حکایت دختر هراتی؛ از تاریکی تا حکاکی

حدیث حبیب‌یار

در سالن نسبتا گِلی که تاقچه‌های آن را چوب‌های کوتاه و بلند برای حکاکی پر کرده است. میز بزرگی به چشم می‌خورد؛ زنان دور آن نشسته و تخته‌‌های چوبی در پیش روی دارند. یکی مصروف ضربه زدن با چکش، یکی دستانش در بوره‌های چوب غرق و دیگری با سوهان‌ حکاکی، تخته‌ی کوچکی را تراش می‌زند.

ملیکا سادات، استاد حکاکی نورستانی، اولین کارگاه حکاکی را بخاطر حمایت از دختران بازمانده از تحصیل و زنان بی بضاعت در هرات ایجاد کرده است.

او، از سه سال به این سو، هنر حکاکی “نورستانی” را به‌گونه‌ی حرفه‌ای انجام می‌دهد.

ملیکا، با غروب خورشید علم و دانش و تاریک شدن دنیای شادخت‌ گونه‌اش به هنر حکاکی روی آورده است؛ تا انتظار طلوع دوباره برایش آسان تمام شود.”بعد از پایان دوره‌ی مکتب نتوانستم وارد دانشگاه شوم و به آموزش‌های عالی خود ادامه بدهم؛ این شد دلیلی برای روی‌ آوردن من به هنر حکاکی نورستانی تا بتوانم از طریق این هنر هزینه‌های شخصی زندگی خود را تأمین کنم.”

با وجود محدودیت‌های فراوان و خانه‌نشین شدن؛ اما بازهم دست از تلاش برنداشته است. هر روز صبح بند کفش‌های اسپورتی‌اش را می‌بندد و روانه‌ی کارگاه می‌شود. با طی‌کردن راه طولانی به کارگاه می‌رسد و خود را سرگرم این هنر می‌کند. تا بتواند با مشکلات زندگی از جمله فقر، بیکاری و افسردگی کنار بیاید.

ملیکا سه سال پیش با یکی از همکارانش حکاکی نورستانی را به هرات آورده است. او اکنون تلاش دارد که این کارگاه را با حضور دختران و زنان بازمانده از آموزش به یک کارگاه بزرگ، تاریخی و جهانی مبدل سازد. 

سرش را پایین انداخته و سوهان حکاکی بردست گرفته است با تراشیدن تخته‌ی چوبی می‌خواهد سفارش “رحمت‌الله سجادی” را آغاز کند. در حال فشار‌ دادن سوهان به روی تخته‌، نفس عمیق و پر از سوزی می‌کشد و در حسرت آرزو‌هایش می‌گوید:” من آرزو داشتم با آموزش گروه‌های دخترانه تشکیل بدهیم و برنامه‌های متفاوت بخاطر پیشرفت جامعه‌ی خود روی دست بگیریم؛ اما این آرزو اکنون به یک حسرت کشنده در دلم تبدیل شده است و هر روز از عمرم می‌کاهد.”

اکنون که اکثریت زنان افغانستانی بیکار و خانه‌نشین هستند، بازهم این کارگاه و هنر حکاکی نورستانی نتوانسته‌است که ملیکا را خوشحال و راضی نگهدارد. 

دقت بیشتر به سوهان زدن و به یاد آوردن آرزو‌های از دست رفته‌اش تُن صدایش را پایین آورده است و با گیرایی که در صدایش شنیده می‌شود می‌افزاید “هنر هرگز نمی‌تواند جایگزین تحصیل باشد. همه ما دختران بخاطر اهداف و پیشرفت جامعه‌ی که در آن زندگی می‌کنیم نیاز به درس و تحصیل داریم، چون هنر‌هایی مانند حکاکی، قالین‌بافی، خیاطی و گلدوزی در او حد نیستند که بتوانند ما را به اهداف تحصیلی که در سر داریم برسانند؛ و به نظر من این هنر تنها یک سرگرمی برای‌ ما دختران است تا بتوانیم با وضعیت بد روحی و روانی مبارزه کنیم.”

طراحی سبک نورستانی (نورستانی نجاری) از نظر اجتماعی نمادین است و اغلب برای نشان دادن اعمال شجاعانه، به ویژه در شکار و جشن‌ها استفاده می‌شود. و از زمان‌های بسیار قدیم این سبک در ولایت نورستان‌‌ی افغانستان رایج بوده‌است.

زنی با چهره‌ای شاداب و با کنار زدن بوره‌های چوب یک شکل هندسی را بر دست می‌گیرد و به سمت میز قهویی رنگی که دختران جوان دور آن جمع هستند، می‌رود. تا آموزش اندازه‌گیری و طراحی یک تخته‌ی حکاکی را آغاز کند.

ثریا سادات، همکار ملیکا سادات و یکی از استادان حکاکی نورستانی در ولایت هرات می‌باشد. او، می‌گوید که حکاکی در کل به دو سبک، کلاسیک و نورستانی است. و این دختران بعد از ممنوعیت‌های آموزشی استخدام شده اند تا در بخش حکاکی نورستانی کارآموزی کنند.

ثریا گفت:”سبک نورستانی از سبک کلاسیک بسیار متفاوت است. چون سبک‌ کلاسیک یک سبک آزاد است؛ یعنی هر حکاک هر طرحی که خواسته باشد می‌تواند با اندازه‌ی که دوست دارد حکاکی کند. اما در اندازه‌گیری‌های سبک نورستانی از اشکال هندسی کار گرفته می‌شود که کاملا ابزارآلات آن متفاوت می‌باشد.”

ثریا در یک دوره آموزشی، به تعداد ۲۱ دختر را آموزش داده است و اکنون ۵ دختر بازمانده از تحصیل، نزد او درحال آموزش هستند. او در حکومت قبلی زنان بی بضاعت را آموزش می‌داد؛ اما اکنون بخاطر محدودیت‌های بی‌شمار طالبان، یکی از قوانین استخدام در گارگاه او پذیرفتن  دختران محروم از تحصیل است.

در گوشه‌ی از میز، دختری با دستان ظریف‌اش آهسته آهسته به سوهان حکاکی چکش می‌زند و اطراف یک تخته‌ی چوبی را با گل‌های کوچک و بزرگ پر کرده است.

مدینه درویشی، دانش‌آموز صنف هفتم مکتب و یک تن از شاگردان حکاکی جورجین، مدت سه ماه می‌شود که در این هنر فعالیت می‌کند.

مدینه نیز مانند میلیون‌ها دختر افغانستانی، زیر سایه طالبان حبس‌خانگی و فضای مملو از افسردگی را تجربه کرده و از رفتن به مکتب محروم شده‌است.” من دانش‌آموز مکتب بودم که دروازه‌های آموزش و پرورش به روی دختران بالاتر از صنف ششم مسدود شد، و من هم به مانند اکثریت دختران سرزمینم به بیماری “افسردگی” دچار شدم، حتا ماه‌ها با اعضای خانواده خود صحبت نکردم و کاملا در حالت گوشه‌گیری و افسردگی به‌ سر می‌بردم. تا اینکه به هنر حکاکی نورستانی آشنا شدم.”

مدینه با روی آوردن به این هنر تاریخی توانسته است که با مشکلات زندگی از جمله افسردگی، بیکاری و خانه‌نشین‌ شدن کنار بیاید. و اکنون خوشحال است که در این فضای کاری لحظات امیدبخشی را تجربه می‌کند.

در طول چند دهه‌ی اخیر، تعداد صنعتگران سنتی به دلیل‌های مختلفی مانند مهاجرت، استفاده از پلاستیک و فولاد به جای چوب و علاقه کمتر به صنایع دستی سنتی کاهش یافته است. و با روی کار آمدن طالبان و فرار استعدادهای برتر از افغانستان هنر حکاکی نیز مانند دیگر حرفه‌ها به رکود مواجه شده‌ است. 

بعد از گذشت چند ساعت تخته‌ی زیر دست ملیکا دیگر یک تخته‌ی ساده به نظر نمی‌رسد؛ اطراف آن‌‌ از برگ‌ریزه‌های در هم بافته پر شده و در وسط نام “رحمت‌الله سجادی” را نقش بسته است. 

او، می‌افزاید که در دو سال گذشته چندین نفر از حکاکان که در بخش‌های مختلف مثل سبک کلاسیک مصروف کار  بودند مجبور به ترک‌وطن شدند؛ که این باعث شده ضربه‌ی بزرگی به هنر حکاکی وارد شود.” هر حکاک یک سرمایه اعظیمی برای کشور و هنری ما بود.”

اگرچه زنان نسبت به سال‌های گذشته شاهد کاهش کسب‌وکار بوده‌اند، اما این صنعتگران امیدوارند که در صنعت نسبتا فراموش شده کار کنند و نسل‌های جدید را جذب کنند.

با این حال ملیکا تلاش کرده‌است که هنر حکاکی را سرپاه نگهدارد و دخترانی را که روحیه‌شان در این دو سال اخیر ضعیف شده‌است را کمک کند.

ملیکا در حال تمیز‌کردن تابلوی حکاکی شده و جابجا کردن ابزارآلات حکاکی می‌گوید “ما سعی می‌کنیم با همین هنر زنان و دختران سرزمین خود را مشغول سازیم؛ تا از سیاهی و تاریکی که در دل و دنیای‌شان بخاطر محدودیت‌ها وجود دارد رهایی یابند و از زمانی‌که به سرعت گذراست، استفاده کنند.”

او، از جایش بلند می‌شود و تخته‌ی حکاکی شده را به تاقچه‌ی سفارش‌هایش اضافه می‌کند. و یک روز کاری دیگرش را نیز به امید بازگشایی دوباره دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها بروی دختران به پایان می‌رساند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا