رازهایی که پنهان زاده می‌شود؛ روایت نویسنده‌ای در حاکمیت طالبان

حدیث حبیب‌یار

در گوشه‌ای از بام خانه، اتاق کوچکی را از دنیای پرهیاهوی بیرون دور و پنهان کرده است. پرده‌ی خاک‌آلود را به آرامی کنار می‌زند و چشمان قهوه‌ای‌ رنگش با نگاه‌های خسته و پر از اندوه، نور ضعیف پنجره را در خود جذب می‌کنند. او نویسنده‌ای پنهانی‌ست که در دل دنیای تاریک تحت حاکمیت طالبان، در جست‌وجوی امیدی برای بیان داستان‌های ناتمام زنان و رازهای ناگفته‌اش است. رازهایی که تنها از پشت پنجره‌های بسته و در لابه‌لای صفحه‌های کتاب می‌توانند به دنیای بیرون برسند.

شبانه پویا، دانش‌جوی رشته‌ی حقوق و علوم سیاسی در یکی از دانش‌گاه‌های خصوصی هرات است. او بیش از سه سال می‌شود که دنیای نویسندگی را در آغوش کشیده و همیشه در تلاش است تا داستان‌های غم‌انگیز زنان تحت حاکمیت طالبان را روایت کند.

بانو پویا به‌عنوان یک شاهد زمانه، می‌خواهد که آن‌چه بر دل‌های شکسته و جان‌های آزرده‌ی زنان و دختران سرزمینش گذشته است را در صفحه‌های تاریخ ثبت کند تا صدای خاموش‌شان در دنیای پرآشوب شنیده شود.

او در حالی که به گوشه‌گوشه‌ی اتاق نگاه می‌کند، نفس عمیقی می‌کشد و با لحنی پر از غم و امید می‌گوید: «آه، اتاق تاریکم دوباره مرا از جامعه پس زدند و من دوباره سراغ تو آمدم. این بار نیز مرا بپذیر و بگذار که با قدرتی بیش‌تر از همیشه تو را رها کنم. می‌دانی که گروه جاهل دوباره مانع پروازم شدند؛ اما بگذار که این‌بار بال‌هایم را محکم‌تر و استوارتر از همیشه بسازم».

شبانه می‌گوید هربار که به‌دلیل فرمان‌ها و محدودیت‌های طالبان مجبور به خانه‌نشینی می‌شود، به این اتاق پناه می‌آورد و در سکوت و تنهایی، شروع به نوشتن داستان‌هایی می‌کند که زنان در حاکمیت طالبان تجربه می‌کنند. او می‌افزاید که این لحظه‌ها، برایش تنها راهی است تا امید را در دلش زنده نگه‌دارد و در برابر ظلم و بی‌عدالتی، مقاومت کند.

بانو پویا که مشغول جمع‌وجور کردن اتاق است، با نگاهى به ورق‌هاى پراکنده در گوشه‌ی اتاق، آرام مى‌گوید: «مدت زیادی‌ست که پاى در این اتاق نگذاشته‌ام. دو سال پیش که از کار در یک موسسه‌ی خارجى محروم شدم، به این‌جا آمدم و با نوشتن کتاب اولم آرام شدم. بار دوم که از دانش‌گاه کنار زده شدم، باز هم همین جا آمدم و رمانم را نوشتم. حالا که از حضور در مرکز‌های آموزشى نیز محروم شدم، برای سومین بار به این اتاق پناه آورده‌ام تا شاید این بار هم از طریق نوشتن، زخم‌هایم را بهبود بخشم».

او بیان می‌کند، آن‌چه در آثارش می‌نویسد، خیالی نیست؛ بلکه به بازگو کردن واقعیت‌ها و جزئیات زندگی روزمره‌ی زنان و دختران سرزمینش پرداخته است. بانو افزوده‌ که تلاش دارد تا از طریق داستان‌هایش، مشکلات، آرزوها و تجربیه‌های واقعی زنان را به تصویر بکشد و به این ترتیب صدای آنان را در جامعه‌اش بلند کند.

شبانه ادامه می‌دهد: «تاکنون یک کتاب از روایت‌های زنانی که در حاکمیت اول طالبان بودند، نوشته‌ام و بیش‌تر سعی کرده‌ام تا در آن راه‌های قوی شدن و مبارزه کردن را به زنان نشان دهم. هم‌چنین یک رمان نیز نوشته‌ام که روایت یک دختر در حاکمیت گروه طالبان است؛ اما متأسفانه به‌دلیل محدودیت‌های این گروه، هر دو اثر من اکنون از چاپ بازمانده است».

بانو پویا که می‌خواهد اندوهی را که در دل دارد پنهان کند، لب‌خند کوتاهی می‌زند و می‌افزاید که این بار قصد دارد که روایت خود را بنویسد و از مبارزاتش با محدودیت‌های طالبان سخن بگوید، سپس به‌منظور چاپ آثارش، به کشور ایران سفر کند. شبانه گفت: «می‌خواهم که روایت خود را بنویسم. شاید به دخترانی که مانند من در شرایط سخت زندگی می‌کنند، رهنمایی باشد. دوست دارم از هر طریقی که شده به زنان کشورم کمک کنم و صدای آنان باشم».

او بیان کرده است که افزون بر این‌که این اتاق همواره به او کمک کرده تا بتواند محدودیت‌های طالبان را دور بزند و آزادی عمل بیش‌تری داشته باشد؛ اما هر بار که وارد این اتاق می‌شود، احساس افسردگی و گوشه‌گیری به سراغش می‌آید و وضعیت روانی‌اش به شدت تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

شبانه ادامه می‌دهد: «درست است که در این‌جا به نوشتن مشغول می‌شوم؛ اما خانه‌نشینی، افسردگی و گوشه‌گیری را هم‌زمان با نوشتن تجربه می‌کنم. گاهی وضعیت روانی‌ام به شدت خراب می‌شود. حتی به یاد دارم که یک اثر خود را که ماه‌ها روی آن کار کرده بودم، از شدت عصبانیت خراب کردم و بعدها بسیار افسوس خوردم».

بانو پویا می‌گوید که اکنون او نیز هم‌چون هزاران دختر دیگر در بی‌سرنوشتی مطلق گرفتار شده و هیچ راه فراری از محدودیت‌های تحمیل شده توسط طالبان ندارد.

این دانش‌جوی دختر در پیامی از طالبان می‌خواهد که فرمان‌های سرکوب‌گرانه‌‌ی‌شان، به‌ویژه تصویب قانون امر به معروف و نهی از منکر را لغو کنند تا زنان و دختران افغانستانی نیز بتوانند مانند زنان دیگر کشورها، به شکوفایی و آزادی دست یابند.

نام مصاحبه شونده به‌دلیل مشکلات امنیتی مستعار انتخاب شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا