأمین ابتداییترین نیازهای غذایی را ندارند. همزمان با آغاز ماه رمضان، ماهی که بهطور سنتی با سفرههای گستردهتر همراه است، نگرانی این زنان دوچندان شده است؛ زیرا بسیاری از آنان حتا در روزهای عادی نیز با کمبود غذا روبهرو اند.
زنان سرپرست و نانآور خانواده، میگویند که فرصتهای شغلی برایشان از بین رفته و افزایش سرسامآور قیمتها، توان خرید را به حداقل رسانده است. در چنین شرایطی، رمضان نه ماه برکت، که برای این زنان و خانوادهها فصل اضطراب برای تأمین افطار و سحر شده است.
«از صفر هم بدتر»
گلنار، آموزگار باشندهی هرات، یکی از همین زنان است. او نزدیک به ۲۰ سال در مکتبهای دولتی تدریس کرده و اکنون با درآمد ناچیز، بار زندگی پنج فرزندش را به تنهایی به دوش میکشد.
شوهرش هفت سال پیش در اثر سکتهی مغزی درگذشت و از آن زمان، مسئولیت کامل خانواده بر عهدهی او افتاده است. گلنار، میگوید که ماهانه هفت هزار افغانی معاش دریافت میکند که دو هزار آن صرف کرایه رفتوآمد میشود و تنها پنج هزار افغانی برایش باقی میماند؛ مبلغی که باید هزینه آب، برق و خوراک خانواده را پوشش دهد.
به گفتهی او، افزایش بهای مواد غذایی در یک سال گذشته وضعیت را «از صفر هم بدتر» کرده است. بوجی برنج اکنون به حدود چهار هزار و ۷۰۰ تا پنج هزار افغانی رسیده؛ رقمی که تقریباً معادل کل پولی است که پس از کسر هزینه رفتوآمد برایش باقی میماند. آرد و روغن نیز چنان گران شده که ناچارند روغن را بهصورت بستههای کوچک بخرند؛ بستههایی که «یک هفته یا سه چهار شب بیشتر دوام نمیکند.»
او با نگرانی از وضعیت معیشتی خانوادهاش میگوید: «سالهای گذشته با دو هزار افغانی خرید خوب میشد؛ اما حالا پنج هزار افغانی فقط یک بوجی برنج میشود.»
گوشت، سوسیس، کالباس، ماهی و بسیاری از مواد پروتئینی سالهاست از سفرهی این خانواده حذف شده است. حتا زمانی که پول اندکی در دست دارند، ترجیح میدهند مواد ارزانتر؛ اما سیرکنندهتر تهیه کنند تا دستکم شکم فرزندانشان خالی نباشد.
رمضان؛ ماه اضطراب به جای برکت
با نزدیکشدن ماه رمضان، نگرانیهای گلنار بیشتر شده است. او میگوید: «هنوز شام نشده، غم اینکه افطار و سحر چی بخوریم مه ره میگیره.»
به گفتهی او، در حالی که پیش از رمضان نیز سه وعده غذایی خانواده کامل و مقوی نبوده، در این ماه نیاز به غذای بهتر برای سحری بیشتر احساس میشود؛ نیازی که توان برآوردهکردنش را ندارد. بیکاری پسرانش نیز فشار را بیشتر کرده است. آنان برای یافتن کار تلاش میکنند، اما موفق نمیشوند.
بزرگترین دغدغهی گلنار آینده فرزندانش است؛ اینکه مبادا آنان نیز در بزرگسالی در همان چرخهی فقر و بیثباتی گرفتار شوند؛ چرخهای که به گفتهی او هر سال تنگتر میشود.
در کابل نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. شهناز، باشندهی این شهر، میگوید در ماههای اخیر بهای مواد خوراکی افزایش یافته و در آستانهی رمضان وضعیت بدتر شده است.
به گفتهی او، بیکاری و گرانی سبب شده میزان خرید مواد غذایی را تقریباً به نصف کاهش دهد. او که پیشتر آرد، روغن و برنج را به بوجی میخرید، اکنون ناچار است به اندازه «سیر» خرید کند. «زورم نمیرسد مثل سابق بوجی بخرم. او روز بچهام برنج را کیلوی ۸۰ روپیه آورد؛ فکر کردم اگر کیلویش این است، بوجیاش چند میشود؟»
کاهش قدرت خرید برای خانوادههایی که درآمد ثابت و کافی ندارند، به معنای حذف تدریجی مواد مغذی از سفره است؛ حذفی که در رمضان بیش از هر زمان دیگر محسوس میشود.
زینب، دیگر باشندهی کابل، نانآور یک خانواده چهارنفری است. او پس از محدودیتهای گسترده بر کار زنان بیکار شد و اکنون با مهرهدوزی و صنایع دستی امرار معاش میکند؛ درآمدی اندک و نامنظم که حتا پاسخگوی هزینههای ابتدایی هم نیست.
او در خانهای کرایی با مادر و خواهر بیمار خود زندگی میکند و در پایان هر ماه باید افزون بر کرایه خانه، هزینه آب، برق و مواد خوراکی را بپردازد. زینب میگوید: «برنج، روغن و مواد خوراکهی مثل گوشت، میوه و سبزیها را خریده نمیتوانیم. امسال ماه روزه هیچ چیزی خریده نمیشود از بس که همه چیز گران شده است. مواد غذایی را بسیار به مشکل میتوانیم بخریم. در دیگر کشورها در رمضان مواد خوراکی ارزان میشود؛ اما در افغانستان همهچیز قیمت میشود.»
به گفتهی او، در ماههای اخیر خرید مواد غذایی تنها در حد ادامه زندهماندن بوده و همه مواد مغذی از سفرهشان حذف شده است. او نیز مانند بسیاری دیگر، گاهی مجبور میشود از بستگان قرض بگیرد تا بتواند حداقل مواد اولیه را تهیه کند.
به گفتهی رمضان، از بازارها نظارت صورت نمیگیرد و این وضعیت شهروندان را در وضعیت دشوار اقتصادی و معیشتی قرار داده است. او میافزاید که امسال بهای مواد خوراکی حتا نسبت به سالپار چندین برابر افزایش یافته است. زینب، میگوید بزرگترین نگرانیاش این است که کار ندارد و با وجود جستوجوهای زیاد هنوز هم نتوانسته شغلی داشته باشد. او گاهی مجبور میشود که از بستگان و دوستانش قرض کند تا بتواند دستکم مواد خوراکی خرید کند.
افزایش قیمتها و بازار بدون نظارت

شماری از فروشندگان مواد خوراکی در کابل میگویند که پس از بستهشدن گذرگاههای مرزی میان افغانستان و پاکستان، قیمتها در بازار افزایش یافته است.
شمسالله، فروشنده مواد خوراکی، میگوید بهای آرد، روغن و برنج در ماههای اخیر بهگونه چشمگیری بالا رفته است. به گفتهی او، یک قوتی کوچک روغن از حدود ۵۲۰ افغانی به ۵۹۰ تا ۶۰۰ افغانی رسیده، قیمت یک بوجی برنج صدها افغانی افزایش یافته و در هر بوجی آرد نیز بیش از ۲۰۰ افغانی تفاوت آمده است.
در غیاب نظارت مؤثر بر بازار، این افزایش قیمتها مستقیم بر سفرهی خانوادهها تأثیر گذاشته است؛ بهویژه زنانی که تنها منبع درآمد خانوادهاند.
زنان نانآور؛ آسیبپذیرترین قشر در بحران انسانی
فعالان حقوق زن میگویند که وضعیت انسانی در افغانستان وخیمتر شده و زنان نانآور در خط مقدم این بحران قرار دارند.
ترنم سادات سیدی، فعال حقوق زن، میگوید محدودیتهای وضعشده بر کار زنان، فرصتهای اقتصادی آنان را به شدت کاهش داده و کمکهای انساندوستانه نیز بهگونهی شفاف و عادلانه توزیع نمیشود.
به گفتهی او، در حالی که روند توزیع کمکها با انتقادهایی روبهرو است، ممنوعیت کار زنان در برخی نهادها سبب شده که آنان بیش از پیش از چرخه اقتصاد حذف شوند؛ موضوعی که در ماه رمضان فشار را مضاعف میکند.
سیدی تأکید میکند که کمکهای انساندوستانه باید بهصورت مستقیم و شفاف به نیازمندان برسد و زنان سرپرست خانواده در اولویت قرار گیرند.
در همین حال، دادههای سازمان ملل نشان میدهد که در سال روان میلادی ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار نفر در افغانستان به کمکهای انساندوستانه نیاز دارند؛ رقمی که نشاندهنده گستردگی بحران است. در این میان، زنان، دختران و کودکان بیش از دیگران در معرض آسیبپذیری قرار دارند.
روایت گلنار، شهناز و زینب، تنها نمونههایی از هزاران زن نانآور در افغانستان است که در آستانهی رمضان، بیش از آنکه به معنویت این ماه بیندیشند، نگران خالیبودن سفرههایشان اند.
افزایش قیمتها، بیکاری گسترده و نبود حمایت مؤثر، توان خرید آنان را به پایینترین سطح رسانده است. برای این زنان، رمضان دیگر ماه افزودهشدن نعمتها نیست؛ ماهی است که در آن باید با درآمدی اندک، هزینهای بیشتر و سفرهای کوچکتر کنار بیایند.



