در جستوجوی نان؛ زنان در کابل چگونه با محدودیتهای کاری کنار میآیند؟
گزارشگر: آزاده افغان | ویراستار: آینور سعیدپور

در یکی از پسکوچههای شهر کابل، بوی بولانی تازه رهگذران را به سوی دکان کوچکی میکشاند؛ دکانی که برای مریم، نه تنها محل کسب درآمد، بلکه آخرین امید برای تامین زندگی خانوادهاش است. او پس از دگرگونیهای سیاسی و ازدسترفتن فرصتهای شغلی، برای تامین هزینههای زندگی ناچار شد مسیر تازهای را در پیش بگیرد و با امکانات اندک، کسبوکاری کوچک راهاندازی کند؛ کاری که امروز تنها منبع درآمد خانوادهاش به شمار میرود.
مریم که تا صنف دوازدهم درس خوانده است، میگوید پس از محدودشدن فرصتهای کاری برای زنان، دیگر راهی جز ورود به بازار کار غیررسمی نداشت. او تصمیم گرفت مهارتی را که سالها در خانه انجام میداد، به منبع درآمد تبدیل کند؛ تصمیمی که هرچند با دشواریهای فراوان همراه بود، اما به او امکان داد تا خانوادهاش را روی پای خود نگه دارد.
او دربارهی آغاز این مسیر کاری میگوید: «در آغاز کارم خیلی کوچک بود. فقط چند بولانی میپختم و دختر دهسالهام آنها را میفروخت، اما به مرور زمان مشتریها بیشتر شدند و حالا توانستهام یک دکان کوچک کرایه کنم.»
به گفتهی مریم، هر روز پیش از طلوع آفتاب از خواب بیدار میشود، مواد اولیه را آماده میکند و تا پایان روز مشغول پخت و فروش بولانی است. با وجود ساعتهای طولانی کار، درآمد روزانهاش تنها هزینه کرایه دکان، خرید مواد اولیه و بخشی از مخارج ضروری خانواده را تامین میکند و فرصت چندانی برای پسانداز یا توسعه کارش باقی نمیگذارد.
او میافزاید: «دختر دهسالهام هم در دکان کنارم کار میکند و هر وقت بتواند کمکم میکند. واقعاً سخت است که مردی در خانه نباشد و تمام مسئولیت خانواده بر دوش یک زن باشد. در شرایط فعلی، کارکردن برای زنان بسیار دشوار شده و همیشه این نگرانی را دارم که مبادا دکانم بسته شود. با این حال، برای ادامه زندگی چارهای جز کارکردن ندارم.»
مریم تنها یکی از صدها زنی است که در سالهای اخیر برای تامین معیشت خانواده به مشاغل کوچک و غیررسمی روی آوردهاند؛ زنانی که در کنار مشکلهای اقتصادی، با نگرانیهای ناشی از محدودیتهای کاری و آینده نامعلوم کسبوکار خود نیز دستوپنجه نرم میکنند.
در همین حال، شماری از باشندگان محل، تلاش زنان برای تامین هزینههای زندگی خانواده را ستایش کرده و بر این باورند که این زنان با وجود شرایط دشوار، با اتکا به تواناییهای خود از خانوادههایشان حمایت میکنند.
اکرم، یکی از باشندگان محل، میگوید حدود دو سال است که مریم را در این دکان میبیند و از نزدیک شاهد تلاش شبانهروزی او بوده است. «این خانم با وجود همه مشکلها، دست نیاز به سوی کسی دراز نکرده و خودش مسوولیت خانوادهاش را بر دوش گرفته است. هر روز از صبح تا شام مشغول کار است، اما همیشه نگران است که مبادا دکانش بسته شود. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا زنان بتوانند بدون ترس و نگرانی کار کنند و با عزت زندگی خود را بسازند.»
آگاهان اقتصادی نیز، میگویند افزایش بیکاری، گسترش فقر، کاهش فرصتهای شغلی و بالارفتن هزینههای زندگی، شمار زیادی از خانوادهها را به سوی فعالیت در بخش غیررسمی اقتصاد سوق داده است؛ بخشی که هرچند برای بسیاری تنها راه کسب درآمد محسوب میشود، اما از ثبات، حمایت و امنیت شغلی کافی برخوردار نیست.
منیژه صافی، آگاه اقتصادی، میگوید زنان، بهویژه سرپرستان خانواده، در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری با فشارهای اقتصادی روبهرو استند و بسیاری از آنان برای تامین نیازهای اولیه زندگی ناچار شدهاند کسبوکارهای کوچک خانگی یا دستفروشی را آغاز کنند.
این آگاه اقتصادی، میافزاید: «دستفروشی و کسبوکارهای کوچک برای بسیاری از خانوادهها تنها منبع درآمد است، اما زنان در کنار مشکلهای اقتصادی، با محدودیتها و نگرانیهای دیگری نیز روبهرو استند که ادامه فعالیت را برای آنان دشوارتر کرده است. نبود حمایت مالی، دسترسی محدود به بازار و نگرانی از ادامه فعالیت، از جمله چالشهایی است که بسیاری از زنان با آن مواجهاند.»
به باور صافی، ایجاد فرصتهای شغلی، حمایت از کسبوکارهای کوچک، فراهمکردن دسترسی به وامهای خرد، آموزش مهارتهای حرفهای و ایجاد بازارچههای ویژه برای زنان میتواند نقش مهمی در بهبود وضعیت اقتصادی آنان داشته باشد. او تاکید میکند که تقویت چنین فعالیتهایی، افزون بر افزایش درآمد خانوادهها، میتواند به کاهش فقر و افزایش مشارکت اقتصادی در جامعه نیز کمک کند.
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش بیکاری و محدودترشدن فرصتهای شغلی برای زنان در افغانستان، شمار بیشتری از آنان برای تامین هزینههای زندگی به مشاغل خانگی، تولیدات کوچک و کسبوکارهای خرد روی آوردهاند. با این حال، کمبود حمایتهای اقتصادی، دشواری دسترسی به بازار، افزایش هزینههای زندگی و نگرانی از تداوم فعالیت، همچنان از مهمترین چالشهای پیش روی زنان نانآور خانواده به شمار میرود.
در میان همه این دشواریها، دکان کوچک مریم همچنان هر صبح در یکی از کوچههای کابل باز میشود؛ جایی که او با پختن بولانی، نه تنها لقمه نانی برای خانوادهاش فراهم میکند، بلکه برای حفظ امید و ادامه زندگی نیز هر روز از نو تلاش میکند.



