انتخاب دشوار میان نان و گرما؛ زمستان بیرحم زنان سرپرست خانواده در افغانستان
گزارشگر: آیدا پویا | ویراستار: آینور سعیدپور
در سرمای سخت زمستان و همزمان با تشدید بحران انسانی در افغانستان، بسیاری از زنان سرپرست خانواده ناچار شدهاند با انتخابی دردناک گرمکردن خانه یا تهیهی غذا روبهرو شوند. بیکاری گسترده، افزایش بهای مواد خوراکی و سوختی، زندگی شمار زیادی از شهروندان را در تنگنای شدید اقتصادی قرار داده است؛ تنگنایی که برای خانوادههای زیر سرپرستی زنان، سنگینتر و خطرناکتر است.
زنانی که میان گرما و غذا یکی را انتخاب میکنند، بیشتر توان تأمین هزینهی درمان و دارو را نیز ندارند؛ وضعیتی که سلامت خود و کودکانشان را با تهدیدهای جدی روبهرو کرده است.
بستهبودن گذرگاههای مرزی افغانستان و پاکستان در سه ماه گذشته، فشار بیسابقهای بر بازارهای وارداتی افغانستان وارد کرده است. این وضعیت باعث افزایش بهای مواد خوراکی و سوختی شده و بیش از همه خانوادههایی را متاثر کرده است که زنان سرپرستی آنان را برعهده دارند.
شماری از زنان سرپرست خانواده در گفتوگو با خبرگزاری بانوان افغانستان میگویند که افزایش قیمتها، توان تهیهی نیازهای اولیه را از آنان گرفته است. در حالی که در سایهی ممنوعیت کار زنان و بحران انسانی، تامین هزینههای زندگی از پیش دشوار بود، زمستان و ضرورت گرمایش خانهها فشار فزایندهی بر زنان و کودکان وارد کرده است.
مریم –نام مستعار– ۴۰ساله و مادر سه کودک است. او در یکی از منطقههای دوردست شهر کابل زندگی میکند و به تنهایی مسوولیت تامین هزینههای خانواده را برعهده دارد. مریم باید از هر راه ممکن کرایهی خانه، هزینهی درمان، پوشاک، خوراک و اکنون در زمستان، گرمکردن خانه را فراهم کند؛ مسوولیتی سنگین در شرایطی که بازار کار هر روز محدودتر میشود.
او برای کسب درآمد، صفاکاری، آشپزی و دیگر کارهای خانه را انجام میدهد و دستمزدی اندک به دست میآورد؛ درآمدی که به گفتهی خودش کفاف مصرفهای زندگی چهارنفرهیشان را نمیدهد. با این حال، همهی تلاشش را میکند تا برای فرزندانش لقمهنانی فراهم کند.
مریم از تاثیر سرمای شدید بر سلامت کودکانش نگران است و میگوید اکنون ناچار است میان خرید غذا و مواد سوختی تنها یکی را انتخاب کند. «در زمستان، اولین نگرانی من سوخت است. اگر پول سوخت بدهم، برای غذا کم میآورم؛ اگر غذا بخرم، خانه سرد میماند.»
او میافزاید که درآمد روزمزدیاش ثابت نیست و در برخی هفتهها هیچ درآمدی ندارد. به گفتهی مریم، در چنین شرایطی مجبور میشود مصرف غذا را کاهش دهد تا بتواند حداقل سوخت مورد نیاز را تهیه کند؛ وضعیتی که زنان سرپرست خانواده را وادار میکند یکی از نیازهای اولیه را قربانی دیگری کنند.
فاطمه –نام مستعار–، دیگر باشندهی کابل و سرپرست دو فرزند نیز وضعیت مشابهی دارد. او میگوید افزایش بهای مواد سوختی، در حالی که منبع درآمدی ندارد، زندگی را برایش دشوار و حتا ناممکن کرده است. «قیمت ذغال و گاز هر سال در زمستان بالا میرود. بعضی روزها فقط یک اتاق را گرم میکنم تا سوخت کمتر مصرف شود.»
فاطمه برای محافظت از کودکانش در برابر سرما، به راهحلهای موقتی متوسل شده است. او میگوید فرزندانش لباسهای بیشتری میپوشند و شبها زودتر میخوابند تا سرمای خانه کمتر آزاردهنده باشد.
در حالی که باشندگان کابل از افزایش بهای مواد سوختی شکایت دارند، شهرداری کابل بارها اعلام کرده که برای مواد خوراکی و سوختی نرخنامه تعیین شده و فروشندگان حق گرانفروشی ندارند.
با این حال، تازهترین دادههای ادارهی ملی احصائیه و معلومات طالبان، نشان میدهد که در ماه عقرب سال روان، بهای مواد خوراکی ۲.۳ درصد و مواد غیرخوراکی ۱.۲ درصد افزایش یافته است. این اداره، افزوده که در ماه قوس نیز بهای مواد خوراکی نسبت به ماه پیش ۴.۲ درصد افزایش داشته است. بر اساس این آمار، در قوس بهای غلهها ۳.۵ درصد، روغن ۱۳.۹ درصد و مواد غیرخوراکی ۱.۹ درصد افزایش یافته است.
در شمال کشور نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. مریم احمدی، باشندهی مزارشریف و مادر یک کودک، سرپرست خانواده است و برای تامین نیازهای زندگی صفاکاری میکند. او میگوید درآمد اندکش تنها کفاف ضروریترین نیازها را میدهد و به دلیل بیکاری و بحران انسانی، کیفیت غذا به شدت کاهش یافته است.
«بیشتر غذاها ساده شده است. نان و چای، یا غذاهایی که ارزانتر تمام میشود. فامیل غذا میخواهند، اما توان خرید مثل قبل نیست.» احمدی میافزاید که این وضعیت بر سلامت کودکان تأثیر منفی گذاشته و آنها دچار سوءتغذیه شدهاند.
در همین حال، فعالان اجتماعی میگویند بحران انسانی حاکم بر افغانستان، زنان و کودکان را بیشتر از سایر اقشار متاثر کرده است. زرمینه پریا، فعال اجتماعی، با اشاره به گسترش فقر، تأکید میکند که برای مدیریت کوتاهمدت بحران، کمکهای انساندوستانه باید بهگونهی عادلانه، بهویژه به خانوادههای زیر سرپرستی زنان، توزیع شود.
او میگوید: «کمکهای خیریه و حمایتی وجود دارد، اما منظم نیست و همه زنان سرپرست را پوشش نمیدهد. بسیاری از این خانوادهها در زمستان بدون پشتیبانی مشخص رها میشوند.»
بر بنیاد آخرین دادههای دفتر هماهنگکنندهی کمکهای انساندوستانهی سازمان ملل متحد (اوچا)، در سال ۲۰۲۶ بیش از ۲۱ میلیون و ۹۰۰ هزار شهروند افغانستان به کمکهای انساندوستانه نیاز خواهند داشت.



