از رویا تا انزوا؛ ورزشکاران زن در حاکمیت طالبان چه میکنند؟
گزارشگر: شیما رحیمی | ویراستار: آینور سعیدپور
تا پیش از سقوط نظام جمهوری و رویکارآمدن طالبان، باشگاههای ورزشی برای بسیاری از دختران و زنان، تنها مکانی برای تمرین نبود؛ بلکه پناهگاهی برای امید، تحرک، دوستی و ساختن آیندهای متفاوت محسوب میشد. زنانی که با لباسهای ورزشی، عرق بر پیشانی و رویا در دل، برای پیشرفت میدویدند، امروز اما با درهای بسته، محدودیتهای سختگیرانه و آیندهای نامعلوم روبهرو شدهاند.
در بیش از چهار سال گذشته و ممنوعیت ورزش دختران، ورزشکاران زن از ادامهی فعالیتهای ورزشی و رفتن به باشگاهها منع شدهاند. این محدودیتها نهتنها فعالیت بدنی آنان را متوقف کرده، بلکه بخشی از هویت، امید و سلامت روانیشان را نیز از آنان گرفته است. زنانی که پیشتر در رشتههای مختلف ورزشی فعالیت داشتند، در رقابتها شرکت میکردند و برای نمایندگی جامعه خود تلاش مینمودند، اکنون به انزوا رانده و همهی زندگیشان در چهاردیواری خانه خلاصه شده است.
لیلا –نام مستعار- ورزشکار رشتهی تکواندو، یکی از همین زنان است که به دلیل محدودیتهای طالبان از ادامهی ورزش و دنبالکردن رویاهایش محروم شده است. او چهار سال از عمرش را صرف تمرین حرفهای کرد، در رقابتهای محلی و ولایتی مدال گرفت و خود را برای حضور در رقابتهای ملی آماده میساخت. اما همه چیز با به قدرترسیدن طالبان ناگهان متوقف شد.
با گذشت چندین سال، میگوید که اندوه ممنوعیت از رفتن به باشگاه برایش تازه است و هربار با یادآوری این وضعیت، روانش متاثر میشود. «با وضع محدودیتهای جدید حکومت امارت اسلامی [طالبان]، سالن ورزشی ما بسته شد. مربی گفت زنان دیگر اجازه شرکت در مسابقات عمومی یا حتا رفتن به باشگاه را ندارند.»
لیلا حالا تنها گاهی در خانه تمرین میکند؛ تمرینهایی بیانگیزه، بدون مربی و بدون چشمانداز. «لباسهای ورزشیام خاک میخورند. سالهایی که با زحمت تمرین کردم، حالا انگار بینتیجه مانده است. دیگر نه شور سابق را دارم و نه امید روشنی برای ادامه.»
داستان مینا (نام مستعار)، فوتبالیست سابق، تفاوت چندانی با لیلا ندارد. او نیز به دلیل جنسیتش از دنبالکردن رویاهایش محروم شده و سالها تلاش حرفهای و عرقریزیاش در این راستا هیچ شده است. او که برای رفتن به میدانهای ورزشی با محدودیتهای اجتماعی و خانواده مبارزه کرده تا به انتخابش برسد، اکنون طالبان همهی آن تلاشها را ازبین برده است.
او که اکنون در چهاردیواری خانهاش محدود شده از روزهای نه چندان دور، خاطرههایش را بازگویی میکند. روزهای که با ۱۸ دختر دیگر، با هزینهی شخصی و بدون هیچگونه پشتیبانی تمرین میکردند تا روزی در میدانهای بزرگ منطقهای و جهانی رقابت کنند. «ما در تیممان ۱۸ دختر بودیم. با هزینه شخصی لباس، توپ و حتا میدان تمرین تهیه میکردیم. فوتبال برای ما امید بود، انگیزه بود، نفس تازه.»
اما امروز، بهگفته او، هیچ زمین ورزشیای برای تمرین زنان باز نیست. همچنان شمار زیادی از همگروههایش مجبور شده که انتخابهای دیگر از جمله ازدواج را داشته باشند. به گفتهی مینا، این دختران چهار سال پیش، انتظار داشتند که ورزشکاران نامآوری برای افغانستان باشند؛ اما اکنون خودشان قربانی سیاستهای کلان شده و مسیرهای همهی شان تغییر کرده است.
فراتر از این روایتهای فردی، فعالان حقوق زن باور دارند کع محرومیت زنان از ورزش، بهمعنای محرومیت از بخشی از حقوق اساسی آنان است.
فرحناز (نام مستعار)، فعال حقوق زن نیز، از پیامدهای سیاستهای طالبان انتقاد کرده و میگوید که سیاستگذاریها نباید براساس جنسیت باشد، بل همهی شهروندان در فضای امن از حقوقشان برخوردار باشند. «ورزش فقط تحرک جسمی نیست؛ سلامت روان، حضور اجتماعی و حق انتخاب سبک زندگی است. بسیاری از دختران، ورزش را دریچه امید خود میدانستند، اما امروز نهتنها از تمرین محروم شدهاند، بلکه هویت ورزشی و اجتماعیشان نیز در خطر است.»
او تأکید میکند که بدون حمایت اجتماعی و قانونی، استعدادهای زنان هرگز شکوفا نخواهد شد و خواستار بازنگری در سیاستهای طالبان است. «ایجاد محیطهای امن ورزشی، سالنهای جداگانه و امکان فعالیت حرفهای زنان، نه تهدید است و نه امتیاز؛ بلکه یک حق انسانی است.»
از دید کارشناسان ورزشی نیز، حذف زنان از صحنه ورزش، ضربهای جدی به ساختار کلی ورزش افغانستان وارد کرده است. محمدباقر (نام مستعار)، کارشناس تربیت بدنی، میگوید: «وقتی زنان از ورزش محروم میشوند، نیمی از ظرفیت رشد ورزشی کشور از بین میرود.»
به گفته او، بسته شدن باشگاههای ویژه زنان در بیش از چهار سال اخیر، چرخهی رشد ورزش بانوان را بهشدت آسیب زده است. «برای احیای دوباره این بخش، حکومت باید زمینه ایجاد سالنهای جداگانه، مربیگری حرفهای و مسابقات اختصاصی زنان را فراهم کند. بدون حضور زنان، هیچ جامعهای نمیتواند ادعای پیشرفت داشته باشد؛ چون عقل سالم در تن سالم است.»
ورزشکاران محرومشده امروز، قربانیان خاموش سیاستهایی اند که نهتنها مانع پیشرفت حرفهای آنان شده، بلکه سلامت جسمی، روانی، آزادی انتخاب و آیندهشان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. محرومیت زنان از ورزش، صرفاً یک مسئله ورزشی نیست؛ بلکه آسیبی اجتماعی، روانی و حتی اقتصادی به شمار میرود.
طالبان پس از بهدستگرفتن قدرت، ورزش دختران در همهی رشتهها را ممنوع کرد. در پی این تصمیم تمامی تیمهای ورزشی زنان لغو شده و شماری از آنان مجبور به ترک افغانستان شدند. شماری از ورزشکاران در بیرون، یا ورزش را ترک کرده و یا هم مجبور شده که در گروههای دیگر اغام شوند.
در همین حال، ورزشکارانی که در افغانستان استند، در خفا زندگی و شماری از آنان به تمرینهای ورزشیشان نیز، ادامه دادهاند. آیندهی این ورزشکاران در هالهی از ابهام قرار دارند.



