خودکفایی با طعم آش وطنی؛ روایت زنی که با خوراکیهای بومی زندگی میسازد
گزارشگر: مژده افغان | ویراستار: آینور سعیدپور
در گوشهای از شهر بلخ، دکان کوچکی با قفسههایی پر از خوراکیهای وطنی، داستان زنی را روایت میکند که با دستان خودش، زندگیاش را از نو ساخته است. بوی آش خشک، مربا و مرچهای مصالحدار در فضای دکان پیچیده و روی میز کوچکی، پاکتهای آش وطنی و قوطیهای مواد خوراکی با دقت چیده شدهاند.
کریمه قادری، ۳۳ساله، پنج ماه میشود که از صبح تا شام در همین دکان مصروف فروشندگی است؛ مادری با دو فرزند که در نبود کار برای شوهرش، مسوولیت تامین هزینههای خانواده را به دوش دارد. او میگوید این دکان کوچک، تنها محل کارش نیست، بلکه امیدی است برای ادامه زندگی.
کریمه پیش از این به کار خیاطی مشغول بود، اما مشکلهای جسمی و صحی او را وادار به تغییر مسیر و شغل کرده است. این کارآفرین دربارهی مسیر تغییر شغلش میگوید: «نشستن زیاد برایم سخت شد. وقتی دیدم دکانداری اگر فروش داشته باشد، نسبت به خیاطی راحتتر است، تصمیم گرفتم کارم را عوض کنم.»
این تصمیم، او را به دنیای تولید و فروش خوراکیهای وطنی کشاند. کریمه برای یادگیری کار تولید آش، دو ماه به عنوان دانشآموز در یک کارخانهی تولید آش کار کرده تا مهارتهای جدید در بخش آشپزی را بیاموزد. «دو ماه شاگرد بودم، بعد در بخش فروش کار کردم و ماهانه سه هزار افغانی معاش داشتم.» همین تجربه، نخستین گام او برای ورود به کار مستقل فروش خوراکیهای خانگی بود.
به گفتهی کریمه، تمام آشهایی که در دکانش به فروش میرسد، خانگی و وطنی است. در کنار آن، محصولات دیگری مانند مربا، خیارشور، چتنی و مرچهای مسالهدار نیز در خانه تهیه میشود؛ محصولاتی که هرکدام با سلیقه و زحمت آماده شدهاند. او از فرازونشیب فروشات روزانه چنین میگوید: «مشتریها روزانه میآیند. بعض روزها ۲۰ پاکت فروش داریم، بعضی روزها ۱۰ پاکت و گاهی هم فقط یک پاکت. فروشات نظر به مشتری فرق میکند.»
کریمه، در بخشی از سخنانش میگوید که روزانه حدود ۱۰۰ بسته آشها و دیگر فرآوردهها در خانه و توسط زنان تولید میشود و سپس به فروش گذاشته میشود. بخش از فروشها از طریق دکانی انجام میشود که کریمه آنرا مدیریت میکند و در کنارش، گاهی آش و دیگر محصولات خانگی به دکانهای دیگر نیز، فروخته میشود تا به دست مشتریان برسد. «درآمد کارخانه در حدی است که مصرف کار و معاش شاگردها را میپوشاند. به هر شاگرد ماهانه سه هزار افغانی پرداخت میشود.»
این زن کارآفرین همهی تلاشهای را رویهم میگذارد تا فروش بیشتر داشته باشد که هزینهی خانواده و کارمندانش به بهترین نحو ممکن برآورده شود؛ اما کسبوکارش عاری از چالش نیست. او همهروز با مشکلهای فزاینده روبهرو است که باید با آنهم این دکان را حفظ کرده و برای گسترشش نیز برنامهریزی کند.
کمبود سرمایه برای گسترش کار، دسترسی نداشتن به بازارهای ملی، نبود وسایل و ماشینآلات از چالشهای اصلی او بهشمار میرود. «تازه از ایران برگشت کردیم. سرمایه ندارم. اگر سرمایه و امکانات داشته باشم، میتوانم کارخانه را خودم به تنهایی بسازم و شاگرد بگیرم تا مفادش برای خودم باشد.»
در حال حاضر، او از فروشات دکان به شکل شراکتی سهم میگیرد؛ مدلی که اگرچه درآمد محدودی دارد، اما برای ادامه کارش حیاتی است. «دو حصه مفاد را صاحب کارخانه و شریک دکان میگیرد و یک حصه آن برای من میرسد.»
با وجود تمام این دشواریها، کریمه قادری نگاه امیدوارانهای به آینده دارد. او آرزو دارد روزی یک کارخانه مستقل تولید آش ایجاد کند و برای زنان نیازمند دیگر نیز زمینه کار فراهم سازد. «میخواهم روی پای خود بایستم، چند زن فقیر دیگر را شامل کار کنم و آینده اولادهایم را بسازم.»
او در حالی که درگیر مشکلهای زیادی مبارزه میکند تا بتواند در بازارهای بلخ که به شدت به واردات متکی است، رقابت کند، از زنان و دختران دیگر نیز، میخواهد که برای استقلال مالی و حضور در اجتماع تلاش کرده و از همهی فرصتها برای پیشرفت استفاده کنند.
کریمه در دکانی که نمادی از مقاومت و پایداری زنان در میانهی محدودیتهای اجتماعی-فرهنگی و طالبانی است همچنان به مقاومتش ادامه میدهد تا توانایی زنان را به نمایش بگذارد.



