نبود محرم؛ بن‌بست اقتصادی برای زنان نان‌آور در افغانستان

گزارش‌گر: ژیلا خاوری | ترتیب: آی‌نور سعیدپور

در گوشه‌ای از یکی از ولسوالی‌های شمال افغانستان، دختری زندگی می‌کند که روزهای جوانی خود را با آرزوهایی ساخته بود؛ آرزوهایی که قرار بود با تلاش و تحصیل، او و خانواده‌اش را از فقر و تنگ‌دستی نجات دهد. اما امروز، در شرایطی که بیش از هر زمان به کار و درآمد نیاز دارد، تنها به دلیل نداشتن محرم، از ورود به محیط کار محروم مانده است.

گل‌رخ، ۳۰ساله‌ای که پس از مرگ پدر، سرپرستی خانواده پنج‌نفره خود را بر عهده دارد، نمونه‌ای از زنانی است که نبود یک مرد هم‌راه، امیدهای اقتصادی و اجتماعی‌شان را محدود کرده است. او هم‌راه مادر و چهار خواهرش در یکی از ولسوالی‌های ولایت شمال زندگی می‌کند و خانواده‌شان نان‌آور مردی ندارد. در چنین شرایطی، روزگار به سختی می‌گذرد و فشارهای اقتصادی بخش بزرگ زندگی‌شان را تحت تاثیر قرار داده است.

او، دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی کشاورزی است و دوره‌های آموزشی‌اش را در وضعیت دشوار اقتصادی پایان رسانده است. «با تلاش و زحمت تحصیل کردم، تجربه هم دارم اما هر بار که مراجعه می‌کنم به نهاد برای وظیفه، همین که می‌پرسند محرم داری یا نه؟ و همین سوال تمام امیدم را که برای به‌دست‌آوردن وظیفه دارم، از بین می‌برد.»

گل‌رخ، سال‌ها درس خوانده و آرزو داشته در اداره‌ها و نهادهای مختلف کار کند؛ اما اکنون تمام دروازه‌های آرزوهایش به رویش بسته شده است. در شرایط کنونی افغانستان، تنها زنانی که با مردی هم‌راه باشند، اجازه رفت‌وآمد به محل کار را دارند. این محدودیت برای گلرخ که هیچ محرم مردی ندارد، به معنای محرومیت بی‌پایان است.

او با صدایی لرزان و آرام که هزاران درد ناشی از فشارهای روزگار را نشان می‌داد، می‌گوید: «کار برای ما نیست، نان هم نیست. من فقط می‌خواهم روزی حلال برای خانواده‌ام پیدا کنم، اما چرا نبود یک مرد ما را از زندگی محروم کند؟»

نبود درآمد ثابت و زندگی در خانه‌ای کرایه‌ای، که هر ماه با قرض کرایه و کمک‌های بستگان تامین می‌شود، یکی دیگر از مشکل‌های خانواده‌ی گل‌رخ است. فشار مالی باعث شده که خانواده از شهر به روستا نقل مکان کند و در محیطی با محدودیت‌های بیش‌تر زندگی کند.

بی‌بی جان، مادر گل‌رخ، درباره این شرایط می‌گوید: «خودم پیر شدیم، تنها امیدم کارکردن همین دختر بود، مگر او هم هر جای می‌رود می‌گوید محرم نداری. حال که محرم نداریم، خوده بکشیم از گرسنگی!»

بی‌بی جان پنجاه‌ساله که از بیماری قلبی نیز رنج می‌برد، معتقد است رنج بی‌روزگاری او و خانواده‌اش، بسیار بیش‌تر از درد بیماری است.

فعالان حقوق بشر نیز، می‌گویند که زنانی مانند گل‌رخ، بیش‌ترین آسیب‌پذیری را در شرایط فعلی دارند. تمنا یاسر، فعال حقوق زن، می‌گوید که محرومیت زنان از کار و گشت‌وگذار، سبب تشدید چرخه‌ی فقر شده و این وضعیت خانوارهای تحت سرپرستی زنان را بیش‌تر از دیگران متاثر کرده است. «نبود سرپرست مرد در خانواده‌ها در شرایط فعلی یک چالش بزرگ است. خانواده‌هایی که نان‌آور فقط خانم‌های خانه استند، بیش‌تر از دیگران آسیب‌پذیرند. نبود هر گونه راه‌حل برای این گروه، آنان را در چرخه‌ای از فقر دایمی قرار می‌دهد.»

با وجود این دشواری‌ها، گل‌رخ هنوز هم امید خود را از دست نداده است و تاکید می‌کند: «زندگی سخت است، اما ما سخت‌تر از زندگی هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شویم.» او با وجود محرومیت‌ها و محدودیت‌ها، هم‌چنان تلاش می‌کند تا خانواده‌اش را از فقر و نیاز نجات دهد.

محدودیت داشتن محرم، نه تنها مانعی برای اشتغال زنان است، بلکه تاثیر مستقیمی بر سلامت روان، امنیت غذایی و توانایی زنان در اداره خانواده دارد. زنانی که نان‌آور خانواده استند، بیش‌تر مجبور اند بین زندگی روزمره و پی‌گیری تحصیل یا اشتغال، انتخابی غیرممکن داشته باشند.

بسیاری از خانواده‌های زن‌سرپرست، نبود مردی برای هم‌راهی، به معنای محرومیت کامل از فرصت‌های اشتغال و استقلال مالی است.

بر اساس داده‌های برنامه‌ی جهانی غدای سازمان ملل متحد، زنان و دختران در افغانستان بیش‌ترین بار گرسنگی و فقر را متحمل می‌شوند که ممنوعیت کار و محدودیت‌ها بر کار آنان، وضعیت را وخیم‌تر کرده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا