زرفشان و دخترانش در سرمای کابل؛ از دانشگاه و مکتب تا بادامشکنی برای زندهماندن
آینور سعیدپور
روزهای انگشتشماری به آغاز زمستان باقی مانده و هوا رو به سردیست. در حالی که برفوبارش برای شماری آرمغانآور خوشیست؛ اما به گفتهی سازمان ملل دستکم، ۱۵ میلیون نفر در افغانستان مانند زرفشان میان گرمکردن خانهها یا غذا، باید یکی را انتخاب کنند. افزایش نرخ بیکاری و ناداری سبب شده که زرفشان نتواند برای گرمکردن خانهاش مواد سوختی خریداری کند. او با دو دخترش بادامشکنی کرده و با پوست آن خانهی شان را گرم میکند.
زرفشان برای احوالپرسی با خوشروی از جایش بلند شده و انبوه از پوست بادام که در دامنش جمع شده بود به زمین میریزد. بانوی بلند قامت که صورت و دستانش پر از ککومک است. چکشی در دست دارد و با احتیاط زیاد بر دانهی بادام ضربه میزند تا پوست از بادام جدا شود.
زرفشان، امینی، همراه با دو دخترش وحیده و شفیقه دور یک سنگ دایرهیی نشست و بادامشکنی میکنند. آنان از یک شرکت خصوصی بادام میآورند، نخست آنرا شکسته و سپس پوست را از دانههای آن جدا میکند. دانههای بادام را دوباره به شرکت باز میگرداند؛ اما پوست بادام را به عنوان دستمزد شکستن آن برای خودشان نگه میدارند و با آن خانه را گرم میکند.
شوهر امینی گلکار است و کارش وابستگی فصلی دارد. روزانه با دستمزد ۳۰۰ افغانی کار میکند؛ اما کارش حتا در بهار و تابستان نیز همه روزه نیست. آنان در یک خانهی کرایی زندگی میکنند. با چنین دستمزدی تهیهی همهی نیازهای نخستین زندگی برای شان به امر ناممکنی تبدیل شده است.
از سوی دیگر، وحیده امینی، بزرگترین فرزند خانواده ۲۳ ساله است و پیش از حاکمیت طالبان دانشجوی حقوق و علوم سیاسی بود. زمانیکه طالبان دانشگاهها را بهروی دختران مسدود کرد، او دانشجوی سمستر ششم بود.
خانوادهی امینی انتظار داشتند که دخترشان پس از فراغت از دانشگاه، شغل و درآمدی داشته باشد تا از این طریق وضعیت اقتصادی شان بهبود یابد؛ اما با به قدرت رسیدن طالبان آخرین فانوس امید در زندگی این خانواده خاموش شد. نه تنها که فارغ شدن وحیده فقط یک آرزو باقی ماند؛ بلکه وضعیت اقتصادی خانواده پس از آن به شدت بدتر شده است.
زرفشان خود یک بانوی روستاییست و به دلیل جنگهای داخلی و حاکمیت اول طالبان از نعمت سواد محروم مانده است. او میگوید انتظار داشت که دو دخترش بتواند درس بخوانند و در مورد آیندهی شان تصمیمگیرنده باشند.
از این که دخترانش نیز قربانی سیاستهای طالبانی شده؛ ابراز ناراحتی کرده و میگوید که اکنون امیدش را از دست داده است. «حالی ما چی کنیم؟ مه خو خیلی کوشش کدم. دخترا را به مکتب و پوهنتون/ دانشگاه، روان کدم. گفتم بان همینها درس خوانه مه خو نتوانستم. اینه باز طالب آمد و نشد.»
به گفتهی زرفشان روزهای زیادی بوده که تنها پنج افغانی روی دست داشتند و آنرا به دختر بزرگش داده که کرایهی موتر دهد تا به دانشگاه برسد. اکنون از وضعیتی که بر دخترانش حاکم است، ابرار ناراحتی کرده و میگوید که دخترانش باید با قلم نانوآبی تهیه میکردند؛ اما اکنون مجبور اند که برای زنده مانده از صبح تا شام بادامشکنی کنند.
مرد خانواده، پیش از آنکه آفتاب طلوع کند با کراچی تکچرخش به شهر رفته تا بتواند باری را ببرد و شاید تا شام هزینهی چند قرص نان را تهیه کند.
زخمهای از برخورد چکش در بند انگشتان وحیده خودنمایی میکند. او در حالیکه مصروف شکستن بادام است به نالهها و شکوههای مادر گوش میدهد. وحیده نیز میگوید که پانزده سال را با مشکلهای فراوان درس خوانده و امید به زن مستقل بودن داشت.
وحیده که دانشجویی دانشگاه کابل بود، میگوید که به دلیل وضعیت بد اقتصادی هر روز نصف راه را پیادهروی میکرد تا در هزینههای آموزشیاش صرفهجویی کند. از خانهنشینی ابراز ناراحتی کرده و میافزاید که طالبان رویاهای او میلیونها دختر دیگر را به یغما برده است.
این دانشجو نیز میگوید که هیچ راهی ندارد که به یادگیریاش ادامه دهد. وحید حتا گوشی هوشمند ندارد که بتواند از طریق آن، زبان انگلیسی یا آموزشهای دیگر را دنبال کند. بنابر این، در بیش از دو سالی که از دانشگاه به دور مانده به کارهای روزمرگی در خانه مصروف است.
وحیده میگوید که گاهی حتا ماهها هم از خانه بیرون نمیرود. به گفتهی خودش دلیلی برای بیرون رفتن ندارد و از طرف دیگر نگران رفتار و برخورد کارمندان وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان نیز میباشد. چون طالبان محدودیتهای شدیدی بر گشتوگذار آزادانهی زنان و دختران وضع کرده و در خیابانها، فروشگاهها و ایستگاههای موتر بر پوشش زنان و دختران نظارت شدید دارند.
او در ادامه میگوید که ناامیدی از تغییر رویکرد طالبان در برابر زنان و دختران در جهت مثبت، سکوت جامعهی جهانی در برابر سیاستهای «سرکوبگرانهی» این گروه و سکوت مردم افغانستان او را نگران آیندهی تیرهوتار زنان و دختران در حاکمیت طالبان کرده است.
به گفتهی وحیده، وضعیت با گذشت هرروز برای زنان بدتر میشود. زنان و دخترانی که سه سال پیش در جامعه و نهادهای آموزشی نقش پررنگی داشند، اکنون مانند او و خواهرش برای گرمکردن خانه و زنده ماندن در میان بحران بشری در تلاش استند.
شفیقه، ۱۹ ساله دختر خرد این خانواده است. او باید سال پار از مکتب فارغ میشد؛ اما سه سالی که مکتب بهروی دختران بالاتر از صنف ششم مسدود است، شفیقه نیز مانند میلیونها دختر دیگر پشت درهای قفلشدهی مکتب باقی مانده است.
او دوست داشت که مانند خواهر بزرگترش به دانشگاه برود و در رشتهی خبرنگاری به درسهایش ادامه دهد. شفیقه میگوید که به نوشتن علاقهی زیادی دارد و به همین خاطر میخواست که روزنامهنگار شود و در مورد وضعیت کشورش و بهتر شدن آن بنویسید.
سه سال و چهار ماه حاکمیت طالبان بر افغانستان، این کشور را به یکی از داغترین نقطههای گرسنگی در جهان تبدیل کرده است. طوریکه حدود ۲۴ میلیون نفر برای زنده مانده به کمکهای انساندوستانهی جهانی نیاز دارند؛ در وضعیتی که نهادهای امدادرسان خارجی نیز با کمبود شدید بودجه روبهرو اند.
سیاستهای طالبان در برابر زنان به ویژه محدودیت بر کار آنان، یکی از عمدهترین عاملهای بحران بشری در افغانستان عنوان میشود.
به همین تازگی، برنامهی جهانی غذای سازمان ملل متحد گفت که زمستان دشواری در انتظار ۱۵ میلیون نفر در افغانستان است. طوری که بسیاری از خانوادهها میان گرمکردن خانههای شان یا غذا باید یکی را انتخاب کنند. به گفتهی این نهاد، این انتخاب دشواری برای خانوادههای افغانستانیست.



