زن افغان در کوره جهالت تاریخ

در صد سال گذشته، تاریخ افغانستان چه به لحاظ سیاسی و چه اجتماعی، فراز و نشیب فراوان را تجربه کرده و در این میان جامعهی افغانستان، چنانچه تاریخ نشان میدهد در برابر بنیاد گرایی دینی وایدئولوژی طالبانیسم سر تسلیم فرود آورده است.
همراه با آغاز قرن بیست مسیر تحول جهان بصورت سریع آغاز و با پیشرفتهای زیادی برای تشکیل یک تمدن جهانی به رشد خود ادامه داده است. این پیشرفتها در عرصههای مختلف باعث گردید سطح فرهنگی جهان ارتقاع یافته و ارزشهای جدیدی در فرهنگ و مناسبات اجتماعی مردم ایجاد شود.
یکی از کشورهای که در طول تاریخ دچار پستی و بلندیهای زیادی گردید و راهش را به جلو و عقب کشانید، افغانستان است.
افغانستان اگر با اوضاع صد سال قبل آن مقایسه شود، دیده میشود که در تمام فرازها بین گرایشهای عنعنه و تجدد تحت فشار بوده است.
کشورهای که در این بین، بسوی پیشرفت و مترقی شدن گام برداشتند دیگر به عقب بر نگشته و راه خود را ادامه دادند. اما افغانستان به وضع صد سال قبل خود برگشت نموده و در گل و لای عنعنه و سنت فرو رفته است.
یکی از مثالهای که توسط آن میتوان این ادعا را ثابت کرد همانا نزول و صعود نهضت زنان در این کشور است.
در طول تاریخ به زنان افغانستانی جفا شده است. عنعنه و سنت که گاهی هم ارزشهای دینی به او استحکام بخشیده است؛ باعث شده این زنان زیر بار آن کمر خم کنند.
تاریخ افغانستان یک تاریخ مردانه و در عین حال مردان در این تاریخ به عنوان عناصر اساسی و تاریخ ساز نقش عمدهای داشته و همواره ثبت اوراق تاریخ شده اند و زنان به حاشیه رفته اند.
در جوامع عنعنوی و سنتی که افغانستان یک نمونهای بارز از آن است با وجود تلاشهای پیگیر جهت هماهنگی ارزشهای حقوق بشر در جهان هنوز هم ریشههای مردسالاری عمیق میباشد.
افکار سنتی و زن ستیزانه به حیث یک دیوار مستحکم مانع نفوذ تجددگرایی شده و احقاق حقوق زنان را که یک مسئله انسانی و مستلزم عصر جدید میباشد را شدیدا تحت شعاع قرار داده است.
تبارز زنان افغان در تاریخ این کشور به گونهای در مراحل مختلف و زمانهای مختلف فراز و نشیبهای داشته ولی نمیتوان از کنار این زنان تاریخ ساز به سادهگی عبور کرد.
زن افغان در چهار دیواری منزل محبوس بوده وکمترین چانس تبارز شخصیت برایش میسر نبوده، ولی عدهی انگشتشمار توانستند آواز خود را از میان حصارهای بلند و درهای بسته بلند کنند و نقش قابل ذکری را در عرصههای مختلف بازی نمایند.
زنانی که نام خود را در تاریخ کشور ثبت و جاودان نمودند به سه بخش مختلف تقسیم میشوند زنان در شعر و ادب مانند: رابعه بلخی، عایشه درانی، محجوبه هروی، مخفی بدخشی و تعداد دیگری که با تلاشهای فراوان و تحمل سختیها توانستند در این عرصه به گونهای واقعی بدرخشند.
بخش دوم شامل زنانی میشود که در کنار مردان مقتدر توانستند در امور حکومتی بطور مستقیم یا غیر مستقیم نقش خویش را ایفا کنند مانند ملکه سلطان راضیه دختر شمس الدین غوری، ملکه گوهرشاد همسر شاهرخ میرزا، نازو انا مادر میرویس خان هوتک و ملکه ثریا دختر محمود طرزی. هرکدام از این زنان توانستند با اندک فرصت به پویایی سیاسی برسند.
بخش سوم شامل زنان قهرمانی هست که خود در امور رزمی نقش آفریده و همچنان علیه تجاوز و استبداد بیگانه به مبارزه برخواستند مانند: ملالی، غازی ادی و سپینه.
فعالیت سیاسی زنان بعد از رفع حجاب، بخصوص از آغاز دهه دموکراسی در افغانستان شروع شد، طوری که دو زن در کمیسیون تدقیق قانون اساسی و چهار زن در سال 1343 در لویه جرگه برای اولین بار کسب عضویت کردند.
برای اولین بار در دوره دوازدهم ولسی جرگه چهار زن نیز با کسب اکثریت آرا از محلات مربوطه خود در یک مبارزه انتخاباتی پارلمان دوشادوش مردان داخل میدان سیاست گردیدند و با زحمات فراوان در میدان سیاست پیروز شدند.
مبارزات زنان افغان در تاریخ به سختیهای فراوانی مواجه شده است. مثلا در سال 1349 چند جوان افراطی مربوط به جناح جوانان مسلمان در برابر پوشیدن لباس کوتاه و فیشن زنان احتجاج نمودند و به پای زنان و دخترانی که لباس غربی داشتند مرمی فیر کردند، همچنان به روی بعضی دختران تیزاب پاشیدند. در همین زمان 5000 زن و دختر برای دادخواهی، در شهر کابل به سرکها ریختند و با مظاهره بسیار گسترده از حکومت خواهان بازرسی و مجازات عاملین شدند.
مسلم است که حقوق زنان و مسائل مربوط به آن را نمیتوان از تحولات عمومی جامعه جدا کرد، زیرا زنان به حیث نصف نفوس کشور در تمام مسائل بطور مستقیم و یا غیر مستقیم شریک اند.
عواملی که بر نقش زنان در این جامعه اثر میگذارند، همانا مسئله امنیت، اقتصاد، دسترسی به کار و غیره میباشد.
مثال واضح برای اثبات این موضوع میتواند سوزاندن فرخنده، بریدن بینی عایشه و سنگسار رخشانه و صدها خشونت این چنینی باشد که اعتماد به نفس زنان را کاهش و تفکرات منفی را در ذهن شان تداعی کرده تا دوباره خود را باخته و به عقب برگردند.
منابع:
- کاظم، عبدالله. (2005)زنان افغان زیر فشار عنعنه و تجدد. پوهنتون کابل
- بررسی ابعاد خشونت علیه زن در افغانستان. مهتمم: فیض الله جلال (1389) ناشر بنیاد جلال
- رضایی، صدیقه. (1389). زنان افغانستان؛ مشارکت، توسعه انتشارات فرهنگ
- رید، ایولین.(1335). آزادی زنان. چاپ سوم انتشارات گل آذین تهران
- آبوت، پاملا.(1383). جامعه شناسی زنان. چاپ سوم. انتشارات نی
شکریه مشعل



