فقر، نبود بازار و حمایت مالی؛ سه‌ بُعدی فشار بر کار فروشندگان زن هراتی

حدیث حبیب‌یار

شماری از دختران در هرات که پس از ممنوعیت آموزش و محدودیت‌ها بر کار زنان، به تجارت آنلاین روی آورده‌اند، اکنون از نبود بازار فروش و فقر تحت حاکمیت طالبان، شکایت دارند. با وجود تلاش شبانه‌روزی برای ایجاد کسب‌وکارهای خانگی؛ اما نبود مشتری و حمایت مالی مسیر کاری را برای‌شان دشوار و ناامیدکننده کرده است. اکنون تجارت آنلاین یکی از معدود روزنه‌ها برای ادامه‌ی زندگی و حفظ استقلال مالی زنان و دختران است؛ اما با محدودیت‌های طالبان و نبود فرصت‌های برابر، این امید نیز کم‌رنگ شده است.

آنیتا رسولی، فروشنده و دانش‌جوی دانش‌کده‌ی اقتصاد دانش‌گاه هرات است. او پس از بسته‌شدن دروازه‌های دانش‌گاه، مسیر تازه‌ای را برای ادامه‌ی زندگی انتخاب کرد. آنیتا همراه با خواهرش در خانه به ساخت بافتنی و صنایع‌دستی پرداخته و تلاش کرده تا این محصولات را از طریق شبکه‌های اجتماعی بفرشروشد.

آنیتا که اکنون ۲۳ سال دارد، می‌گوید برای رهایی از افسردگی ناشی از محروم‌شدن از آموزش، این شغل را آغاز کرده؛ اما فقر گسترده و نبود بازار فروش سبب شده تا این بار نه از سوی دروازه‌های بسته دانش‌گاه؛ بلکه به‌دلیل تنگ‌دستی مردم جامعه، بار دیگر در مسیر رسیدن به آرزوهایش به بن‌بست برخورد.

او می‌گوید در آغاز با انگیزه و امیدواری زیادی شروع کرده بود، هر روز با خواهرش ایده‌های تازه می‌ریختند، مدل‌های نو طراحی می‌کردند و تلاش می‌کردند تا صفحه‌ی فروش‌شان را فعال نگه دارند؛ اما رفته‌رفته با کاهش تقاضا و نبود امکانات ابتدایی برای بسته‌بندی و ارسال، انگیزه‌های‌ شان هم کم‌رنگ شده است.

بانو رسولی می‌گوید: «ما چند مدت کار کردیم، تبلیغ کردیم، عکس گرفتیم، حتی یک صفحه برای فروش در اینستاگرام ساختیم؛ اما مشتری خیلی کم است. مردم پول ندارند، امکانات بسته‌بندی درست نداریم. حس می‌کنم داریم بیهوده دست‌وپا می‌زنیم».

تلاش بی‌حاصل در میانه‌ای فقر

بانو رسولی با نارضایتی از وضعیت اقتصادی مردم می‌گوید که نبود توان خرید در جامعه، یکی از موانع اصلی فروش محصولات‌ شان است. او تأکید می‌کند که ادامه‌دادن در چنین وضعیتی دشوار شده است. آنیتا گفت: «گاهی مشتری پیام می‌فرستد، قیمت می‌پرسد، ولی وقتی می‌فهمد ۲۰۰ یا ۳۰۰ افغانی قیمت دارد، دیگر جواب نمی‌دهد. مردم واقعاً توان خرید ندارند. ما هم نمی‌توانیم قیمت پایین‌تر بدهیم؛ چون خود ما هم در تنگ‌دستی هستیم».

در کنار همه‌ی دشواری‌ها، آنیتا هنوز هم تلاش می‌کند که امیدش را از دست ندهد. او می‌گوید که گاهی فقط با فروش یکی دو پارچه کوچک، دل‌گرم می‌شود که شاید روزی شرایط تغییر کند. وی افزوده است: «ما فقط دنبال پول نیستیم؛ همین که حس کنیم دیده می‌شویم و یا کسی محصول‌ ما را با لب‌خند می‌پوشد به ما انگیزه می‌دهد که ادامه بدهیم».

اما چالش‌ها تنها به نبود بازار ختم نمی‌شوند. آنیتا از محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی نیز شکایت دارد. او باور دارد که فضای حاکم بر جامعه، کار زنان را نه تنها نادیده می‌گیرد؛ بلکه گاه مانع فعالیت‌شان می‌شود. نبود امنیت روانی، نبود فضای کاری مستقل برای زنان و ترس از واکنش‌های منفی اطرافیان، بخشی از واقعیت تلخ روزمره‌ او و بسیاری از دختران کارآفرین است.

او تأکید می‌کند که اگر شرایط حداقلی برای فعالیت اقتصادی زنان مانند دست‌رسی به بازارچه‌های فصلی و یا حتی بسته‌های حمایتی کوچک فراهم شود، بسیاری از دختران می‌توانند از خانه‌های‌شان درآمدزایی کنند، بدون این‌که بار سنگینی بر دوش کسی بگذارند.

با این‌حال، آنیتا هم‌چنان در خانه‌اش می‌بافد، عکاسی می‌کند، و صفحه‌ی کوچک‌اش را با امید به روزهایی بهتر فعال نگه می‌دارد. او مانند بسیاری از دختران دیگر، نه از روی انتخاب؛ بلکه از سر اجبار به این راه آمده؛ اما در دل همان اجبار، برای خودش و دیگران معنایی از مقاومت ساخته است.

سرابِ آرزو‌ها

عکس: حدیث حبیب‌یار/ خبرگزاری بانوان افغانستان

نظیفه رحمتی، یکی دیگر از این فروشندگان و دانش‌آموز صنف دهم مکتب بوده است. پس از بسته‌شدن درهای مکتب به تجارت آنلاین لوازم آرایشی و بهداشتی برای زنان روی آورده است. او اکنون خود را در مسیری می‌بینند که امید چندانی برای آینده در آن نمانده است.

بانو رحمتی می‌گوید که با وجود تلاش‌های شبانه‌روزی برای داشتن یک درآمد کوچک، زیر سایه‌ی محدودیت‌های طالبان، فقر گسترده و بی‌سرنوشتی «ناامید و افسرده» شده‌است.

او که نزدیک به دو سال است به فروشات آنلاین مشغول است، می‌افزاید: «این روز‌ها فقط از دور به زیبایی آرزوهایم نگاه می‌کنم. گاهی حس می‌کنم هیچ راهی نمانده. نه به دانش‌گاه می‌توانم برگردم، نه از این کار چیزی به‌دست می‌آید. فقط ادامه می‌دهم؛ چون چاره‌ی دیگری ندارم».

بانو رحمتی که اکنون ۱۹ سال دارد، با تمام امیدهایی که برای آغاز یک کسب‌وکار کوچک داشت، به‌ مشکلاتی روبه‌رو شده که به‌شدت انگیزه‌اش را گرفته است. او می‌گوید: «با تمام تلاشی که کردم، هنوز نتواستم مشتری‌های ثابت پیدا کنم. هر روز تلاش می‌کنم، تبلیغات می‌کنم؛ اما بیش‌تر وقت هیچ جوابی نمی‌گیرم. وقتی قیمت‌های محصولاتم را برای مردم می‌فرستم، خیلی‌ها می‌گویند که توان خرید ندارند».

نظیفه نیز مانند بسیاری از دخترانی که به فروش آنلاین روی آورده‌اند، با مشکلات اقتصادی شدید روبه‌رو است. او ادامه می‌دهد: «در شرایط فعلی نمی‌توانم برای آینده‌ام برنامه‌ریزی کنم. همه‌چیز در هم ریخته است و من تنها درگیر مبارزه با روزمرگی‌ها و مشکلات اقتصادی زندگی شده‌ام.»

این وضعیت نه تنها بر کسب‌وکار او تأثیر گذاشته، بلکه زندگی روزمره‌اش را نیز تحت تأثیر قرار داده است. بانو رحمتی می‌گوید: «گاهی به آینده فکر می‌کنم و هیچ چیزی جز تاریکی نمی‌بینم. در این شرایط، حتی فکر کردن به این که روزی موفق شوم، سخت است. زندگی در این دوران، به‌خصوص برای دختران، واقعاً دشوار است.»

بانو رحمتی هم‌چنان به فروش آنلاین ادامه می‌دهد؛ اما از آینده‌ی خود به‌طور جدی نگران است. او می‌افزاید: «خودم را به‌نوعی در دام بسته‌شدن دروازه‌های امید می‌بینم. هیچ‌کس نمی‌تواند درک کند که ما چه مشکلاتی داریم، وقتی در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هر روز بیش‌تر از دیروز سرکوب می‌شویم.»

نبود حمایت مالی و فنی

عکس: حدیث حبیب‌یار/ خبرگزاری بانوان افغانستان

هم‌چنان یکی دیگر از فروشندگان که لوازم خانگی به فروش می‌رساند، از نبود نهادهای حمایتی شکایت دارد و می‌گوید که اگر بسته ماندن نهادهای حامی ادامه پیدا کند، مجبور خواهد شد که شغل‌اش را ترک کند.

نیلوفر قربانی، فروشنده لوازم خانگی آنلاین از نبود تمویل کننده‌ی مالی شکایت دارد: «ما روزانه ساعت‌ها وقت می‌گذاریم؛ اما هیچ حمایتی نمی‌بینیم. تنها چیزی که می‌ماند، مشکلات مالی است. باید بگم که بدون حمایت‌های مالی و فنی، ادامه دادن خیلی سخت است».

بانو قربانی از وضعیت بازار آنلاین نیز ابراز نگرانی می‌کند. او گفته است: «بازار آنلاین بدون زیرساخت مناسب، مشتریان را از دست می‌دهد. ما هم در این وضعیت مجبور به دست و پا زدن هستیم.»

فاطمه تأکید می‌کند که اگر شرایط همین‌طور ادامه یابد، مجبور خواهد شد شغل خود را رها کند: «اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، باید شغل‌ام را ترک کنم.»

این در حالی‌ست که با روی‌کارآمدن دوباره‌ی طالبان، دروازه‌های مکتب‌ها و دانشگاه‌ها به‌روی دختران بسته شد. در نبود حق آموزش و کار، بسیاری از دختران برای نجات خود و خانواده‌های‌ شان به کسب‌وکارهای کوچک خانگی پناه بردند؛ فروشگاه‌های آنلاین، کارهای دستی، خوراکه‌جات، طراحی لباس، نوشتن و تولید محتوا، چیزهایی بود که روزنه‌ی امیدی را در دل این نسل گم‌شده زنده کرد؛ اما این امید نیز امروز در حال از بین رفتن است.

نام مصاحبه شوندگان به دلیل مشکلات امنیتی مستعار انتخاب شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا