روز جهانی زنان روستایی؛ زنان روستانشین افغانستان درگیر نبود آموزش و خدمات بهداشتی

گزارش‌گران: آی‌نور سعیدپور و ثمین روفی

با وجود گرامی‌داشت جهانی از روز زنان روستایی، هزاران زن در روستاهای افغانستان هنوز با فقر، ناداری و نبود خدمات ابتدایی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. زنان و دختران در روستاهای این کشور از دست‌رسی به خدمات اساسی زندگی مانند آموزش، خدمات بهداشتی و فرصت‌های کاری محروم اند.

در بسیاری از روستاها، نزدیک‌ترین مرکز صحی چندین کیلومتر دورتر است و زنان برای رسیدن به آن، ناچار اند دو تا سه ساعت پیاده‌روی کنند. نبود راه‌های مواصلاتی، کم‌بود پزشکان زن و فقر گسترده، وضعیت صحی زنان روستایی را بیش از هر زمان دیگر نگران‌کننده کرده است.

صبری‌گل، باشنده‌ی یکی از روستاهای بدخشان، می‌گوید که مانند همه‌ی زنان و دختران روستانشین، از صبح تا شام در زمین‌های کشاورزی کار می‌کند. او، می‌افزاید که دختران و زنان در کنار مردان کارهای دشوار در بخش‌ کشاورزی و دام‌داری را نیز انجام می‌دهند؛ اما درآمدی از این راه ندارند. تنها مزدی که به این زنان و دختران می‌رسد نان شب و روز شان است که با آن روزگار می‌گذارند.

به گفته‌ی این زن روستایی، در حالی که مردان و زنان تمام‌وقت تلاش می‌کنند؛ اما با آن‌هم با مشکل‌های اقتصادی و فقر درگیر اند. به گفته‌ی صبری‌گل، بیش‌تر زنان و دختران در روستاها با وجود کارهای سنگین؛ اما باز هم به پول نقد دست‌رسی ندارند و نمی‌توانند نیازهای شان مانند پوشاک شان را تامین کند.

در کنار کارهای سنگین و تمام‌وقت در زمین‌های کشاورزی و دام‌داری، صبری‌گل می‌افزاید که در روستای‌شان مرکزهای درمانی و کلنیک وجود ندارد و با پیش‌آمد بیماری‌ای زنان مجبور اند که ساعت‌ها پیاده‌روی کنند تا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی برسند. به گفته‌ی این زن، اما در مرکزهای درمانی نیز، شمار پزشکان زن انگشت‌شمار اند و گاهی حتا پزشکی وجود ندارد.

صبری‌گل، بخشی از دشورای زندگی در روستا بدون دست‌رسی به خدمات ابتدایی زندگی را چنین روایت می‌کند: «آب خودم با طفل‌ها می‌آروم، خودم راه دور می‌روم که آب بیارم. وقتی مریض می‌شویم باید دو ساعت سه ساعت راه برویم به کلینیک برسیم. پیاده‌گردی داشته باشیم اگر خون‌ریزی باشد به کلینیک هم نمی‌رسیم.»

در بخش آموزش نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. در بسیاری از منطقه‌ها و رستاها، مکتب‌های دخترانه بسته شده‌اند و برنامه‌ای برای سوادآموزی یا آموزش‌های ابتدایی زنان وجود ندارد. شماری از زنان در روستاها می‌گویند که هیچ نهاد رسمی یا غیررسمی، برای ارتقای مهارت‌های آنان یا فراهم‌کردن زمینه‌ی کار و درآمد، فعالیتی انجام نمی‌دهد.

نرگس –نام مستعار- باشنده‌ی یکی از روستاهای فراه، می‌گوید که زنان و دختران در آن‌جا با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو اند و به آسانی نمی‌توانند از خدمات اجتماعی استفاده کنند. او می‌افزاید که بیش‌تر دختران حتا پیش از حاکمیت طالبان و بسته‌شدن مکتب و دانش‌گاه از آموزش محروم بودند. به گفته‌ی او بسیاری از خانواده‌های دید‌گاه‌های سنتی دارند و نمی‌گذارند که دختران‌شان درس بخوانند.

هم‌چنان در روستای که نرگس زندگی می‌کند، مکتب برای دختران و آموزگار زن وجود ندارد و این وضعیت سبب محرومیت بیش‌تر دختران از آموزش شده است. «محدودیت این‌جا زیاد است و آزاد خیلی نیست. مکتب‌ها که بسته شده و دختران به مکتب نمی‌روند. خانواده‌ها نمی‌گذاره که دختران‌شان از خانه بیرون شوند.»

در سوی دیگر، زنان در روستاها هم‌چنان ستون اصلی در کارهای کشاورزی و دام‌داری به شمار می‌روند. آنان از سحر تا شام در مزارع، آبیاری زمین، جمع‌آوری علوفه و نگه‌داری از حیوانات نقش فعال دارند؛ اما سهمی در درآمد و مالکیت منابع تولیدی ندارند.

زهرا، باشنده‌ی یکی از روستاهای بدخشان، می‌گوید که زنان و دختران افزون بر این که همه‌ی کارهای خانه را انجام می‌دهند، در نگه‌داری حیوان‌ها و کار در زمین‌های کشاورزی نیز، سهم زیاد دارند. او نیز، مانند همه‌ی زنان روستانشین افغانستان، در محرومیت از امکانات ابتدایی‌ زندگی روزگار به سر می‌کند و در کارها سهم می‌گیرد.

او در بخشی از سخنانش می‌گوید که همه‌روزه از صبح تا شام در کارهای دام‌داری و کشاورزی مصروف است. «ما گاو، بز و گوسفند نگه‌داری می‌کنیم. شیرشان می‌دوشیم و از او دوغ، چکه و قورت تهیه می‌کنیم. کارهای خانه را می‌کنیم و به اولادها رسیدگی می‌کنیم. هر روز ما 20 تا 30 نان پخته می‌کنیم.»

به گفته‌ی زهرا، برای زنان و دختران افزون بر نبود فرصت‌های آموزشی و دیگر امکانات ابتدایی زندگی هیچ برنامه‌ای برای بهبود زندگی‌شان وجود ندارد.

نبود سیاست‌های مشخص از سوی طالبان برای انکشاف و بهبود زیرساخت‌ها زندگی در روستاها را دشوارتر از همیشه کرده است. در بیش روستاهای افغانستان، مکتب، دانش‌گاه، مرکزهای درمانی و راه‌های موصلاتی معیاری وجود ندارد و این وضعیت زندگی روستانشینان به‌ویژه زنان و دختران را دشوارتر کرده است.

دز سوی دیگر، با کاهش حضور سازمان‌های جهانی و نهادهای امدادی، برنامه‌های آموزشی، بهداشتی و اقتصادی که پیش‌تر در برخی ولایت‌ها اجرا می‌شد، اکنون تقریباً متوقف شده است.

روز جهانی زنان روستایی هر سال در ۱۵ اکتبر (۲۳ میزان) برگزار می‌شود. این روز نخستین‌بار در کنفرانس جهانی زنان در پکن در سال ۱۹۹۵ پیشنهاد شد و در سال ۲۰۰۷ میلادی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد.

هدف از نام‌گذاری این روز، تجلیل از نقش کلیدی زنان روستایی در کشاورزی، توسعه و امنیت غذایی و همچنین جلب توجه جهانی به نیازها و نابرابری‌هایی است که این زنان با آن مواجه‌اند.

بر اساس آمار سازمان ملل، زنان روستایی بیش از یک‌سوم جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند و در تولید بیش از نیمی از غذای جهانی نقش دارند. با وجود این، بسیاری از آنان با فقر، تبعیض و نبود دست‌رسی به زمین، آموزش و خدمات مالی روبه‌رو اند.

روز جهانی زنان روستایی یادآور این واقعیت است که پیش‌رفت در توسعه‌ی پایدار بدون حضور و توان‌مندسازی زنان روستایی ممکن نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا