از دکانداری تا شبهای خیاطی؛ روایت یک دکاندار زن در هرات
حدیث حبیبیار
در سرمای شدید، زیر باران خیس شده است. بالاپوش پشمیاش که تنها محافظش در برابر باد سرد است و کفشهای زمستانی که شاید دیگر چندان مقاوم نباشند، گامهایش را به سوی مسئولیتهای زندگی میبرد؛ اما ذهنش درگیر مسایل بزرگتر از درد و رنج جسمی است. گرسنگی فرزندانش و کرایهای که باید به صاحب دکان بپردازد. در کشوری که طالبان همهی حقوق زنان را محدود و حق کار را از آنان سلب کرده، از دکانداری و فروش لباس میکوشد تا خانوادهاش را از بحران اقتصادی نجات دهد؛ اما بهدلیل زن بودن، مجبور است که هزینهای اضافی به صاحب دکان بپردازد.
شیما احمدزی، یک زن سرپرست خانواده و باشندهی هرات است. او زیر سایهی محدودیتهای روزافزون گروه طالبان، غرق در فشارهای روزمرهی زندگیست و در شرایطی که تمام حقوق اقتصادی و اجتماعی زنان از سوی این گروه نادیده گرفته شده، به سختی میتواند که با دکانداری مصرفهای خانوادهاش را فراهم کند.
بانو احمدزی، هنگامی که مصروف باز کردن قفل دکان است و میخواهد یک روز کاری دیگر را آغاز کند، میگوید که با فروش لباسهای زنانه تلاش دارد تا از عهدهی نیازهای خانوادهاش برآید. کار به عنوان یک فروشندهی زن برای احمدزی؛ اما پر از فراز و نشیب است. او می گوید که در این مسیر با مشکلات فراوانی از جمله پرداخت هزینههای اضافی به صاحب دکان، تنها بهخاطر زن بودنش روبهرو است.
شیما در صحبتی با خبرگزاری بانوان افغانستان چالشهایش را چنین روایت میکند: «دکان مه کرایی است. نمیدانم چرا هر روز صاحبش کرایه را بالا میبرد. گاهی بهانههای مختلفی میکند و فکر میکند که بهخاطر اینکه زن هستم در شرایط کنونی برایش مشکلی ایجاد میشود».
بانو احمدزی در حالیکه از محدودیتهای فزایندهای طالبان بر کار زنان شکوه میکند، میافزاید که تحت حاکمیت طالبان، وضعیت زندگی برایش بهشدت دشوار شده است. فروشندگی برایش کار آسانی نیست؛ اما از سوی دیگر هر روز با با چالشهای تازهای روبهرو میشود. شیما میگوید که مشکلهای پیدرپی نه تنها روحیهاش؛ بلکه توان جسمیاش را نیز ضعیف میکند. احمدزی؛اما با وجود همهی این دشواریها مجبور است بهخاطر سیرکردن شکم فرزندان و تهیهی نیازهای اولیهی زندگی به مبارزه و مقاومتش ادامه دهد.
از رنج و ناتوانی، چروکهای صورتش درهم رفته، به آرامی از عشق بیپایانش به فرزندانش سخن میگوید: «برای رفاه آنان از هیچ چیز و هیچ کاری دریغ نخواهم کرد. امید دارم که روزی آنان بتوانند در جهانی آزاد و بدون ترس زندگی کنند».

بانو احمدزی میگوید که شبها نیز به خیاطی مشغول است و در دکانش، انواع مختلف لباسهای زنانه و کودکانهای را که در خانه تولید میکند، به فروش میرساند. او میافزاید: «شبها هم کار میکنم. اگر لباسها را از کشور ایران وارد کنم، قیمتشان زیاد میشود. طرح لباسها را از شبکههای اجتماعی میگیرم و سپس شروع به دوخت آنها میکنم».
این دکاندار زن، نبود بازارهای فروش و هزینهی مصرف برق را از جمله چالشهای دیگری عنوان میکند که فرا راه کارش قرار دارد. او بیان میکند که زنان و دختران بهخاطر بیکاری و نداشتن منبع درآمدی نمیتوانند که لباسهای مورد علاقهی خود را خریداری کنند.
بانو احمدزی ادامه میدهد: «مشکلاتم یکی دوتا نیست؛ بلکه فراتر از چیزی است که میبینید. فروشات ندارم. زنان اوقدر پولی ندارند که لباس مورد پسند خود را خریداری کنند، چون همه در این شرایط بیکار هستند. از یک سوی دیگر مصرف برق نیز دامنگیر مه است که درآمدم هیچ کفایت نمیکند».
شیما افزوده است که شوهرش برای کارگری به ایران رفته بود؛ اما به گونهی اجباری اخراج شده و اکنون بیکار است. در حالیکه چهرهاش از ناراحتی درهم شده، میگوید که اگر محدودیتهای طالبان و سایر چالشهای سد راهش همچنان ادامه یابند، او نیز ناچار به ترک کار خود و خانهنشینی خواهد شد.
در سوی دیگر، نگران چگونهگی تامین غذا، آب و پوشاک فرزندانش است. شیما میافزاید که این وضعیت، آیندهی فرزندانش در تاریکی فرو میبرد و نگرانیهایش در مورد آیندهی آنان بیشازپیش افزایش یافته است.
این دکاندار زن از نهادهای کمککننده میخواهد که برای حمایت از کارآفرینان زن اقدامهای جدی انجام دهند. او تأکید کرده که زنان نباید بیشتر از این تحت فشار قرار گیرند و مجبور شوند به خانهنشینی روی آورند. به گفتهی او، اگر کمکی به آنها نشود، بسیاری از زنان که توانایی و انگیزهی کار کردن دارند، از فرصتهای شغلی محروم خواهند ماند و این امر سبب تضعیف استقلالیت مالی آنان میشود.



