پایان صنف ششم؛ سرآغاز خانه‌نشینی دختران بدخشانی زیر پرچم طالبانی

گزارش‌گر: ثمین روفی | ویراستار: حدیث حبیب‌یار

با بازگشت طالبان و بسته‌ماندن دروازه‌های مکتب‌ به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم، سالانه هزاران دانش‌آموز دختر در سراسر افغانستان، با آینده‌ای روبه‌رو می‌شوند که نه خود انتخابش کرده‌اند و نه برای آن آماده‌اند. دخترانی که تا دیروز با دفترچه‌های رنگی و امیدهای بزرگ وارد صنف می‌شدند، اکنون در پایان دوره‌ی ابتدایی با سرنوشتی تلخ مواجه‌اند؛ سرنوشتی که مسیر آموزش و آرزوهای‌شان را نیمه‌کاره متوقف می‌کند. در شهر فیض‌آباد بدخشان، ده‌ها دختر پس از پایان صنف ششم، آخرین روز حضورشان در مکتب را جشن گرفتند؛ جشنی که به‌گفته‌ی خودشان بیش‌از آن‌که پُر از شادی باشد، رنگ وداع و نگرانی بر آن سایه انداخته است.

ثوبیه، دانش‌آموز یکی از مکتب‌های دولتی شهر فیض‌آباد بدخشان است. او هر سال آموزشی را با شوق آغاز می‌کرد و آموزش را تنها راه رسیدن به رویاهایش می‌دانست؛ اما امسال به‌دلیل محدودیت‌های طالبان، پس‌از پایان صنف ششم مجبور به خانه‌نشینی شده‌است.

او که روز آخر مکتب را با هم‌صنفی‌هایش جشن گرفته، می‌گوید که هم‌واره نگران آینده‌اش است و این جشن را پایان رویاهایش عنوان می‌کند. ثوبیه می‌افزاید: «این روز‌های مکتب هرگز از یادم نمی‌رود و به یادش هر روز گریه خواهم کرد. اگر مکتب ادامه می‌داشت، درس‌هایم را با شوق و علاقه می‌خواندم».

ثوبیه ۱۲‌ساله، پایان صنف ششم را تنها یک مرحله‌ی عادی در زندگی‌اش نمی‌بیند؛ برایش مرزی است که پس از آن اجازه‌ی رفتن به مکتب را ندارد. ثوبیه می‌گوید که محرومیت از آموزش در روزهای اخیر اضطراب و نگرانی را در دلش انداخته و آرامش را از او ربوده‌است.

اکنون ثوبیه، بیش‌تر روزهایش را در خانه می‌گذراند و هر بار که از کنار کتاب‌هایش رد می‌شود، دل‌تنگ صنفی می‌شود که در آن می‌نشست و آینده‌اش را تصور می‌کرد. «آرزو داشتم تا روزی درس بخوانم و در آینده داکتر شوم؛ اما متأسفانه همه چیز دیگر غیرممکن شده‌است».

او می‌گوید با آن‌که هنوز در دلش امید دارد تا روزی دوباره به مکتب برود؛ اما دوام محدودیت‌های طالبان هر روز انگیزه و توانایی‌اش برای ادامه‌ی زندگی را کم‌رنگ می‌سازد.

هم‌چنان امینه، یکی از دانش‌آموزان صنف ششم در یک مکتب خصوصی است. او همیشه با انگیزه به مکتب می‌‌رفت و تلاش می‌کرد تا بهترین نمره‌ها را در آزمون‌های سالانه کسب کند. حضور در صنف برایش بخش جدایی‌ناپذیر زندگی بوده و رابطه نزدیکی با دوستان و آموزگارانش دارد؛ اما ممنوعیت آموزش از سوی طالبان همه‌ی این‌ها را از او گرفته و اکنون خانه‌نشین و نگران است.

امینه نیز هم‌راه دیگر دختران صنفش، جشن کوچکی برگزار می‌کنند تا آخرین روز حضورشان در مکتب ثبت شود؛ جشنی که به گفته‌ی او بیش‌تر بوی وداع یا خداحافظی را می‌دهد تا شادی. او می‌گوید که هنوز باور ندارد که مسیر آموزشش ناگهان قطع شده است.

عکس: شبکه‌های اجتماعی

این دانش‌آموز می‌افزاید که آزمون‌های سالانه برای او تنها یک سنجش علمی نبود؛ بلکه یادآور لحظه‌ای دردناک از پایان آرزوهایش و محکومیت به خانه‌نشینی بوده‌است‌. امینه می‌گوید: «هر روز که به آزمون‌هایم نزدیک می‌شدیم، بسیار جگرخون می‌شدم؛ چون امسال آخرین سال مکتب ما است. این محفل آخرین روزی است که مثل یک شاگرد به مکتب می‌آیم».

نه تنها دانش‌آموزان؛ بلکه خانواده‌های آنان نیز از آینده‌ی مبهم دختران‌شان نگران‌اند. ساره، مادر سه دختر و باشنده‌ی بدخشان، می‌گوید که دختر بزرگش پس از یک سال تحصیل در دانش‌گاه از سوی طالبان از آموزش محروم شده و اکنون دو دختر دیگرش که در صنف ششم هستند نیز امکان ادامه‌ی آموزش را ندارند.

او با ابراز نگرانی می‌افزاید که امید داشته تا دخترانش تا صنف دوازدهم درس بخوانند؛ اما اکنون در صنف ششم تنها یادگیری‌شان به خواندن و نوشتن محدود شده‌است. «هاجر، دختر بزرگم، یک سال در دانش‌گاه درس خواند و از سوی طالبان از آموزش محروم شد. امسال هم دو دختر دیگرم پس از پایان صنف ششم اجازه‌ی ادامه‌ی آموزش را ندارند. بسیار جگرخون هستم».

ساره می‌گوید که دخترانش روزانه نگران و پریشان‌اند و هر روز گریه می‌کنند: «کاش تا صنف دوازده می‌خواندند. این روزهای آخر، گریه و تشویش زیادی دارند و نمی‌دانم چه کنم تا کمی از دردشان کم شود».

بسته بودن مکتب‌ها، هزاران دانش‌آموز دختر را در وضعیت بی‌سرنوشتی قرار داده و مشکلات روانی در میان آنان افزایش یافته است. فعالان حقوق زن نیز از پیامدهای این ممنوعیت ابراز نگرانی می‌کنند.

در همین حال سامعه ولی‌زاده، فعال حقوق زن می‌گوید که بسته شدن مکتب‌ها، سبب «کاهش انگیزه» در میان دختران و پسران نوجوان شده است. او می‌افزاید که زمانی‌که نسل نوجوان از آموزش محروم می‌شوند، نه تنها فرصت یادگیری و رشد علمی از آنان گرفته می‌شود؛ بلکه اعتمادبه‌نفس و امیدشان برای آینده نیز کاهش می‌یابد. به گفته‌ی او، محرومیت طولانی‌مدت از آموزش می‌تواند که پیامدهای روانی گسترده‌ای مانند افسردگی، اضطراب و ناامیدی ایجاد کند.

هم‌چنان بانو ولی‌زاده، با اشاره به راه‌های جای‌گزین آموزشی تأکید می‌کند که دختران می‌توانند از آموزش‌های آنلاین و شرکت در کورس‌های هنری، نقاشی و مهارت‌های عملی استفاده کنند تا هم به یادگیری ادامه دهند و هم از آسیب‌های روانی در امان بمانند. او معتقد است که «فعالیت‌های هنری و آموزش‌های غیررسمی می‌تواند که فضایی امن برای رشد ذهنی و خلاقیت دختران ایجاد کند».

با این حال ولی‌زاده، یادآور می‌شود که آموزش آنلاین نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. او می‌گوید که بسیاری از خانواده‌ها به اینترنت دست‌رسی ندارند، گوشی هوشمند برای هر فرزند وجود ندارد و حتا هزینه‌های تهیه تجهیزات و بسته‌های اینترنتی برای اکثر خانواده‌ها ممکن نیست. بنابراین، به گفته‌ی او، برای رشد و پیش‌رفت آموزش آنلاین در افغانستان، باید برنامه‌های حمایتی برای فراهم کردن ابزارهای آموزشی، اینترنت و امکانات دست‌رسی گسترده به آموزش‌های هنری در نظر گرفته شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا