حکاکی؛ روایت زنانی که میان سنت و محدودیت، شجاعت میتراشند
گزارش: الینا حیدری | ویراستار: آینور سعیدپور
صبحهای زود، همزمان با این که نور کمرنگ پاییزی پشت پنجرههای کوچک به داخل خانه میتابد، صدای ضربههای منظم قلم روی چوب در یکی از پسکوچههای خاموش محله طنین میاندازد. دستان سونیا، باریک و زمخت از سالها کار، روی چوب میلغزند و طراحیهای تازه از پس دستانش جان میگیرد.
بوی چوب صندل و صمغ در فضا پیچیده و هر خطی که روی چوب نقش میبندد، واژهای است از داستان زنی که میان سنت و سکوت، راه خود را یافته است. اینجا، در کارگاه کوچک «صنایع چوبین در خانه»، هنری که نمادی از مقاومت زنان و دختران است؛ هر ضربه چکش سونیا، پاسخی است به محدودیتی که میخواهد صدای زنان را خاموش کند.
سونیا اسماعیلی، زنی از زون غرب، در خانهای ساده کارگاهی حکاکی ساخته که حالا پناهگاه زنان علاقهمند به هنر و کار است. او با دو هنرآموزش روی تابلوهای چوبی، حرفهای فارسی حک میکند و سفارشهایی از مکتبها، دکانها و خانوادهها دریافت میکند.
او، میگوید که از نوجوانی به هنر علاقه داشته و همواره میخواسته راهی به آن بگشاید تا بتواند در آن پیشرفت کرده و قلم بزند. محدودیتهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عمدهترین چالشهای فراراه کارش بوده است. «در ابتدا ابزار نداشتم، اما علاقهام باعث شد ادامه بدهم. از چکش پدرم گرفته تا تیغی که خودم تیز میکردم، هر چه داشتم ابزار کارم شد.»
سونیا دو سال در ایران در این بخش کار کرده، تجربه آموخت و با بازگشت به افغانستان، دوباره در خانهاش کار را از سر گرفت. امروز در کارگاهش از چکش، مته، چسب، تیغ دستی، سنباده و سوهان استفاده میشود. در میان آثارش، تابلوی چوبی حروف فارسی که برای ورودی یک مکتب ساخته، نگاه بسیاری را به خود جلب کرده است.
او باوجودی که در هنر علاقهمندی زیادی دارد؛ اما مسیرش آسان نبوده است. چالشهای اقتصادی، نبود حمایت و قیمت بالای چوب از جمله موانعی است که بارها او را به توقف رسانده، ولی عشق به هنر دوباره او را به کار بازگردانده است.
او با لبخند میگوید که در سالهای پسین فروش وسایل تزینی بهشدت کاهش یافته و این وضعیت آنان را با مشکلهای بیشتر اقتصادی روبهرو کرده است: «فروش نسبت به گذشته کمتر شده، اما هنوز سفارشهایی از مکتبها و مغازهها دارم. هدفم فقط درآمد نیست، میخواهم برای خانمها فرصت آموزش فراهم کنم تا مستقل شوند.»
کارگاه کوچک حکاکی که سونیا راهاندازی کرده است، اکنون مکانی است برای یادگیری، گفتوگو و امید زنان و دخترانی که فضاهای عمومی بهشدت برایشان تنگ شده است. با وجودی که اکنون تنها دو دختر در این کارگاه مصروف کار اند؛ اما سونیا آرزو دارد که روزی دختران و زنان بیشتری را در این بخش جذب کنند تا آن مسیری برای کسب درآمد داشته باشند. شاگردانش نه تنها هنر میآموزند؛ بلکه در فضای محدود جامعه امروز، روزنهای از استقلال و خودباوری را تجربه میکنند.

یکی از این هنرآموزان، مهسا شریفی است؛ دختری جوان که پنج ماه است در این کارگاه حکاکی را آموزش میبیند. او با افتخار از نخستین سفارشهایی میگوید که خودش در ساختنشان نقش داشته: «در زمانی که بیشتر زنان خانهنشین شدهاند، من از طریق حکاکی کار میکنم و احساس مفید بودن دارم.»
مهسا نیز، میگوید که برای بهبود و پیشبرد کار حکاکی به مشکل مشابهی آموزگارش روبهرو است. نبود ابزار، بهای بلند لوازم و کمبود بازار فروش از چالشهای است که مهسا در این هنر با آن روبهرو است؛ اما با این هم از اینکه شغلی دارد حساس خوشحالی میکند. «اگر حمایت مالی باشد، زنان زیادی میتوانند از این راه مستقل شوند. من هم آرزو دارم روزی کارگاه خودم را داشته باشم.»
فاطمه فراهی، فعال حقوق زن، باور دارد که حکاکی فقط یک هنر نیست؛ بلکه بازتاب احساسات و بخشی از هویت زنان است. او میگوید: «حکاکی احساسات هنرمند را تبارز میدهد و در زندگی زنان امید میآفریند. بسیاری از زنان به دلیل فشارهای اجتماعی به این هنر روی آوردهاند، چون از تحصیل و کار بازماندهاند، اما در این هنر خود را بازمییابند.»
به گفتهی فراهی، جامعه هنوز ارزش واقعی این هنر را درک نکرده است و باید به این هنرها بیشتر توجه شود. «برای بسیاری هنوز تفاوت میان نجاری و حکاکی روشن نیست، در حالی که حکاکی روح هنر را در خود دارد. اگر حمایتهای دولتی و فرهنگی نباشد، این هنر و زنان فعال در آن به فراموشی سپرده میشوند.»
کارشناسان اقتصادی نیز بر این باورند که هنرهای دستی میتواند نقش مهمی در توانمندسازی زنان داشته باشد، به شرط آنکه بازار فروش و حمایت ساختاری فراهم شود.
صادقه صادقیا، معاون اتاقهای تجارت در زون غرب، میگوید که بازار فروش برای محصولات حکاکی محدود است و مردم توان خرید وسایل تزیینی را ندارند. «بازار فروش محصولات حکاکی زنان محدود است، چون بیشتر مردم توان خرید محصولات تزئینی را ندارند و فقط نیازهای اولیهشان را تأمین میکنند.»
او میافزاید که اتاق تجارت و سرمایهگذاری تلاش دارد که با راهاندازی برنامههای مختلف برای این نوع ابزارهای هنری بازاریابی کند. «با این حال، نمایشگاههایی در کتابخانه علامه سلجوقی و فضاهای آنلاین ایجاد شده تا زنان بتوانند آثار خود را معرفی و بفروشند.»
صادقیا بر ضرورت تولید مطابق نیاز بازار تأکید دارد: «چون محصولات حکاکی جزو نیاز اساسی مردم نیست، باید با طراحیهای کاربردی و قیمت مناسب عرضه شود تا بازار گستردهتر پیدا کند. از سوی دیگر، کاهش قیمت ابزار، برگزاری کارگاههای آموزشی و حمایت نهادهای خصوصی و دولتی میتواند انگیزه زنان را بالا ببرد.»
صدای ضربههای آرام قلم در فضای کارگاه میپیچد و دختران در تلاش ایجاد نقشونگار بهروی ظرفهای چوبی اند. هر ضربه دیگر فقط نقش روی چوب نیست، پژواکی است از ایستادگی زنانی که یاد گرفتهاند در دل سختیها، صدا بسازند. چوبها یکییکی شکل میگیرند و در میانشان طرحی تازه پدیدار میشود.



