از صنف درسی تا کارگاه خانگی؛ روزگار زنان هراتی که از بازار کار حذف شدند
حدیث حبیبیار
در پی تشدید محدودیتهای کاری بر زنان، شماری از آنان در هرات ناچار شدهاند که فعالیتهای اقتصادی خود را به داخل خانه انتقال دهند. این زنان با راهاندازی کارگاههای کوچک خانگی و انجام کارهایی مانند نگینکاری لباسهای زنانه، تلاش میکنند تا بخشی از هزینههای زندگی خود را در شرایط دشوار اقتصادی تأمین کنند.
سیما، مسوول کارگاه نگینکاری لباسهای زنانه است. او که پساز روی کارآمدن طالبان از آموزگاری در مکتبها برکنار شده، میگوید که پساز برکناری از شغلش، راهی جز رویآوردن به تجارتهای کوچک خانگی برایش باقی نمانده است. سیما، اکنون در خانهاش یک کارگاه کوچک نگینکاری راهاندازی کرده و از این طریق، هم برای شماری از زنان زمینهی کار فراهم میکند و هم بخشی از هزینههای ابتدایی زندگی را تأمین میکند.
به گفتهی سیما، او با هزینهی شخصی یک دستگاه نگینکاری خریداری کرده و به تدریج تولید تکهها و لباسهای زنانه را آغاز کرده است. این تولیدات بیشتر شامل چادرها، شال، شلوار و تکههای تزیینی زنانه است که بهطور محدود به بازار عرضه میشود. او گفت: «تحت حاکمیت طالبان، از راه آموزش کار پیدا نمیشود و تنها گزینهی باقیمانده، همین تجارتهای کوچک خانگی است».
او میگوید که درآمد روزانهاش حدود هزار و ۵۰۰ افغانی است؛ مبلغی که هرچند اندک بهنظر میرسد، اما پس از پرداخت مزد کارمندان، نقش مهمی در تأمین نان، کرایهی خانه و دیگر نیازهای ضروری خانوادهاش دارد. او تأکید میکند که بدون این درآمد، ادامهی زندگی برای خانوادهاش دشوار خواهد شد. او میافزاید: «روزی سهصد افغانی به دو کارمندم میپردازم و پول باقیمانده را هم صرف خرید نان میکنم و هم برای پرداخت کرایهی خانه در پایان ماه کنار میگذارم».
سیما میگوید که مواد ابتدایی و بخشی از جنسهای مورد نیاز کارگاهش از شهر «کیش» کشور ایران تهیه میشود؛ اما بهدلیل محدودیتهای رفتوآمد زنان و دشواری دسترسی مستقیم به بازار، ناچار است که این جنسها را از طریق دکانداران مرد وارد کند. بهگفتهی او، این دکانداران جنسها را با موتر به هرات میآورند که هزینهی هر بار انتقال آن حدود ۱۵ هزار افغانی میشود؛ هزینهای که مستقیماً بر قیمت تمامشدهی تولیدات تأثیر میگذارد و درآمد کارگاه را به حداقل میرساند. او میافزاید که تأخیر در رسیدن مواد ضروری و نوسان قیمتها، برنامهریزی برای تولید را نیز با مشکل روبهرو کرده است.
همچنان این کارآفرین میافزاید که دستگاه نگینکاری مورد استفاده در این کارگاه مصرف برق بالایی دارد و تأمین هزینهی برق یکی دیگر از چالشهای جدی آنان بهشمار میرود. او میگوید که در زمانهایی که کار زیاد است، دستگاه ساعتها بهطور پیوسته روشن میماند و همین موضوع سبب افزایش چشمگیر مصرف برق ماهانه میشود؛ مسئلهای که در کنار کرایهی خانه، مزد کارمندان و هزینهی مواد ابتدایی، فشار اقتصادی مضاعفی بر این کارگاه کوچک وارد کرده و گاهی ادامهی کار را با تردید روبهرو میسازد.
او میگوید که این کارگاه بهصورت گروهی فعالیت میکند و چند تن از دوستان و همسایههایش نیز در روند تولید با او همکاری دارند. هر یک از این زنان بخشی از کار، از چیدمان نگینها گرفته تا دوخت نهایی لباسها را انجام میدهند.
با وجود این چالشها سیما میافزاید که ایجاد این کارگاه سبب شده او و دیگر زنان همکارش بهطور کامل از بازار کار حذف نشوند و دستکم منبع درآمدی هرچند محدود داشته باشند. «اگر همین کار هم نباشد، واقعاً نمیدانیم که چی باید کنیم. چون زنانی که اینجا تاپهکاری میکنند یا چسپکاری، بیشتر آنان سرپرست خانوار و یا هم مهاجر بازگشتی هستند که این درآمد ناچیز نانی کنار سفرهی شان میشود».

در کنار سیما، زنان دیگری نیز برای تأمین معاش به این کارگاه آمدهاند؛ زنانی که تجربهی مشترکی از بیکاری و محدودشدن فرصتهای شغلی دارند و تلاش میکنند از همین کارهای محدود برای ادامهی زندگی استفاده کنند.
هنگامه، ۳۱ساله، در این کارگاه مشغول به کار است. او میگوید پساز از دستدادن شغل قبلیاش که آرایشگری بود، ناچار شده برای امرار معاش به کارهای دستی خانگی روی آورد. او اکنون در بخش تولید این کارگاه فعالیت دارد و در آمادهسازی چادرهای زنانه نیز سهم دارد.
به گفتهی هنگامه، تولیدات این کارگاه از نظر کیفیت قابل قبول است؛ اما دسترسی محدود به بازار فروش، چالش اصلی آنان بهشمار میرود و بر میزان درآمد روزانه تأثیر گذاشته است. «جنس ما خوب است؛ اما بازار فروش کُند است و کمتر به فروش میرود. گاهی روزها هیچ درآمدی نداریم. بازم دلخوشی و امید ما همین است که باز بعضی روزها درآمد داریم و حداقل مصرف یکی دو وعدهی غذایی ما را میشود».
او میافزاید که بهدلیل محدودیتهای کاری طالبان و محدودیت در گشتوگذار زنان، انتقال محصولات به بازار همواره با ترس و نگرانی همراه است و زنان مجبورند با احتیاط و از راههای غیرمستقیم، تولیدات خود را به مشتریان برسانند. این وضعیت، فشار روانی زیادی بر آنان وارد کرده است. «نوبتی است و هر بار یک کدام ما جنسها را بازار میبریم. نوبت هرکدام که برسد، غم به دل میکند. اکنون بیرون شدن از خانه بسیار دشوار شده است. همواره باید ترس بازداشت، بازخواست دربارهی حجاب و کار و همچنان توهین و تحقیر سر چوکها همراه آدم است».
هنگامه همچنان به رکود اقتصادی حاکم بر جامعه اشاره میکند و میگوید که کاهش قدرت خرید مردم سبب شده بسیاری از خانوادهها هزینهکردن برای پوشاک را در اولویت قرار ندهند و خرید لباس به حداقل برسد.
به گفتهی او، همین رکود اقتصادی سبب شده میزان تولید روزانه کاهش یابد و گاهی تولیدات برای چندین روز بدون فروش باقی بماند؛ موضوعی که بر درآمد زنان تأثیر مستقیم گذاشته است. «مردم پول ندارند، لباس کم میخرند».
در همین حال، هنگامه میگوید که همین فرصت محدود کاری نیز برای آنان اهمیت زیادی دارد و در شرایط کنونی باید آن را غنیمت شمرد. این کار سبب شده تا اندازهای از بیکاری و فشار شدید اقتصادی دور بمانند. «در این وضعیت، همین کارهای کوچک نعمت است».
براساس آمار سازمان ملل، بیش از ۹۰ درصد کسبوکارهای جهان را شرکتهای کوچک و متوسط تشکیل میدهند و بیش از نیمی از اشتغال جهانی را فراهم میسازند. در کشورهایی مانند افغانستان، این تجارتها برای بسیاری از زنان، نهتنها راهی برای درآمد؛ بلکه مسیری برای بقا، استقلال و حضور اجتماعی بهشمار میروند.
اما پس از حاکمیت دوبارهی طالبان در افغانستان، بسیاری از زنان از کار، آموزش و فعالیتهای اجتماعی منع شدهاند. محدودیتهای گسترده، بستهشدن مکتب و دانشگاهها به روی دختران، ممنوعیت سفر بدون محرم و افزایش فشارهای امنیتی، شرایط فعالیت را برای زنان کارآفرین بهشدت دشوار کرده است.
نزدیک به چهار سال است که تجارتهای کوچک زنانه در افغانستان یا بسته شدهاند یا به فعالیتهای پنهانی و محدود در خانهها و فضاهای غیررسمی کشانده شدهاند. با اینهمه، زنان بسیاری هنوز تلاش دارند با دستان خود، تجارتهای کوچکشان را زنده نگه دارند؛ نه تنها برای گذران زندگی، که برای حفظ هویت، استقلال و صدای زنانه در جامعهای که تلاش دارد آن را خاموش کند.



